نوآوري؛ خاستگاهها و الزامات
(اقتصاد انرژي شماره ۱۰۳ خرداد ۱۳۸۷)
سالي كه در ابتداي آن قرار داريم توسط رهبر نظام؛ سال نوآوري و شكوفايي نامگذاري شده و طبعا بسياري بهحق در تلاش اجرايي كردن و محقق كردن اين ايده و شعار هستند. بيمناسبت نديديم كه در اين ميان به الزامات تحقق اين شعار و آفات احتمالي آن خصوصاً در عرصه پژوهش بپردازيم :
برخوردهاي شتابزده، سطحي و غيردقيق با ايدهها و شعارهاي مورد نظر مسئولان بالاي نظام، جفا به ايشان است تبيين زمينهها، شرايط زيرساختي، ابزارها، لوازم و الزامات تحقق يك ايده از مهمترين مسائلي است كه عدم توجه به آن موجب لوث آن ايده و شعار خواهد شد چراكه ايده در بستر نامناسب رشد نخواهد كرد. بزرگان بخوبي واقف هستند كه حكم به امري در واقع حكم به تأمين لوازم و فراهم كردن الزامات آن نيز هست. بنابراين نبايد تصور شود كه ايشان از تبيين اين الزامات و شرايط ناخشنود خواهند شد و برمبناي چنين تصوري نباید بسترسازي را كنار گذاشت.
مقولة نوآوري ذاتاً يك مقوله نرمافزاري است بنابراين برخورد سختافزارانه با آن اشتباه بزرگی است. تذكر اين امر بديهي از اين جهت لازم است كه متأسفانه در فرهنگ مديران اجرایي كشور گاهی برخورد سختافزاري با همة امور، حتي اموري كه ذاتاً نرمافزاري هستند، متداول بوده است. بنابراين نوآوري قبل از هرچيز در عرصة انديشه و تفكر و تعقل بايد بهوجود آيد.
طرح شعار نوآوري و شكوفایي توسط رهبر معظم انقلاب نميتواند و نبايد بهانهاي براي ساختارشكنيهاي شتابزدة نهادي و سازماني، و بيتوجهي به سوابق و ريشهها باشد. متأسفانه در برخی از موارد مشاهده ميشود كه مديران جديد توجه لازم را به فلسفه و سابقة تأسيس، اهداف و مأموريتهاو تجارب و تواناييهاي انباشته شده در سازمان تحت تصدي خود ننموده، و حتي گاه تلاشي براي پيبردن به اين سوابق نميكنند، بلكه سازمان را ابزار و وسيلهاي براي پيگيري و پيشبرد درك و تشخيص شخصی و احياناً حوزة علائق شخصی خود قرار ميدهند. باتوجه به نوع انتصابات و سرعت تغييرات مديران در شرايط كشور ما، اين روش يك تهديد جدي براي تداوم و استمرار منطقی نهادها و سازمانها است. تجربة كشورهاي موفق و توسعهيافتة فعلي جهان نشان ميدهد كه تداوم بنگاهها و مؤسسات و سازمانها نقش مهمي در توسعه داشته است، اما به تعبير زيبا و گوياي دكتر كاتوزيان، ما در ايران گرفتار «فرهنگ كلنگي» هستيم كه مانع رسوب كردن و انباشت تجربه و دانش ميشود. اينك اين نگراني وجود دارد كه برخورد سطحي با ايدة نوآوري موجب تشديد اين «فرهنگ كلنگي» شود و شيوة نادرست برخی از مديران را توجيه كند.
بسياري از مسائل، مشكلات، نهادها، و حتي ارزشهاي ما، ديرينه و به عبارتي كهنه هستند. نوآوري نميتواند و نبايد به مفهوم ممدوح دانستن هر چيز نو به صِرف نو بودن، و احياناً مذموم دانستن هرچيز كهنه به صرف كهنه بودن و كنارگذاشتن آن، تلقي شود. بنابراين بايد درك درستي از كهنه و نو و تعامل و تركيب خردمندانه از آنها وجود داشته باشد.
به عبارت دیگر نوآوري قبل از هرچيز بايد در عرصة فكر و انديشه وتعقل و نگرش جامع به همه چيز، تحقق يابد و، حداقل در عرصة مطالعه و پژوهش، چيزي غير از اين متصور نيست و اين نيز الزاماتي دارد. تعامل و تحمل از جمله مهمترین الزامات انديشهورزي و انديشهسازي هستند. ديالوگ مستلزم تحمل و وسيلة تعامل است، و مونولوگ محصول كمتحملي و مخرب تعامل. گاهي در گذشته کمتحملی برخی از مديران در شنيدن نظرات مغاير با سياستهاي اعلام شده كه ريشه و مبناي چنداني هم نداشته است، زیانهایی را به بار آورده است.
نوآوري در پژوهش در ابتدای امر مستلزم وجود تقاضا براي تراوشات فكري و انديشه و خدمات پژوهشگر است و پديد آمدن اين تقاضا نيز خود مستلزم تحول در نظام تصميمگيري و تصميمسازي است. این تحول هنوز به میزان مطلوب رخ نداده است. هيچ چيز مانند وجود چنين تقاضایي و استفاده از نتايج تراوشات فكري پژوهشگر، موجب شكوفایي پژوهش و پژوهشگر نخواهد شد.
در بخش انرژي مسائل و چالشهاي حل نشدة زيادي وجود دارد. ضعفهای دستگاه حاكميتي در اين بخش و به تبع آن فقدان برنامهريزي جامع در بخش انرژي، گستردگي انحصار دولتي و فقدان رقابت در اين بخش، بحران مصرف انرژي و راندمان پائين انرژي، بعضي از اين چالشها هستند كه بايد براي آنها راه حل پيدا كرد ويا به راه حلهايي كه در گذشته مورد توجه قرار نگرفته اند بيشتر توجه نمود. خلاصه اينكه نوآوري يك پروسه است و تبديل كردن آن به يك پروژه خالي از اشكال نخواهد بود.
وبلاگ دیگر و جدیدتر من