(GTL)  Gas To Liquid چيست؟  و اهميت آن چيست ؟

 

           -  اين تکنولوژي قادر است از گاز طبيعي فراورده هاي ميان تقطير نفتي بدست آورد  و در واقع در           اين تكنولوژي  ئيدروكربورهاي  سنگين تر از سبكترين ئيدروكربور  يعني متان  بدست مي آيد .

در حال حاضر گاز طبيعي جايگزين کامل نفت خام نيست اما با اين تکنولوژي اين جايگزيني تا حدودي کامل ميشود .

حدود 70% نفت خام جهان در حال حاضر براي تامين گازوئيل و بنزين حمل و نقل استفاده ميشود که عامل اصلي وابستگي جهان به نفت خام است و در حال حاضر گاز طبيعي در اين زمينه نقشي ندارد . اما با اين تکنولوژي جايگزيني تقريبا کامل ميشود . ولذا با توجه به سياستهاي متنوع سازي منابع انرژي  و امنيت انرژي غرب نيز اهميت زيادي دارد .   لازم به توضيح است که  دول صنعتي غرب با توجه به سياست هاي پيش گفته  تلاش فراواني را بکار گرفته اند که سوخت جايگزيني را براي حمل و نقل تهيه نمايند اما اين تلاش ها کمتر قرين توفيق بوده است  و هنوز رقيب مناسبي براي بنزين و گازوئيل پيدا نشده است .

 

يكي از امتيازات مهم  GTL  نسبت به ساير آلترناتيو هاي حمل و نقل اين است كه اين سوخت در همين اتوموبيل هاي موجود و در همين زير ساخت هاي موجود شبكه هاي توزيع  استفاده ميشود و مرغوب تر نيز هست  در صورتيكه مثلا براي CNG  يا LPG    پمپ استيشن هاي جديد با سرمايه گذاري بالا  نياز است.

اقتصادي و رايج شدن GTL  ؛ با توجه به نكاتي كه ذكر شد ميتواند موجب كاهش تقاضاي بين المللي براي نفت خام و افزايش تقاضاي بين المللي براي گاز طبيعي شود  ولذا اين مسئله از ابعاد ژئوپولتيكي نيز برخوردار است كه بايد به دقت به آن توجه نمود.

فرآورده هاي حاصله  نيز از فرآورده هاي مشابه  پالايشگاهي مرغوب تر است خصوصا از نظر نداشتن و يا بسيار کم بودن ترکيبات سولفور و آروماتيک ها . کيفيت فرآورده هاي مذکور به گونه اي است که در حال حاضر بدليل اينكه استاندارد هاي آن بالاتر از استاندارد هاي تكليف شده در اغلب كشورها و حتي كشورهاي پيشرفته است، در واقع داراي استاندارد كيفيت بيش از نياز است ولذا  شايد استفاده مستقيم آن  چندان مقرون به صرفه نباشد ، بلکه براي رساندن فرآورده هاي پالايشگاهي به استانداردهاي مطلوب ، بهتر است با فرآورده هاي پالايشگاهي  مخلوط شود . بعنوان نمونه جدول زير مقايسه ميان گازوئيل حاصل از GTL و استانداردهاي مختلف گازوئيل هاي  توليدي در پالايشگاه هاي نفت را نشان ميدهد .

-  در واحد هاي GTL  طيف متنوعي از فرآورده ها قابل توليد است كه وضعيت بازدهي واحد بستگي به نوع كاتاليست ، سرعت  عبور جريان گاز از كاتاليست ، درجه حرات و غيرو دارد . جالب است كه حتي فرآورده هاي سنگين تر حاصله  ، نيز  از مرغوبيت  و در نتيجه ارزش اقتصادي بالائي برخوردارند . بعنوان مثال استانداردهاي كشور آمريكا پارافين حاصله را  قابل استفاده براي مصارف خوراكي دانسته اند و يا روغن پايه حاصله بقدري مرغوب است كه ميتواند  جايگزين مواد افزودني در روغن هاي مشابه پالايشگاهي شود . در كل تركيب محصولات واحد هاي GTL نسبت به پالايشگاه هاي نفت خام بسيار مطلوب تر و فاقد فرآورده هاي سنگين با ارزش اقتصادي پائين مانند نفت كوره است . نمودار زير اين تفاوت را نشان ميدهد .

    - بررسي ها نشان ميدهد که در بين سالهاي 2000 تا 2005 در منطقه آمريکاي شمالي بيشترين سرمايه گذاري انجام شده در زمينه توسعه انرژي ، معطوف به تبديل گاز به فراورده هاي مايع بوده و اين تکنولوژي 30% از حجم سرمايه گذاري ها به ارزش حدود 41 ميليارد دلار را به خود اختصاص داده است و قيمت هاي بالاي نفت خام در اين دوره نيز اين سرمايه گذاري ها را تسهيل نموده است . اين واقعيت مبين آن است که  GTL احتمالا مهمترين سوخت دهه هاي آتي خواهد بود.


تاريخچه  GTL

 

    -  اولين بار در سال 1923 دو دانشمند آلماني به نامهاي فيشر و تروپس توانستند  گاز را به فرآورده هاي مايع تبديل كنند  . در جريان جنگ دوم جهاني اين فرايند بدليل محدوديت هاي دريافت سوخت توسط ژاپن و آلمان به کار گرفته شد و توسعه  يافت در دهه 1960 تحريم هاي نفتي سازمان ملل بر  عليه رژيم آپارتايد در آفريقاي جنوبي موجب شد که عليرغم اقتصادي نبودن ، پالايشگاه 22500 بشکه اي با کمک متخصصين آلماني در بندر ماسل اين کشور ساخته شود  که البته از ذغال سنگ استفاده ميشد  و به عبارت دقيق تر فرايند CTL   (Coal To Liquid)  بود .

              در اين دوره تا  دهه 1990 بسياري از شرکتها  بر روي  گاز سنتز و تکنولوژي  FT کار و                     مشارکت کرده اند  و واحد هاي کوچک آزمايشي  ( پايلوت ) داشته اند .

 

    - اولين بار در سال 1993شرکت شل اولين واحد تجاري را به ظرفيت 12500 بشکه در بنتولو مالزي ساخت که در سال 1997اين واحد دچار  سانحه شد و انفجاري در آن رخ داد  و  تا 2000 سال  تعطيل و در حال بازسازي بود و شركت شل نيز  از نظر اطلاع رساني بسيار بسته با اين مسئله برخورد كرد و اطلاعات آن را محرمانه نگه ميداشت اما  در سال 2000 مجددا از آن بهره برداري شد . 50 % توليد واحد مذكور فرآورده هاي ميان تقطير و بقيه آن نرمال پارافين و واکس و غيره بود ، 100 الي 120 ميليون فوت مکعب گاز براي اين منظور استفاده مي شود .

    - شل طرح جديدي را به ظرفيت 70 ال 75 هزار بشکه در مالزي در برنامه دارد که 700 ميليون فوت مکعب در روز گاز مصرف خواهد کرد و شل ادعا ميکند که توليد آن عمدتا فرآورده هاي ميان تقطير خواهد بود و ادعا ميکند که هزينه سرمايه گذاري براي هر بشکه ظرفيت را به 25000 دلار رسانده است .

   - از نظر كشورهاي صاحب ذخائر  و صادر كننده گاز  GTL  و LNG  طرح هاي   رقيب و جايگزين تلقي ميشوند چراكه  اين كشورها  بدنبال  ايجاد بازار وتقاضا  براي گاز خود هستند و اين هردو براي گاز تقاضا ايجاد مي كند و خصوصا در حالي كه بازار  LNG  با توجه به مجموع طرح هاي برنامه شده  به سمت اشباع  مي رود  GTL   پتانسيل ايجاد تقاضاي بيشتري دارد . حتي بعضي مطالعات نشان ميدهد كه در قيمت هاي نفت خام بيش تر از 45 دلار  نرخ بازگشت سرمايه (IRR)  طرح هاي  GTL   بيشتر از  LNG است  ،  بايد توجه داشت كه در مورد LNG  هزينه هاي حمل بسيار بالاست  و اين يك مسئله است  در حاليكه در مورد فرآورده هاي GTL  كه همان فرآورده هاي نفتي است  هزينه هاي حمل بسيار ناچيز خواهند بود .

    - اما از نظر مصرف و تقاضا  ،  GTL و  LNG  رقيب هم نيستند  . LNG همان تقاضاي سنتي گاز طبيعي را تامين ميكند چون تبديل گاز به LNG  تنها يك تبديل فيزيكي است كه گاز را فشرده نموده و امكان حمل آن را ( از طريقي غير از خط لوله ) فراهم مي كند و LNG قابل مصرف نيست و براي مصرف بايد باز شود و گاز به حالت اوليه برگردد  اما GTL   نيازهاي جديدي را تامين مي كند  ،  بعنوان مثال ايالات متحده  با توجه به كاهش يافتن گاز طبيعي توليد داخلي خود  ( كه در 2003، 82% تقاضا را تامين مي كرده ) و كاهش گاز دريافتي از كانادا ( كه در 2003 ، 16% تقاضا را تامين مي كرده ) مجبور است  واردات  LNG  خود ( كه در 2003 ، 2% تقاضا را تامين مي كرده )  را افزايش دهد ولذا  در حال ساخت ترمينال هاي مربوطه است  اما با توجه به رشد فزاينده تقاضاي اين كشور براي  بنزين  و گازوئيل مورد نياز در بخش حمل و نقل  كه يكي از عوامل افزايش  قيمت هاي جهاني نفت نيز بوده است  و با توجه به استانداردهاي بسيار سخت گيرانه زيست محيطي اين كشور  در فرمول هاي جديد بنزين و گازوئيل ، قطعا نيازمند  GTL  نيز خواهد بود .

        براي توليد  GTL   ابتدا بايد  گاز سنتز  توليد شود شود كه  H2,co  است  كه از آن بعنوان منبع       هيدروژن براي توليد آمونياك ، متانول و هيدروژن دهي  در عمليات پالايش استفاده ميشود،احتمالا       در  پتروشيمي هاي كشور توليد ميشود ).  بعد گاز سنتز وارد فرايند فيشر- توروپس ميشود .              فرايند در فشار 70 بار و در شرايط حدود 1400 درجه سانتيگراد  انجام ميپذيرد .

 

-گاز سنتز از ديرباز پايه بسياري از محصولات پتروشيمي است و اغلب شركت هائي كه در تكنولوژي گاز سنتز  ورود داشته اند وارد  تكنولوژي GTL  نيز شده اند و تعدادي واحد هاي  PILOT  در اين زمينه در دنيا وجود دارد  .

 

-     يكي از مسائل  مهم فرايند FT  مسئله كاتاليست است  و كيفيت كاتاليست و نوع آن بر راندمان فرايند و بر تركيب محصولات تاثير گذار است  .  از ديگر مسائل مهم در فرآيند  GTL  راندمان آن است كه اين راندمان در ابتدا بسيار كم بوده و يكي از دلايل غير اقتصادي بودن فرايند در گذشته نيز همين مسئله راندمان بوده است  اما اينك با بالارفتن كيفيت كاتاليست ها  و اصلاحات فرايندي راندمان افزايش يافته به طوري كه  بازده   از نظر ارزش كربن خروجي نسبت به ورودي به 77% ارتقاء يافته و از نظر  كارائي و راندمان انرژي به 60% رسيده است  ، به عبارتي از هر 100 BTU  ارزش حرارتي گاز ورودي  معادل 60 BTU  ارزش حرارتي  فرآورده هاي حاصله است و البته مقداري آب نيز توليد ميشود كه حدود 17 % از ارزش حرارتي در آن منعكس است    ( در مقايسه با انرژي بري ساير روش هاي توليد آب ) .


   - تفكيك هزينه هاي واحد هاي  GTL نيز بصورت تقريبي  20%  زمين  ( زمين وسيعي لازم است ) ، 30% هزينه توليد گاز سنتز  15% آب و برق و بخار  15%  FT  10% آماده سازي  محصولات و 10% ساير هزينه ها است .

 

  توسعه   GTLدر جهان

     - كشور قطر برنامه هاي وسيعي را براي توليد  GTL   در دست دارد و در واقع  مهمترين نقش  را براي توسعه اين تكنولوژي بعهده گرفته است .

    -  يك واحد 34000  بشكه اي با تكنولوژي  SaSol  درقطر در حال ساخت است ( شامل دو واحد 17000 بشكه اي ) كه يك واحد آن اخيرا به مرحله بهره برداري رسيده است . عكس زير حدود يك سال پيش از مراحل ساخت اين واحد گرفته شده است .


     محاسبات اقتصادي پروژه مذكور به شرح زير است اين محاسبات ميتواند تصوير روشن تري را در اين زمينه ارائه نمايد.


    - احداث يك واحد 140000 بشكه اي نيز در سال 2003 مورد توافق دولت قطر و شركت شل قرار گرفته است  كه  1.6 ميليارد فوت مكعب گاز مصرف  خواهد كرد و شامل  5  ميليارد دلار سرمايه گذاري خواهد بود كه البته شامل بالادستي است به اين معنا كه اصولا كليه قرارداد هاي LNG   و  GTL  منعقده توسط دولت قطر  بصورت از چاه تا توليد نهائي بوده و  استخراج و توليد و تبديل را شامل ميشود . شل ادعا كرده كه هزينه هر بشكه ظرفيت روزانه براي اين پروژه  به 20 هزار دلار خواهد رسيد .

   - واحد ديگري بين دولت قطر و شركتEXXONMOBIL   توافق شده كه ظرفيت آن  150 تا 180 هزار بشكه  و مصرف گاز آن 1.5 ميليارد فوت مكعب و سرمايه گذاري 7 ميليارد دلار  خواهد بود .

    - توافق نامه ديگر با كونوكو فيليپس  براي 180 هزار بشكه  امضاء شده و بطور كل قطر تصميم دارد تا 2011  حدود 750000 بشكه فرآورده از اين طريق توليد كند و به سرعت در حال فعاليت است .

   - در كشور  استراليا نيز احداث يك واحد  GTL  توسط شركت هاي ساسول و شورون برنامه ريزي شده است كه با ظرفيت  30000 بشكه شروع ميشود و  تا 2015 به 200000 ميرسد  و طرح ديگري هم در نيجريه مطرح است . جدول زير  واحد هاي بزرگ  GTL موجود و برخي برنامه هاي قطعيت يافته آتي را  معرفي مي كند .

باوجود اينكه شركت هاي بسيار زيادي بر روي فن آوري GTL فعال هستند و تعداد زيادي واحد هاي آزمايشي و نيمه صنعتي در جهان وجود دارد PILOT)  و  (SUPER PILOT  اما همكنون دو    SASOLو SHELL   عرضه كننده دانش فني (لايسنسور ) شناخته ميشوند و البته اخيرا كنسرسيومي از سه شركت STAT oil , lorgi , petro SA  نيز بعنوان عرضه كننده دانش فني مطرح گرديده است .

- شركت SHELL   مدعي است كه GTL  به مرز اقتصادي بودن و رقابت پذير بودن با فراورده هاي پالايشگاه هاي نفت خام رسيده است و هزينه سرمايه گذاري آن به ازاء هر بشكه چندان بيش از پالايشگاه هائي كه بتوانند استاندارد هاي جديد فراورده ها را پاسخ گو باشند نيست .

- خصوصا با توجه به قيمت هاي اخير نفت خام  كه چشم اندازهاي آينده تداوم نسبي آنرا نشان ميدهد مسئله اقتصاد GTL ابعاد تازه اي يافته است . مطالعات شركت وود مكنزي نشان ميدهد كه در قيمت هاي بالاتر از 50 دلار براي نفت خام ؛ بازدهي پروژه هاي GTL ميتواند بيشتر از پروژه های LNG باشد.

بعضي نكات كليدي در زمينه سرمايه گذاري  GTL

 

الف بررسي بازار

- در زمينه محصولات GTL   بنظر ميرسد كه  نگراني در زمينه بازار وجود نداشته  و مشكل  بازار وجود ندارد و حتي در اين مورد نياز به مطالعات بازار هم  ضروري بنظر نمي رسد ، چراكه همانگونه كه اشاره شد  محصولات  GTL   در واقع همان فرآورده هاي نفتي هستند كه روند بازار و تقاضايشان كم و بيش مشخص است  علاوه بر اين كه  كيفيت  اين محصولات  بسيار بالاتر از فرآورده هاي  مشابه  پالايشگاهي است  و  با توجه به استاندارد هاي  سخت گيرانه  زيست محيطي در زمينه فرآورده هاي نفتي كه روبه توسعه است  فرآورده هاي  GTL   شانس بيشتري نيز نسبت به فرآورده هاي نفتي دارند . حتي اينك در  كشورهائي كه فرآورده هاي  GTL توليد ميشود براي رساندن فرآورده هاي پالايشگاهي به استانداردهاي  قابل قبول  اين  فرآورده ها را با فرآورده هاي مذكور مخلوط ميكنند . مطالعات فراواني در زمينه  تقاضاي بلند مدت نفت خام و فرآورده هاي نفتي در دنيا انجام شده است كه همه مويد رشد تقاضاي اين حامل ها و بويژه فرآورده هاي ميان تقطير است .

البته در شرايط ايران بايد توجه داشت كه هنوز قيمت هاي فرآورده هاي نفتي  كنترل شده است  و بسيار بديهي است كه  پروژه هاي GTL  با فروش محصول به قيمت هاي كنترل شده  از توجيه اقتصادي برخوردار  نخواهد بود و در صورتي توجيه خواهد داشت كه يا بازار هاي جهاني صادر شود و يا دولت شركت نفت )  اين محصولات را به قيمت هاي رقابتي بازار آزاد منطقه خليج فارس  خريداري نمايد . البته  اين  مسئله  در بند الف ماده 122 قانون برنامه سوم  پيش بيني گرديده است ، اما هنوز تجربه عيني از اجراي عملي آن وجود ندارد . قانون مذكور به شرح زير است :

ماده 122 برنامه سوم:

الف- وزارت نفت مجاز است بنا به تقاضاي بخش خصوصي يا تعاوني رأسآً، يا با مشارکت خارجي که داراي توان مالي کافي بوده و تقاضاي آنها داراي توجيه فني و اقتصادي و زيست محيطي باشد، مجوز احداث پالايشگاه و واحدهاي توليد ساير محصولات وابسته به صنايع نفت را صادر کند. وزارت مذکور موظف است طبق قرارداد تنظيمي مبني بر تحويل خوراک آنها و خريد فرآورده هاي آنها به قيمتهاي بين المللي (در صورت نياز) وهمچنين مجوز صادرات محصولات مازاد بر مصرف اقدام کند.

در هر حال در سرمايه گذاري GTL  به اين ريسك نيز بايد توجه شود .

ب- وضعيت فن آوري

   فن آوري GTL   در سطح بين المللي نيز هنوز  كاملا عمومي  و جا افتاده نشده است  و دانش فني گروه سرو  نيز  در حد  PILOT   است و براي اولين بار در حال وارد شدن  به ابعاد (SCALE) صنعتي است بنابراين  در هرحال ريسك هائي از اين ناحيه  براي سرمايه گذار وجود خواهد داشت .

 

ج -  تامين خوراك و هزينه آن

   يكي از حساس ترين  مسائل در  بحث مطالعات فني اقتصادي پروژه هاي GTL   تامين گاز و مسئله قيمت گاز خوراك اين واحد هاست .  شواهد نشان ميدهد كه وزارت نفت بعنوان تامين كننده انحصاري گاز در كشور ، براي تامين گاز براي سرمايه گذاري هاي بخش خصوصي در زمينه هائي مانند پتروشيمي يا  GTL  هنوز فرمول قيمت گذاري روشني ندارد .  در حاليكه دوران بازگشت سرمايه در اين پروژه ها ممكن است طولاني باشد ، ممكن است در بلند مدت مشكلاتي از ناحيه تغيير سياست هاي احتمالي وزارت نفت بوجود آيد بنابراين   اخذ تضمين هاي بلند مدت  از  وزارت نفت در مورد تامين خوراك  واحد  GTL   و نحوه قيمت گذاري آن ، هردو از اهميت كليدي برخوردار است .

 

د‌- -درجه خلوص گاز

كاتاليست هاي مورد استفاده در فرايند FT  به شدت نسبت به تركيبات سولفور حساس هستند و لذا درجه خلوص گاز مورد استفاده در اين فرايند از درجه خلوص قابل قبول فعلي بيشتر است و اگر گاز تحويلي به واحد از استاندارد مناسب در اين زمينه برخوردار نباشد يك مرحله گوگردزدائي نيز بايد صورت پذيرد كه اين در مورد ايران كاملا محتمل است .


    GTLدر ايران

- در بخش دولتي اين تکنولوژي  در ايران عمدتا توسط  پژوهشگاه صنعت نفت وابسته به  شرکت ملي نفت ايران دنبال شده است . حسب اطلاعات موجود  اين پژوهشکده از حدود سال 1372 در  زمينه فرايند فيشر- تروپس  و در زمينه ساخت کاتاليست هاي مربوط به آن  فعاليت هاي آزمايش خود را آغاز نموده و  هم اينک  يک دستگاه  پايلوت کوچک با ظرفيت 5 ليتر در روز  بصورت   راکتور با بستر ثابت را اداره مي کند.

 از سال 1379 به بعد نيز تفاهم نامه مشترکي براي فعاليت در اين زمينه فيمابين اين پژوهشکده و شرکت استات اويل نروژ به امضا رسيده که  متعاقبا شرکت نفت آفريقاي جنوبي نيز به آن  پيوسته است . تحت اين تفاهم طراحي يک واحد نيمه تجاري به ظرفيت 1000 بشکه در روز در سال  1381 آغاز و در سال 1383  پايان يافته ولي هنوز اقدامي در زمينه اجراي آن صورت نپذيرفته است . شرکت لورگي نيز در سال 1380 مطالعات فني اقتصادي را  براي احداث يک واحد 60000 بشکه اي در ايران انجام داده که البته بعدا به 73000 بشکه ارتقاء يافته است اما اقدامات اجرائي در اين زمينه صورت نپذيرفته . مذاكراتي نيز با شركت شل براي احداث واحد GTL در منطقه عسلويه انجام شده كه  از نتايج آن اطلاعي در دست نيست . اخيرا مديرعامل جديد شرکت ملي نفت ايران اعلام نمود که  طرح هاي GTL   در اولويت اين شرکت نيست لذا با اين وصف  بنظر ميرسد که  سرمايه گزاري هاي مربوطه   به زودي  تحقق نيابد .

 

-  شرکت  ملي صنايع پتروشيمي ايران نيز  چند سال پيش ماموريت  يافت  که مسئله تبديل گاز به فرآورده هاي مايع را تعقيب کند  براي اين منظور شرکتي تحت عنوان شرکت پتروشيمي دماوند تاسيس شده که در مديريت جديد شرکت ملي صنايع  پتروشيمي ايران ابتدا آقاي دکتر "محمد ديدري خمسه مطلق" به عنوان مديرعامل آن منصوب گرديد  لكن به دليل مسئوليت آقاي دكتر ديدري در شركت سرو و از آنجا كه پتروشيمي دماوند قصد عقد قرارداد با شركت سرو را داشت در اين مورد جابجائي انجام گرفته و فرد ديگري  به عنوان مدير عامل شركت مذكور منصوب گرديد . قرار داد شركت پتروشيمي دماوند و شركت سرو براي احداث يك واحد 10000 (ده هزار ) بشكه اي GTL در دست مذاكره بود كه اين واحد در منطقه عسلويه ساخته شود  مذاكرات به صورتي بود كه كل طراحي و مهندسي خريد تجهيزات و ساخت  (EPC)به عهده  شركت سرو باشد . ظاهرا در مورد  بخش توليد گاز سنتز در اين پروژه  شركت سرو  مخير بوده  است كه از  دانش فني  خارجي استفاده نموده و يا دانش فني اين بخش را نيز خود تامين نمايد  اما بدنبال تغييرات اخير در شركت ملي صنايع پتروشيمي ظاهرا اين مسئله از اولويت هاي اين شركت خارج شده  و  ظاهرا مقرر است كه اين  مهم توسط شركت ملي پالايش و پخش فراورده هاي نفتي دنبال شود . بايد توجه داشت كه گرچه محصولات  واحد هاي GTL  فراورده هاي نفتي هستند و طبعا در شبكه  مربوط به اين فرآورده ها قابل توزيع هستند اما GTL از نظر فن آوري  به  صنايع پتروشيميائي بسيار نزديك و مرتبط است و لذا شايد بهتر باشد همكاري تنگاتنگي در اين زمينه وجود داشته باشد .

 

- پژوهشگاه پليمر و پتروشيمي ايران  نيز بر روي موضوع تبديل گاز  فعال بوده است. اما عمدتا بر روي  فرايند OCM   (oxidation coupling methane) ( رسيدن از متان به اتيلن ) كار كرده است .

 

- در بخش خصوصي :  ظاهرا از حدود شش سال قبل "شرکت توسعه صنايع نفت و گاز سرو" که البته سايت اينترنتي  سازمان گسترش صنايع ايران آن را  جزء شرکتهاي تحت پوشش خود فهرست نموده است فعاليتهاي تحقيقاتي را در اين زمينه آغاز نموده و ادامه ميدهد . سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران از سال 1378 اقدام به سرمايه گذاري بر روي تحقيقات در مورد GTL  نموده و نهايتا در آذرماه 1383 شركت توسعه صنايع نفت و گاز سرو با مشاركت اين سازمان  تاسيس گرديده است .  49 درصد سهام اين شركت متعلق به سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران و  51  درصد  آن متعلق به آقاي دكتر محمد ديدري خمسه مطلق است (البته دوشخص حقوقي بنام هاي شركت ساختمان و خدمات نوساز و شركت بازرسي كيفيت و استاندارد ايران و يك شخص حقيقي بنام اقاي مجيد عباسي نسب نيز هريك 01/0 %  سهام را دارا هستند) .

شركت سرو كه گزارش فعاليت هاي آن متعاقبا ذكر خواهد شد اينك به ارائه كننده دانش فني در زمينه GTL تبديل شده است .

 

- در تيرماه سال 1384  شرکتي   بنام  " شرکت توسعه صنايع گاز توليد لنگرود " با مشارکت  سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران (30%) شرکت سرمايه گذاري توسعه صنعتي ايران  ( 15%) شرکت سرمايه گذاري رنا  ( 15%)  شرکت سرمايه گذاري آتيه دماوند (20%)  شرکت سرمايه گذاري صنعت و معدن (20%)  ، تاسيس گرديده که  قصد دارد در منطقه ويژه اقتصادي سلفچکان  واحد توليد GTL  به ظرفيت 1000 بشکه در روز را نصب و راه اندازي نمايد ، در اين طرح   "شرکت توسعه صنايع نفت و گاز سرو"  بعنوان  تامين كننده دانش فني و نيز پيمانکار معرفي شده و کل کار از طراحي  پايه تا  نصب و اجرا بصورت  EPC  بعهده اين شرکت قرار گرفته است . کل سرمايه گذاري اين پروژه 280 ميليارد تومان  پيش بيني  شده است .

 

- اخبار نشان ميدهد که در مشارکت ديگري  ميان  "شرکت توسعه صنايع نفت و گاز سرو" و شرکت سرمايه گذاري و توسعه استان يزد براي احداث يك واحد 3000  بشكه اي GTL امضاء گرديده است  اما اطلاعات بيشتري در زمينه ميزان پيشرفت كار آن منتشر نشده است . در اين مورد نيز تامين دانش فني به عهده شركت سرو خواهد بود .

 

- شركت ديگري از بخش خصوصي به نام "سماءپترو"  نيز  احداث  يك واحد سه هزار بشكه اي را  در نظر دارد كه در اين مورد نيز  دانش فني و  مهندسي و اجرا به عهده شركت سرو خواهد بود .

- ظاهرا شركت سرو موارد ديگري را نيز با سرمايه گذاران متفاوت ديگري در دست مذاكره دارد كه  اطلاعي از جزئيات آن در دست نيست .

 

- شرکتي بنام  " شركت نفت و گاز ناركنگان " نيز GTL  را در دستور کار خود قرار داده است اما هنوز موفق به تامين دانش فني از خارج از كشور نگرديده است .

 

- شركت ديگري بنام "شركت بين المللي پرزان" نيز  اقداماتي را  نظير تامين زمين در  استان فارس گرفتن سهميه گاز از وزارت نفت  ، به انجام رسانيده است  بنظر مي رسد كه  اين شركت هنوز در زمينه نحوه تامين دانش فني به  نتيجه نرسيده است . ظاهرا اين شركت براي تامين دانش فني هم مذاكراتي را با  بعضي شركت هاي خارجي و هم با شركت سرو داشته است .

 

- مدير عامل شركت پالايش گاز شهيد هاشمي نژاد (خانگيران ) نيز  اخيرا  اعلام نموده است كه بدنبال پروژه  GTL   است  و  مسئولين شركت سرو نيز اذعان داشتند كه مديرعامل مذكور مذاكراتي را با ايشان نيز داشته است . اما بررسي ها نشان ميدهد كه  همكنون در منطقه خانگيران و ساير مناطقي كه گازشان از اين منطقه تامين ميشود  كمبود گاز وجود دارد بنابراين تحقق اين ايده دور از ذهن بنظر ميرسد مگر اينكه  واردات از تركمنستان افزايش يابد .

 

 فعاليت هاي شرکت سرو

از امکانات شرکت سرو و فعاليت هاي دکتر ديدري بازديد  به عمل آمد  که نکات قابل توجه آن به شرح زير است :

 

1-   يکي از مهمترين مسائل در فن آوري GTL مسئله کاتاليست هاي  مورد نياز آن است و کاتاليست هاي مختلف محصولات مختلف و راندمان هاي مختلفي را نتيجه ميدهند  . تيم آقاي دکتر ديدري موفق به ساخت انواع کاتاليست  هاي مورد نياز و حتي علاوه بر آن بسياري از کاتاليست هاي مورد نياز در صنايع نفت و پتروشيمي  شده اند و بنظر ميرسد که صرفنظر از  موضوع  GTL مسئله کاتاليست ها نيز به نوبه خود قابل اهميت است .

 

2-   گزارشات  ارائه شده و شواهد و قرائن و مدارک نشان دهنده توانائي اين تيم در دنبال کردن کار است .

 

3-   از  واحد پايلوت  آزمايشي  ايشان ( با ظرفيت يک بشکه در روز ) نيز بازديد به عمل آمد  که البته در زمان بازديد ، واحد در حال تعمير و تغييرات بود  اما  قبلا موفق به توليد مايعات ( بنزين) از گاز شده بودند .

 

4-   براي  رسيدن از گاز سنتز به  فرآورده هاي ميان تقطير  و ساير فرآورده ها از طريق فرايند فيشر- تروپش دو روش  بستر ثابت و بستر سيال يا غوطه ور وجود دارد که در روش اول کاتاليست در لوله هاي باريک مسير و مجراي  عبور گاز سنتز  قرار دارد و در روش دوم کاتاليست در پارافين مايع شناور است  و شركت سرو  پايلوت هر دو روش را  ساخته و آزمايش كرده است  اما  به لحاظ ريسک  و  مشکلات کمتر روش بستر ثابت ؛ قصد دارند که توسعه را بر اين مبنا دنبال نمايند .

 ريسك بيشتر در روش بستر سيال به چند عامل مربوط ميشود : توسعه فرايند بستر ثابت به نوعي ماژولار و تكرار شونده است و براي رسيدن به ظرفيت بيشتر تعداد ماژول ها افزايش مي يابد يعني اگر ماژولي در سطح پايلوت جواب داده است ميتوان تعداد آن را افزايش داد  ، اما در بستر سيال ما با  ارتقاء ظرفيت scale up   روبرو هستيم كه ريسك هاي خود را دارد  علاوه بر اين در راكتور بستر سيال كاتاليست ها بصورت ذرات ريز شناور هستند كه  متعادل نگهداشتن حجم آنها در سطح سيال دشواريهاي خود را داراست  و نيز ممكن است كاتاليست ها بدليل ميكرونيزه بودن همراه محصول شوند و كار را دشوار كنند .

 

5-   بديهي است که  منتقل شدن از سطح واحد پايلوت به سطح صنعتي مستلزم  در اختيار داشتن هسته توانمند مهندسي و طراحي است که شرکت سرو چنين تيمي را نيز بوجود آورده است .