چشم انداز قیمت نفت و آینده آن – گفتگو  با مرکز بین المللی مطالعات صلح

چشم انداز قیمت نفت و آینده آن – گفتگو با غلامحسین حسنتاش

نگارش IPSC در آبان ۱۴, ۱۳۹۷ – ۶:۱۹ ق.ظ
 
EmailShare

کارشناس انرژی

مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

فراز و نشیب های چند ماهه اخیر در بازار جهانی نفت تحت تاثیر عوامل گوناگون همچنان ادامه دارد. در همین راستا برای بررسی بیشتر چشم انداز قیمت نفت و آینده آن گفتگویی با غلامحسین حسنتاش  داشته ایم:

 واژگان کلیدی: کاهش قیمت، نفت، افزایش قیمت نفت، قیمت نفت، آینده قیمت نفت، چشم انداز

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: علل فراز و نشیب و افزایش قیمت نفت در ماه های گذشته را چه میدانید؟

فکر می کنم عمدتا مربوط به فشار امریکا بر روی نفت ایران بوده است، این فشار هم تاثیر روانی داشته و هم تاثیر فیزیکی. یعنی از یک سو جوسازی مستمر ترامپ و تیمش در مورد صفر کردن صادرات نفت ایران از نظر روانی تاثیر داشته، چون همه می‌دانند که میزان صادرات نفت ایران به راحتی قابل جبران نیست و از سوی دیگر  از نظر فیزیکی برداشت کمتر برخی از مشتریان نفت ایران موثر بوده است. گزراشات ماهانه سازمان اوپک نشان می‌دهد که در ماه اوت 150 هزار بشکه و در ماه سپتامبر مجددا 150 هزار بشکه دیگر از صادرات ایران کم شده است البته در ماه‌‌های اخیر تقاضا هم نسبتا قوی بوده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: پیامدهای وضعیت کنونی قیمت نفت در ماه های گذشته را چه میدانید؟

البته قیمت نفت در دامنه خیلی بالائی نیست و بازار جهانی نفت قبلا نیز این دامنه از قیمت را تجربه کرده است ولی در هر حال این سطوح قیمتی از یک طرف می تواند موجب کندی نرخ‌‌های رشد اقتصادی خصوصا در قطب‌‌های مهم مصرف مثل هند و چین بشود و هم موجب رشد تولید غیراوپک و خصوصا تولید نفت شیل در امریکا.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به شرایط کنونی اصولا نقش تولیدکنندگان غیر اوپک در عرضه و ساختار قیمت گذاری نفت تا چه حدی مهم و تاثیرگذار است؟

مسلما تاثیرگذار است. هم اکنون حدود 65 درصد نفت‌‌خام جهان در کشورهای غیراوپک تولید می‌شود و روسیه و ایالات‌متحده جزو سه تولیدکننده اول نفت‌خام جهان هستند و خصوصا ایالات‌متحده پتانسیل تولید بیشتر هم از شیل‌های نفتی دارد که افزایش تولید آن بر روی قیمت تاثیرگذار است و حتی طی سال‌های اخیر تاحدودی کنترل قیمت را از دست اوپک خارج کرده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در شرایط کنونی عربستان و روسیه چه نگاهی به آینده بازار و قیمت نفت دارند؟

به نظر من روس‌ها در چند سال اخیر فهمیدند که پدیده نفت شیل در ایالات‌متحده تا حدود زیادی کنترل تنظیم بازار نفت را از دست اوپک خارج کرده است به این معنا که واکنش نسبتا سریع تولید نفت شیل در مقابل افزایش قیمت، موجب شده که کنترل تولید اوپک برای بالا بردن قیمت موثر نباشد و فقط فرصت برای شیل‌ها فراهم کند و با افزایش تولید نفت شیل اقدام اوپک خنثی شود. لذا به این نتیجه رسیدند که در این شرایط آنها نمی‌‌توانند مثل گذشته تمام مسئولیت تنظیم بازار را به عهده اوپک بگذارند و بدون این که تولیدشان را کاهش دهند از افزایش قیمتی که به هزینه کاهش تولید اعضاء اوپک اتفاق می‌افتد بهره ببرند بلکه آن ها  هم باید به اوپک کمک کنند که بتواند بر این مساله فائق شود و این موجب نزدیکی سیاست‌‌های نفتی روسیه و عربستان شد. برنامه این دو کشور این بوده است که قیمت جهانی نفت را در دامنه‌ای نگه دارند که نه چندان پائین باشد که اقتصادهایشان آسیب ببیند و نه چندان بالا که تولید نفت شیل زیاد شود. عربستان هم این هماهنگی را به اوپک منتقل می‌کند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نقش کنونی هند و چین در بازار نفت در شرایط کنونی چیست؟

چین و هند در سال 2017 به ترتیب 13 و 4 درصد از کل نفت‌خام جهان را مصرف کرده‌اند و مهم تر این که نرخ رشد تقاضایشان بالاست. 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: منافع ایران در وضعیت کنونی و آتی چیست؟

به نظر من منافع ایران در وضعیت کنونی و آتی در این است  با یک برنامه‌ریزی دقیق، جامع و بلندمدت وابستگی اقتصاد خود به درآمد نفت را به حداقل ممکن کاهش دهد. واقعیت این است که دوران نفت و محوریت اوپک به سرعت در حال سپری شدن است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: چشم انداز قیمت نفت به چه سمت و سویی حرکت خواهد کرد؟

پیش‌بینی قیمت نفت با توجه به کثرت عوامل تاثیرگذار بسیار دشوار است، اما در آینده نزدیک بستگی به این خواهد داشت که ایالات‌متحده تا چه حد بخواهد و بتواند بر روی صادرات نفت ایران فشار بیاورد ، اگر این فشار بعد از 13 آبان ماه شدید و احیانا موفق باشد ممکن است مدتی قیمت جهانی نفت (شاخص برنت) به حدود صد دلار هم نزدیک شود.  اما بعد از مدتی با قدری کند شدن نرخ رشد اقتصادی جهان و قدری افزایش تولید نفت شیل و نیز افزایش تولید سایر انرژی‌ها و جایگزینی آنها با نفت، قیمت جهانی نفت‌خام به همین حدود فعلی بر خواهد گشت. در هر صورت و البته در غیاب تحولات ژئوپلتیکی که غیر قابل پیش‌بینی است، من فکر نمی‌کنم که متوسط قیمت نفت‌خام در سال آتی میلادی از حدود 85 دلار در بشکه تجاوز کند.

شیفتگان ساده‌سازی اقتصاد (سخنی کوتاه با دکتر مسعود نیلی)

شیفتگان ساده‌سازی اقتصاد

جناب آقای دکتر مسعود نیلی در مهرماه گذشته در مقاله‌ای تحت عنوان "یک پاسخ به حمله‌های بیشمار" مطالبی را فرموده‌اند (سرمقاله دنیای اقتصاد مورخ 21/7/97) که در این یادداشت در نظر دارم نکاتی را در مورد آن ذکر کنم. البته بخش قابل‌توجهی از مقاله ایشان به نوعی دفاع دیپلماتیک از خود است. از آنجا که ایشان در اذهان بسیاری، محور تصمیمات اقتصادی دولت یازدهم و دوازدهم شناخته می‌شوند در این مقاله بدون برخورد صریح با دولت سعی کرده‌اند نشان دهند که حتی نظرات ایشان هم مورد توجه و پذیرش دولت نبوده است. همچنین ایشان به نوعی سعی کرده‌اند حساب خود را از اقتصاددانان نئوکلاسیک خط دهنده به دولت نهم و دهم جداکنند. اما توجه بنده در این یادداشت به آن بخش از مطالب ایشان است که حاوی کنایه‌هائی به اقتصاددانان نهادگراست و در این مورد فهرست وار نکاتی را عرض می‌کنم:

1- آقای دکتر نیلی کنایه زده‌اندکه: "این اقتصاددانان تحلیل‌های جالب‌تری هم دارند. آنها معتقدند مصرف انرژی، آب کالاهای اساسی و بسیاری از اقلام دیگر ربطی به قیمت آنها ندارد. بلکه ریشه در عامل مبهمی بنام نهاد یا ساختار دارد." البته ایشان سندی در این مورد ارائه نکرده‌اند که کدام نهادگرا منکر قطع ارتباط کامل میان این اقلام و قیمت آنها در عالم خلقت است و اگر چیزی می‌گوید در شرایط ایران و با واقعیت‌های اقتصادی و نهادی ایران صحبت می‌کند یا گزاره جهانشمول صادر می‌کند. اما نگارنده صرفنظر از دیدگاه نهادگرا خدمت ایشان عرض می‌کنم که حداقل در مورد حامل‌های انرژی که تا حدودی در آن تخصص دارم در طول چند دهه گذشته که در چرخه باطل افزایش نرخ ارز و به تبع آن افزایش یارانه‌های (ضمنی) انرژی، افزایش قیمت حامل‌های انرژی و افزایش تورم و دوباره افزایش نرخ ارز، قرارگرفته‌ایم(رجوع شود به : زمینه سازی برای تضعیف بیشتر پول ملی؛ شرق 6/10/96، صفحه 4) ، بارها در نوشته‌های مختلف و حتی با استناد به مدل‌های مورد علاقه اقتصاد نئوکلاسیک، نشان داده‌ام که چگونه در شرایط ایرن قیمت‌ حامل‌های انرژی بسیار بر مصرف آنها کم اثر هستند و سال‌ها قبل از تجربه سال‌های 1389 و 1390 در مقاله‌ای تحت عنوان "مبانی اقتصادی بهینه‌سازی مصرف انرژی: بررسی راه‌کارهای قیمتی و غیرقیمتی" (ماهنامه اقتصادانرژی اسفند 84) نشان داده بودم اگر به مسائل ساختاری و نهادی توجه نشود چگونه صِرف افزایش قیمت‌ حامل‌های انرژی در شرایط رکود تورمی، هم رکود و هم تورم را تشدید می‌کند و جالب است در تجربه افزایش قیمت‌ها در سال‌های مذکور دقیقا همین اتفاق افتاد. در اینجا بنا ندارم همه آن ادبیات را تکرار کنم و به سادگی قابل مراجعه است. اما در اینجا تنها یک نکته را متذکر می‌شوم . بعید است جناب دکتر نیلی عزیز اعتقاد داشته باشند که رابطه بین قیمت یک کالا و میزان مصرف آن یک رابطه اهرمی و مکانیکی است و احتمالا باورشان این است که مثلا وقتی قیمت بالا می‌رود مصرف‌کننده عقلائی تصمیم می‌گیرد که مصرف آن کالا را کاهش دهد و احیانا کالاهای جایگزین را مصرف کند این که اگر امکان جایگزینی وجود نداشت چه خواهد شد؟ را در آن مقالات توضیح داده‌ام اما در این جا تنها به یک نکته ساده اشاره می‌کنم، در یک اقتصاد با ساختار تورمی که همه مردم بارها تجربه کرده‌اند که افزایش سطح عمومی قیمت‌ها بزودی افزایش نسبی قیمت یک کالا را جبران یا خنثی می‌کند و به عبارتی در جامعه‌ای که انتظارات تورمی و بی‌ثباتی اقتصادی وجود دارد، آیا مردم به فکر سرمایه‌گزاری برای جایگزینی خواهند افتاد و یا منتظر تطبیق مجدد قیمت‌ها خواهند شد. بعید است جناب دکتر نیلی منکر پدیده انتظارات شوند چون در بخش دیگری از مقاله‌شان در مورد ارز و نرخ ارز بارها به تاثیر آن اشاره کرده‌اند.

2- جناب دکتر نیلی در بخشی از مقاله خود در مورد نقد مخالفین به عملکرد بانک‌های خصوصی از پیش‌بینی این مساله در برنامه سوم دفاع کرده‌اند و مشکلات بوجود آمده را ناشی از عدم تحقق سیاست‌های جانبی پیش‌بینی شده و عدم هماهنگی تصمیمات اقتصادی در دوره‌های بعدی دانسته‌اند و نوشته‌اند:" این شکل از استدلال در خصوص بانک‌های خصوصی مشابه آن است که فردی علت طلاق را ازدواج بداند. به این دلیل که نقطه‌ آغازینی که منجر به طلاق شده ازدواج بوده است، بدون آنکه تحولات طی شده در دوره‌ میانی را مورد بررسی قرار دهد." این مثال ازدواج و طلاقشاید عوام پسندانه باشد اما این سوال مهم مطرح است که اگر ازدواجی بدون مطالعه و بدون توجه به مسائلی مانند کفویت و تفاوت‌های سنی و فرهنگی و تحصیلی و طبقاتی و سایر مسائل نهادی دو طرف و نیز به گونه‌ای انجام شود که تمام عقلا و بزرگان فامیل مخالف آن باشند و پیش‌بینی کنند که به جدائی منجر خواهد شد آیا چنین ازدواجی علت طلاق نیست؟ آیا آنچه که این سیاست را ناکارآمد کرد قابل پیش‌بینی نبود و هیچکس نگفته بود و ننوشته بود؟

ژوزف استیگلیتز معاون سابق بانک جهانی و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2001 بعنوان یکی از برجسته‌ترین اقتصاددانان حال حاضر جهان با گرایش نهادگرائی، می‌نویسد :"سیاست اقتصادی نباید طوری تنظیم شود که فقط بر یک دنیای آرمانی قابل اطلاق باشد، بلکه باید در دنیا به همان ترتیبی که هست قابل اجرا باشد . سیاست‌ها باید نه فقط با توجه به اینکه ما چگونه آنها را در یک دنیای آرمانی اجرا می‌کنیم، بلکه با توجه به اجرای آنها در دنیائی که در آن زندگی می‌کنیم ، تنظیم شوند". (جهانی سازی و مسائل آن ترجمه حسن گلریز – نشر نی، صفحه 237)

3- جناب دکتر نیلی در قسمت پایانی و جمعبندی، اقتصاددانان نهادگرا را بدون ارائه هیچ مستندی به نظراتی متهم کرده‌اند که اغلب هیچ ارتباطی با آنها ندارد و شاید دوستان دیگری به آن بپردازند، اما اشاره بسیار جالب و در عین حال حیرت‌آوری دارند به اینکه سیاستمداران شیفته نظرات نهادگراها یا به تعبیر ایشان مدعیان نهادگرائی هستند.آنچه که تاریخ سی‌ساله گذشته و دوران بعد از جنگ به وضوح نشان می‌دهد دقیقا عکس آنچیزی است که ایشان فرموده‌اند. در این سی‌سال کسانی که نگاه علوم دقیقه و نگاه مهندسی و مکانیکی به اقتصاد نداشته‌اند روز به روز بیشتر طرد و منزوی شده‌اند و در دوره‌ انزوای سیاسی و انزوای از تاثیرگذاری بر سیستم تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری اقتصادی، از نعمت واگذاری پروژه‌های مطالعاتی بزرگ و جذاب نیز برخوردار نبوده‌اند!

شواهد نشان می‌دهد که مدیرانی که کشش تحلیل‌های پیچیده را ندارند و خصوصا مدیران مهندس، شیفته ساده‌سازی اقتصاد و برقراری روابط مکانیکی و اهرمی و ساده‌انگارانه میان پدیده‌های مرتبط با انسان و جامعه بوده‌اند ولذا همواره کلاسیک‌ها و نئوکلاسیک‌ها را در صدر نشانده‌اند.

اینجانب چندی پیش در ارائه تحلیلی در رابطه با "آسیب‌شناسی دلایل اجرائی نشدن طرح‌های بهینه‌سازی مصرف انرژی" که خسارات زیادی را به کشور وارد کرده است، یکی از دلایل هشتگانه را وسوسه طرفدارن راه‌حل قیمتی و شوک درمانی دانستم که صاحبان این تفکر دائما این وسوسه را در مدیران سطحی‌نگر برانگیخته‌اند که در مقابل سختی‌ها و پیچیدگی‌های راه‌حل غیرقیمتی، با دستکاری در قیمت‌های انرژی و از طریق شوک درمانی می‌توان مساله را به سادگی حل نمود. در حالی که حتی تجربه جهانی هم نظر ایشان را تائید نمی‌کند.

در هر حال این که جناب دکتر نیلی در ابتدای نوشتارشان اذعان دارند که: " یکی از زیانبارترین اتفاقات اقتصادکلان که صدمات بلندمدت و فراگیری به بار می‌آورد، جهش‌های بزرگ نرخ ارز است. نقش بزرگ تخریبی این جهش ها، برهم زدن ثبات اقتصاد کلان و تحمیل عدم قطعیت به اقتصاد است". بسیار مغتنم است. اما باید دید حاکمیت چه تفکراتی موجب شده است که اقتصاد در چرخه دائمی این عدم قطعیت و بی‌ثباتی قرارگیرد و روز به روز غیرمولدها و رانت‌خواران فربه‌تر و مولدها و صاحبان درآمدهای ثابت نحیف‌تر شوند؟!