مروری بر انتقادهای حسن تاش از قراردادهای جدید
تعداد بازدید : 101
اگر انتخاب با خارجی ها باشد، میادین مشترک را انتخاب نخواهند کرد
دکتر حسن تاش در یادداشت های متعددی، به مسائل و مشکلات "قبل از قرارداد که مربوط به نوع قرارداد نیست" اشاره کرده است که البته بر اجرا و رسیدن قراردادها به هدف کاملا موثر است و بخشی از مشکلات قراردادهای قبلی یعنی بیع متقابل را نیز به مسائل غیرقراردادی مرتبط می داند. در ادامه و به جهت تکمیل مصاحبه و انتقال نظرات ایشان، گزیده ای از انتقادات قبلی او که عمدتا مربوط به مسائل قبل از قرارداد است ارائه می شود.
▪در انتظار گزارش شفاف از عملکرد بیع متقابل
ایشان دریادداشتی، دیدگاه حاکم بر تنظیم کنندگان قراردادها را جعبه سیاهی و مشابه دوران قاجار می داند و در توضیح دیدگاه جعبه سیاهی می نویسد: قاجارها نخواستند بدانند که نفت از کجا میآید و میادین نفتی چه تعداد هستند و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند ولذا به صورت فلهای همه را در چارچوب یک قرارداد امتیازی منطقهای به شرکت خارجی دادند و امروز هم بعد از یک قرن و یک دهه، کم و بیش همان برخورد فلهای با میادین هیدروکربنی انجام میشود.وی ادامه می دهد: با این دیدگاه "جعبهسیاهی" سیر قهقرایی را طی میکنیم. بعد از تجربه بیعمتقابل (و البته بدون بررسی و آسیبشناسی دقیق عملکردمان در آن)، امروز به این نتیجه رسیدهایم که کفایت نمیکند که خارجی تنها میدان را توسعه بدهد و تحویل بدهد و برود بلکه باید در بهرهبرداری هم حضور داشته باشد ولذا داریم به قرارداد تجدید نظر شده کنسرسیوم در سال 1353 بازگشت میکنیم!وی در انتها ابراز امیدواری می کند که امید است این نگرشها اصلاح شود و اشتباهات زیانباری که در فرایند عقد قراردادهای بیعمتقابل رخ داد تکرار نشود. ایکاش دولت محترم قبل از تصویب چهارچوب قراردادی جدید نقشهراه توسعه میادین هیدروکربنی و گزارش آسیبشناسی بیعمتقابل را مطالبه میکرد.
(یادداشت با عنوان صنعت نفت در چنبره تفکر سنتی و پارادایم شکست خورده)
▪تهیه نقشه توسعه میدان، ضرورتی مهم قبل از امضای قرارداد
او همچنین تأکید داردکه قبل از قرارداد وظایفی وجود دارد و باید کارهایی انجام شود. وظایف قبل از قرارداد، شناخت کامل مخزن و انجام مطالعات شبیهسازی و غیره است و در مورد اهمیت طرح توسعه یک میدان یا MDP و تعیین پروفایل تولید میدان باید توجه داشت که اصولا ممکن است یک میدان غیر اقتصادی، اقتصادی شناخته یا جلوه داده شود. (با اشاره به مثالهای مرحوم دکتر سعیدی، کارشناس برجسته بین المللی نفت و منتقد جدی بیع متقابل می افزاید) حتی شرکتهای نامدار در اینجاها سر یکدیگر کلاه میگذارند. این خطر مهمترین مسئله در هر نوع قراردادی است و در بیع متقابل شدیدتر است.
▪اگر انتخاب با خارجی ها باشد، میادین مشترک را انتخاب نخواهند کرد
او ادامه می دهد: اگر ما همه میادین را بر روی میز ریختیم و در معرض جلب سرمایهگذاری و توسعه قراردادیم، خارجی میفهمد که نقشه راه و برنامه جامعی نداریم و از همین جا نقطه ضعف ما در مقابل او آغاز میشود. در زمان قراردادهای بیع متقابل که شرکتهای خارجی میآمدند، آیا میادین سیری آ و ای یا سروش و نوروز که قرارداد توسعه آنها بسته شد اولویت داشتند؟ بر مبنای کدام نقشه راه؟ آنها که این میادین را برای توسعه تعیین کردند و قرارداد بستند، نقشه راهشان را به ما نشان بدهند. سوال کردم که چه برخوردی باید با شرکتهای نفتی کرد. آیا میتوان انتخاب میدان برای توسعه را به آنها واگذار نمود. در این صورت آیا مثلا میادین مشترک را انتخاب میکنند؟ اغلب شرکتهای نفتی در کشورهای مقابل ما در میادین مشترک منافع گستردهتری نسبت به ما داشته و دارند و بنابراین اگر انتخاب با آنها باشد میادین مشترک را انتخاب نمیکنند. (منبع: سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر با موضوع بررسی قراردادهای نفتی)
▪خارجی ها، تعیین کننده اولویت های ما؟
به اعتقاد او فهرست میادین عرضه شده برای توسعه در جریان همایش IPC هم منعکس کننده مشخص نبودن نقشه راه توسعه میادین هیدروکربنی و مشخص نبودن اولویتها است. جالب است که بعضی از میادینی که تجربه توسعه از طریق بیع متقابل را دارند نیز مجددا در این فهرست قرار گرفتهاند! میادینی که بعضا از هیچ جهت نیز اولویتی برای توسعه ندارند. لابد قرار است شرکتهای خارجی با انتخاب خود از میان دوغ و دوشاب این فهرست، اولویتهای ما را مشخص نمایند. در غیر این صورت چرا تا میادین مشترک تعیین تکلیف نشدهاند، میادین دیگر در این فهرست قرار گرفته است؟ (یادداشت با عنوان صنعت نفت در چنبره تفکر سنتی و پارادایم شکست خورده)
▪آیا صنعتنفت به عنوان کارفرما از اشراف فنی کافی نسبت به میدان برخوردار است؟
درجایی دیگر می نویسدآیا صنعتنفت به عنوان کارفرما از اشراف فنی کافی نسبت به میدان برخوردار است و یا طرح توسعه را به عهده شرکت خارجی میگذارد؟ و آیا در این صورت احتمال عدم همسویی منافع کارفرما و پیمانکار در نحوه توسعه میدان و احتمال مغبون شدن صنعتنفت (حال در هر نوع قراردادی)، وجود نخواهد داشت؟ که اتفاقا در آن دوره در این مورد هم تجربه خوبی به دست نیامد و موهبت افزایش قیمـتهای جهانی نفت بود که مشکلاتی مانند تحقق پیدا نکردن برنامه تولید ارائه شده توسط شرکتهای خارجی را پوشاند. (منبع: یادداشت ایشان با عنوان نگرانیها در مورد کنفرانس نفتی لندن)
▪نوع قرارداد، ما را از مشکلاتدیگر غافل نکند
او همچنین تأکید می کند:در دور جدید جذب سرمایه و توسعه بخش بالادستی، گویا مفروض گرفته شده است که اگر مشکلی در این مسیر وجود دارد تنها به چارچوب قراردادی و جذابیت آن مربوط میشود، این مفروض میتواند ما را از سایر مشکلات احتمالی غافل کند. شاید بهتر بود که مقدم بر بازنگری در قرارداد، یک آسیبشناسی دقیق در مورد دورههای گذشته جذب سرمایه انجام میپذیرفت تا همه مشکلات (نظیر تاثیر مقررات، مدیریت، ساختار اجرایی) و سهم هر یک را مشخص مینمود تا هموزن بازنگری در قراردادها در سایر موارد لازم و مرتبط نیز بازنگری میشد. (سخنان در همایش هماندیشی نظام جدید قراردادهای صنعت نفت سوم اسفندماه 92)
لينك در روزنامه خراسان:
http://khorasannews.com/?nid=19245&pid=10&type=0