دوباره زمستان و دوباره مشکل تامین گاز
دوبار زمستان و دوباره مشکل تامین گاز
در دوران ما یکی از درسهای سالهای اول ابتدائی دبستان، قصه "جیك جیك مستون و فكر زمستون" بود. محتوای قصه آموختن این درس بود که باید برنامهریزی داشت و به موقع فکر هر چیزی را کرد، چون زمانی که مشکل ناشی از بیبرنامگی رخ مینماید انفعال دست میدهد و در شرایط انفعالی نمیتوان کار درست و اساسی انجام داد. عجیب است که چنین تعالیمی در ما موثر نیفتاده و همه و حتی مطبوعات ما فقط در زمان بروز مشکل راجع به آن سخن میگویند و بعد هم با تغییر فصل و شرایط، موضوع فراموش میشود تا زمستانی دیگر و بروز و ظهور مشکلی دیگر و ما همواره منفعل در مقابل مشکلات. شاید بتوان این روحیه را یکی از ویژگیها و یا حتی تعاریف توسعه نیافتگی دانست چراکه : " ویژگی یک کشور توسعه یافته این است که مشکلات را پیشبینی میکند و برخورد فعالانه با آن دارد، اما یک کشور توسعه نیافته با مشکل مواجه میشود و منفعلانه با آن دست و پنجه نرم میکند". و باز جالب است که ما بر خلاف تعالیم فرهنگ سنتی و ضرب المثلهایمان، از یک سوراخ بارها گزیده میشویم و آزموده را بارها میآزمائیم؟! این مشکل به این دولت و آن دولت و این مجلس و آن مجلس هم ربطی نداشته است و در بسیاری از موارد اساسی، و حداقل در این مورد، همانگونه که توضیح داده خواهد شد، کم وبیش همه یکسان عمل کردهاند. البته جفای دولت نهم و دهم به توسعه فازهای پارسجنوبی غیر قابل انکار است.
اینکه بالانس میان عرضه و تقاضای گاز بهویژه در نقطه اوج مصرف برقرار نیست، با این روشی که تاکنون وجود داشته است بسیار طبیعی است. برنامههای ایجاد تقاضا با برنامههای توسعه عرضه هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. تقاضا و مصرف، مسیر فزآینده و پرشتابی را طی میکند درحالیکه افزایش ظرفیت عرضه و تولید با مشکلات فزآیندهای روبروست. حتی مدیریت عرضه و مدیریت تقاضای گاز نیز در سطح صنعت نفت متمرکز نیست. درحالیكه شرکت گاز پاسخگوی تقاضاست، عرضه در حیطه مسئولیتهای شرکت نفت است.
مجلس تصویب میکنند که مثلاً تمامی روستاهائی که در 15 کیلومتری خطوط لوله انتقال گاز هستند، گازرسانی شوند بدون اینکه مشخص باشد که: چند روستا مشمول این تصمیم هستند؟ جمعیت روستاهای مشمول، چقدر است؟ روستاهای مشمول سردسیر هستند یا گرمسیر؟ متوسط مصرف خانوارها در این روستاها چقدر خواهد بود؟ روستاهای مشمول تنها مصارف خانگی دارند یا مصارف صنعتی؟و نهایتاً میزان مصرفی که در ازاء این تصمیم شکل میگیرد چقدر است؟
سرعت تحقق تصمیمات مربوط به مصرف و تقاضا نیز بسیار بالاتر از تحقق تصمیمات مربوط به عرضه و تولید است. لولهگذاری و ایجاد شبکه و نصب انشعاب، سالهاست که در کشور انجام میشود و تمام تجهیزات آن داخلی است و متولیان پیگیری پیشرفت پروژههای مربوط به آن نیز فراوانند. زمان اجرای این پروژهها نیز کوتاه است و در دورههای مدیریتی محدود قابل تعقیب و ارزیابی است. اما پروژههای استخراج و تولید گاز جزء پیچیدهترین سرمایهگذاریهای صنعتنفت و نیازمند سرمایهگذاریهای عظیم و تجهیزات وارداتی هستند و طبعاً تحت تاثیر شرایط سیاستخارجی کشور نیز قرار دارند و زمان اجرای این پروژهها نیز طولانی است و به ثمر رسیدن پروژههائی از این دست نوعاً از عمر مدیریتی مسئولین فراتر میرود و عملاً عامل نظارت و پاسخگوئی تضعیف میشود.
با ادامه روند موجود تولید و مصرف، بالانس عرضه و تقاضا خصوصاً در زمان اوج مصرف میتواند سال به سال نامتعادلتر شود. با توجه به ساختار مصرف گاز در كشور و سهم بالای مصارفخانگی و تجاری، مشكل گاز در فصل زمستان و با افزایش برودت هوا به اوج خود میرسد. در حال حاضر نه برنامه جامعی برای بخش انرژی و تولید و مصرف انرژی كشور كه مسائل اوجزدائی و كاهش نقاط اوج مصرف را مورد توجه قرار داده باشد وجود دارد، و نه امكانات ذخیرهسازی گاز. بیش از دو ده است كه موضوع ذخیرهسازی گاز در نزدیكی نقاط مصرف برای تنظیم عرضه و تقاضای فصلی و ذخیرهسازی گاز در زمان حداقل مصرف برای استفاده در حداكثر مصرف، در دستور كار وزارت نفت قرارگرفتهاست ولی اینک تنها امکان ذخیرهسازی محدودی فراهم شده و اغلب پروژههای مربوط به آن تاكنون به نتیجه نرسیده است. با قطع گاز نیروگاهها و صنایع بزرگ در زمستان، همه ساله حجم عظیمی گازوئیل كه ارزش آن میلیاردها دلار است توسط نیروگاهها مصرف میشود كه در سالهای اخیر بخش قابلتوجهی از آن نیز وارداتی بوده است. در صورت قطع گاز در واحدهای صنعتی، تجاری و حتی خانگی كه غالباً در شرایط اوج مصرف اتفاق میافتد، بخشی از تقاضا به برق تحمیل و منتقل میشود و نیروگاهها باید با تمام ظرفیت كار كنند و طبعاً سوخت مایع بیشتری هم مصرف خواهندنمود كه هزینههای كشور را افزایش میدهد. جمعآوری اطلاعات و محاسبه عدمالنفعها و خساراتی كه در اثر قطع گاز به صنایع و واحدهای تجاری و حتی خانوارها وارد میشود بسیار دشوارتر و گاهی غیر ممكن است.
بدون شك حل ریشهای مشكلات تامین گاز كشور خصوصا در شرایط حداكثر مصرف، نیازمند اقدامات اساسی و بلندمدت است. گاز تنها یك حامل انرژی در كنار سایر حاملهاست. بدون داشتن طرح و نقشهای جامع برای شبكه انرژی كشور نمیتوان وضعیت گاز را نیز بطور زیربنائی حل كرد. متولی تدوین راهبردها، سیاستها و نقشه جامع انرژی كشور نیز مشخص نیست. تلاشهائی كه در این زمینه صورت گرفته و میگیرد بدلایل ساختاری و نهادی كمتر با توفیق همراه بوده و هست. وضعیت مصرف همه حاملهای انرژی در ایران نامطلوب و غیربهینه است. و لذا در هر برنامهریزی جامعی برای انرژی كشور مسئله بهینهسازی مصرف و ارتقاء بخشیدن به شاخص شدت انرژی باید در صدر قرارگیرد.
تا زمانیكه برنامه جامعی برای بخش انرژی كشور توسط مرجع جامعنگر و سیاستگذار ذیصلاح و مستقل از متولیان تولید و توزیع انرژی كشور، طراحی نشود، تحمل كمبود گاز در فصل سرد اجتنابناپذیر بنظر میرسد. اما شاید بتوان با بكارگیری برخی سیاستهای كوتاه مدت شدت كمبود و میزان مشكل را كاهش داد:
1- توسعه بیرویه گازرسانی و شبكهگذاری و نصب بیرویه انشعابات جدید باید متوقف شود و تنها به میزان گاز اضافهتری كه تولید آن قطعیت دارد محدود شود( چو دخلت نیست خرج آهستهتر کن). هرگونه گازرسانی جدید نیز باید بر اساس اولویتهای فنی و اقتصادی باشد. البته شركت ملی گاز ایران باید توجه داشته باشد كه میزان تقاضا در مناطق گازرسانی شده كه تامین گاز ایشان اجتنابناپذیر است نیز درحال افزایش است. هر روز شاهد هستیم كه دهها خانه ویلائی تك واحدی یا کمم واحد، كلنگ میخورند و پس از مدتی به یك مجتمع چندین واحدی تبدیل میشوند و باید نیاز آنها تامین شود. پیشبینی اضافه تقاضای ناشی از ساخت و سازهای جدید یا فعالیتهای جدید انرژیبر در مناطق قبلاً گازرسانی شده (مسكونی یا صنعتی) كارچندان دشواری نیست. بر این اساس شركتملیگاز میتواند تعهدات خود و میزان افزایش در این تعهدات را پیشبینی كرده و اعلام نماید.
2- باتوجه به تمركز بخش بالادستی و تولید گاز در شركتملینفتایران و پالایش و توزیع داخلی آن در شركتملیگاز، مناسب است كه جهت جلوگیری از لوث مسئولیت، میزان گاز قابل تحویل توسط شركتملینفت به شركتملیگاز بر مبنای قرارداد باشد و تحت نظارت وزارت نفت تعهدات طرفین و مسئولیتها مشخص باشد.
3- موضوع پروژههای ذخیرهسازی گازطبیعی در نزدیكی مناطق مصرف و مطالعه روشهای مختلف تنظیم اوج و فرود مصرف باید بطور جدی در دستور كار قرارگیرد. تبادل فصلی گاز با كشورهای همسایه و یا معاوضه گاز با ایشان در شرایط اوج و فرود مصرف نیز میتواند مورد بررسی قرارگیرد.
4- وضعیت موجود نشاندهنده ضعف در كنترل و مدیریت كنتورها و مصرفكنندگان است. اگر این ضعف برطرف شود و با سازماندهی مناسب خصوصاً در ماههای سرد سال كنترل دقیق و به هنگام اعمال شود، میتوان نصابی را برای مصرف مشخص نمود و از قبل نیز بهصورت شفاف به مصرفكنندگان اعلام نمود به صورتیكه کنار قیمتهای پلکانی، در سطحی از مصرف نیز اصولاً نسبت به قطع انشعاب اقدام شود.
5- در هرحال با نگاهی جامعتر و یكپارچهتر به بخش انرژی و مسئولیتها و با ایجاد انضباط در روابط بین بخشها قطعاً میتوان راهكارهايی را برای كاهش مشكلات تمهید نمود.

وبلاگ دیگر و جدیدتر من