تشديد حملات ارتش تركيه به شمال عراق در تعقيب شورشيان ك‍‍ُرد آن كشور، با توجه به اثر تهديد‌كنندة آن بر توليد نفت كركوك و بر خط لولة انتقال نفت عراق به بندر جيحان تركيه كه از اين منطقه مي‌گذرد، در آخرين ماه سال گذشته ميلادي به يكي از عوامل نگراني در بازار جهاني نفت تبديل شد و قيمت‌هاي نفت خام را تا حدود 2 دلار در بشكه افزايش داد. با توجه به اهميت اين بحران، ابعاد سياسي و نفتي اين واقعه ذيلاً مورد بررسي قرار گرفته است.

در آخرين سال‌هاي حكومت صدام حسين، دولت تركيه كه مانند اغلب كشورهاي منطقه، همواره با مناطق كُردنشين خود مشكل داشته است از بحران عراق و ضعف دولت مركزي آن كشور استفاده كرد و درگيري‌هاي نامنظم با شورشيان كُرد مستقر در جنوب شرقي اين كشوركه هميشه ادامه داشته است را به شمال عراق منتقل نمود. دولت تركيه در آن زمان به اين نتيجه رسيده بود كه منطقه كردستان در دور باطل و يا دايره خبيثه فقر و ناامني گير كرده است. ناامني اجازة اقدامات و فعاليت‌هاي توسعه‌اي و اجراي پروژه‌هاي عمراني و سرمايه‌گذاري را نمي‌دهد و اين به نوبه خود موجب تشديد فقر مي‌گردد و فقر فرهنگي و اقتصادي نيز مولد بحران‌هاي اجتماعي بوده و منطقة فقير و محروم، زيست‌گاه شورش و ناامني است.

اما در سراسر آن دوران شورش‌گري و ناامني در مرزهاي كردستان تركيه محدود نمانده و به ديگر نقاط اين كشور توريستي كه اينك خود را بعنوان كانون انتقال انرژي منطقه نيز تعريف كرده بود گسترش مي يافت. علاوه بر اين ناامني كردستان سال‌ها به يكي از مشكلات مهم بر سر راه اجراي طرح خط لوله انتقال نفت باكو- جيحان هم تبديل گرديده و هزينه‌هاي اجرا و بهره‌برداري از آن را افزايش داده بود. اجراي خط لولة مذكور يكي از خواسته‌هاي استراتژيك ايالات متحده آمريكا براي مستقل كردن منابع نفت و گاز آسياي ميانه از مسير روسيه و ايران (و خليج فارس) بود و لذا آمريكايي‌ها نيز با اجراي سياست‌هاي تركيه در كردستان همراهي كردند و اين نيز فرصت خوبي را براي ترك‌ها فراهم نمود.

دولت تركيه برنامه ريزي كرده بود كه با انتقال جنگ‌هاي شبه پارتيزاني با شورشيان كُرد به شمال عراق، منطقه كردستان خود را پاكسازي كرده و فرصت سرمايه‌گذاري‌هاي عمراني را بوجود آورد تا با توسعه نسبي اين منطقه، زمينه اجتماعي شورش‌گري از بين برود. اقدامات تركيه در اين عرصه و تعقيب كردها در شمال عراق تا دوران پس از سقوط حكومت صدام حسين نيز ادامه يافت اما با شكل گرفتن تدريجي حكومت جديد و دولت منطقه‌اي در كردستان عراق، به تدريج عرصه براي ترك تازي ايشان محدودتر شد. اقدامات دولت تركيه در زمان خود تا حدودي موفقيت‌آميز بود، پروژه خط لوله باكو- جيحان سرانجام اجرا شد لكن اين اقدامات هنوز با حد مطلوب خود فاصله داشت و انتظارات دولت تركيه را برآورده نمي‌كرد .

اما وضعيت كردستان عراق به گونه‌اي ديگر رقم خورد. كردهاي عراق كه تا قبل از حمله عراق به ايران تحت شديدترين فشارها قرار داشتند از اين پس قدري نفس كشيدند. طرح قبلي و البته جاهلانه صدام حسين اين بود كه اصولاً صورت مسأله‌اي بنام كردستان را از صفحه روزگار پاك كند. مناطقي در غربي‌ترين بيابان‌هاي عراق و در مناطق مرزي اين كشور با اردن به عنوان اقامت‌گاه جديد كُردها در نظر گرفته شده بود و قصد اين بود كه كُردها به آن منطقه كوچ داده شوند و حتي مناطق مختلف كُردنشين پس از پايان مهلتي كه براي جابجايي به ايشان داده مي شد تحت بمباران‌هاي شديد هوايي قرار مي گرفتند. با شروع جنگ ايران و عراق صدام حسين نتوانست همزمان در دو جبهه بجنگد و اين نسل كشي تا حدودي متوقف شد. گرچه صدام حسين از هر فرصتي براي جنايت در كردستان فروگذار نكرد اما در هر حال در شرايط جنگ با ايران چنين فرصت‌هايي كمتر حاصل شد و طرح مذكور عملا مسكوت ماند.

با فزوني گرفتن ضعف و ناپايداري حكومت صدام حسين، موقعيت كُردهاي عراق كه اينك از مرگ و نيستي نجات يافته بودند بهتر شد. پس از فروپاشي حكومت صدام حسين كردستان عراق كه در قياس با مناطق كردنشين كشورهاي مجاور از منابع نفتي مستقل منطقه كركوك نيز برخوردار است زودتر از هر جاي ديگر آن كشور به سمت سامان يافتن حركت كرد. درحاليكه سياست‌هاي غلط و احمقانه آمريكايي‌ها تمام نقاط مركزي و جنوبي اين كشور را درگير آشوب، نابساماني و درگيري‌هاي قومي و مذهبي مي نمود، منطقه كردستان كه كمترين نفوذ عوامل بعثي و ديگر دنباله هاي صدام حسين را در خود داشت از وضعيت نسبتاً بهتري برخوردار بود. در حالي كه در ساختار قدرت حكومت سابق عراق كُردها هيچ سهمي نداشتند اينك جلال طالباني كُرد در رأس حكومت قرار گرفت. كردستان عراق زودتر از هر منطقه ديگر اين كشور به عرصه سرمايه‌گذاري و اجراي پروژه‌هاي توسعه‌اي تبديل شد تا جاييكه تبليغات مربوط به امكانات توريستي و فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري در كردستان عراق به شبكه‌هاي تلويزيوني بين المللي نيز راه يافت. همچنين اين منطقه به عرصه رقابت شركت‌هاي نفتي خارجي تبديل شد. منطقه كردستان گرچه كمتر از 5 درصد از كل ذخائر نفتي عراق را در خود جاي داده است اما با توليد حدود 300 هزار بشكه در روز، سهم بسيار بيشتري را در كل توليد فعلي نفت‌خام عراق دارا است. پتانسيل‌هاي اكتشافي كردستان و آرامش نسبي اين منطقه موجب شد كه در حالي كه هنوز امكان سرمايه‌گذاري‌هاي گسترده نفتي در جنوب عراق فراهم نشده است فعاليت‌هاي نسبتاً گسترده‌اي در كردستان آغاز شود.

در اين ميان بنظر مي‌رسيد كه آمريكايي‌ها هم از توسعه كردستان استقبال و حمايت داشته و دارند. طرح‌هاي آمريكايي‌ها به تدريج قدرت و اختيارات حكومت منطقه‌اي كردستان عراق را افزايش داد و در پيش نويس قانون نفت عراق كه عمدتا بوسيله آمريكايي‌ها تنظيم گرديده و اينك در دستور كار پارلمان عراق قراردارد نيز فرصت‌هايي براي تسلط بيشتر حكومت خودمختار منطقه‌اي بر ذخائر نفتي كردستان در نظر گرفته شده است.

و اما در شرايطي كه نگاه كردهاي منطقه به سوي يكديگر است و در حالي كه دولت تركيه هنوز توفيق كامل در حل مسائل مناطق كُردنشين خود نداشته است، چنين سمت و سويي در كردستان عراق با توجه به اثري كه بر خواست‌ها و انتظارات كُردهاي تركيه خواهد داشت مي‌تواند يك تهديد بالقوه براي دولت تركيه تلقي شود كه دولت تركيه براي فائق شدن بر اين تهديد، يا بايد روند حل مشكلات و فرايند توسعه نسبي مناطق كُردنشين خود را تسريع و تشديد كند و يا اگر بتواند، بايد روند سريع رشد و توسعه كردستان عراق را تخفيف دهد و يا تركيبي همزمان از هر دو سياست را به اجرا گذارد و اينجاست كه بنظر مي رسد منافع تركيه در كردستان عراق تا حدودي در تعارض با منافع ايالات متحده باشد.

عبور اخير سربازان ارتش تركيه از مرزهاي كردستان عراق و ورود به خاك اين كشور به هدف تعقيب شورشيان كُرد تركيه و يا به قول مصطفي كمال آتاتورك :"ترك‌هاي كوهي" را شايد در اين راستا بتوان ارزيابي نمود. اگر ادعاهاي دولت تركيه در ادامه تحركات شورشيان و ضرورت تعقيب آنها صحت داشته باشد در واقع اين تحركات در تداوم همان برنامه‌هاي قبلي دولت تركيه قرار دارد اما در هر حال تشديد حملات نظامي ترکيه در شمال عراق به بي ثباتي شمال عراق منجر خواهد گرديد و روند فعاليت‌هاي عمراني و پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري در اين منطقه را كُند خواهد نمود.

البته بايد توجه داشت كه دولت تركيه منافعي را نيز در شمال عراق داراست، چراكه از يك سو كردستان عراق عرصه بيشترين فرصت براي پيمانكاران و سرمايه‌گذاران ترك بوده است و از سوي ديگر تداوم توليد نفت كركوك و انتقال آن به بندر جيحان، براي تركيه منافع ترانزيتي و بندري دارد. بنابراين مديريت مسائل مربوط به كُردها به نحوي كه منافع دولت تركيه را بهينه نموده و اين دولت را رو در روي متحد سياسي خود يعني ايالات متحده قرار ندهد بسيار دشوار بنظر مي رسد و بايد منتظر بود كه آينده اين تحولات چگونه رقم خواهد خورد. بايد ديد كه در درون هيئت حاكمه ايالات متحده  تا چه ميزان وحدت نظر در زمينه آينده كردستان عراق  و مناطق كُردنشين خاورميانه وجود دارد و دولت تركيه تا چه حد موفق خواهد شد كه سياست هاي اين كشور را با منافع خود هماهنگ سازد؟