میدان نفتی زاغه و شرکت تاتنفت نمونهای از سرگردانی در نفت
میدان نفتی زاغه و شرکت تاتنفت
در خبرهای ماه گذشته آمده بود که شرکت مهندسی و توسعه نفت (متن) و شرکت تاتنفت در روز 18 دسامبر سال 2011 در حضور رستم قاسمی وزیر نفت ایران و رستم مینیخانف رئیس جمهور تاتارستان، تفاهمنامهای را جهت توسعه میدان نفتی زاغه به امضاء رساندهاند. ولذا بران شدیم که مشخصات میدان نفتی زاغه و نیز اطلاعاتی در مورد شرکت تاتنفت را به اطلاع خوانندگان اقتصاد انرزی برسانیم.
میدان زاغه
میدان زاغه که نفت آن در سازند پابده قرار دارد در سال 1358 شمسی کشف شده است. میدان نفتی زاغه در 25 کیلومتری شمال بندر دیلم و در مرز دو استان خوزستان و بوشهر قراردارد.
درجه API (سبکی و سنگینی) نفت این مخزن 15 میباشد که مشخصه یک نفتخام بسیار سنگین است. مقدار نفت درجای اولیه این میدان حدود 25/1 میلیارد بشکه برآورد شده و ضریب بازیافت آن 16 درصد تخمین زده شده و با احتساب این ضریب بازیافت، میزان نفت قابل بازیافت میدان 194 میلیون بشکه برآورد میشود. متوسط عمق لایه نفتی حدود 4300 متر از سطح زمین و ضخامت لایه نفتی حدود 250 متر است. در سال 1373 تنها یک چاه اکتشافی در این میدان حفر گردیده بود که برای تکمیل اطلاعات از سنگ مخزن و اطلاعات مخزن کفایت نمیکرد. درجه گرانروی نفت مخزن نیز بالابوده و میزان گوگرد و هیدروژنسولفوره موجود در نفت مخزن به ترتیب 8/3 و 068/0 درصد وزنی است. میزان گاز همراه مخزن نیز 95 فوت مکعب به ازاء هر بشکه نفت برآورد گردیده است. ظاهرا بعد از سال 1373 از همان چاه اکتشافی برای مدتی نفت استخراج گردیده بود که بدلیل سنگینی نفت، ادامه استخراج آن ممکن نشد. قبلا قرار بود که در سال 81 استخراج از این میدان با 5 هزار بشکه در روز آغاز گردد و نفت در تاسیسات میدان رگسفید فراوری شود که اجرا نشد. بدلیل سنگین بودن نفت و مشخصات فنی میدان، استخراج از آن نیازمند فناوری پبشرفته است و متخصصين معتقد بودند كه براي ازدياد برداشت از اين ميدان، شيوههايي مانند تزريق آب و گاز موثر نبوده و بايد از شيوههاي پيشرفتهتري كه در كشورهاي پيشرفته استفاده ميشود مانند تزريق اسيد يا باكتريهاي خاص استفاده شود. بالا بودن فشار ميدان نيز موجب مي شود كه تجهيزات سرچاهي خاصي مورد نياز باشد.
ناجی سعدونی مدیرعامل شرکت متن گفته است که برنامه توافق شده با تاتنفت جهت تولید از این میدان 60 هزار بشکه در روز است و اگر هزینه سرمایهگذاری برای هر بشکه بین 20 تا 25 هزار دلار باشد میزان سرمایهگذاری مورد نیاز آن بیش از یک میلیارد دلار خواهد بود.
شرکت تاتنفت
هلدینک یا گروه تاتنفت یک شرکت روسی است که در دهه 1950 میلادی از ادغام و تجمیع مجموعهای از شرکتهای نفتی کوچک محلی و صنایع مرتبط تشکیل شده است.
این شرکت ششمین شرکت نفتی روسیه است که در بخشهای مختلف بالادستی و پائیندستی صنعتنفت فعالیت دارد. دفتر مرکزی این شرکت در شهر اِلمِت تاتارستان واقع است. تاتارستان یکی از جمهوریهای خود مختار روسیه است که نفتخیز نیز میباشد. دولت تاتارستان با 34 درصد سهام یکی از سهامدارن عمده تاتنفت است و بخش از سهام این شرکت نیز در بورسهای سهام اروپای غربی خرید و فروش میشود.
ظاهرا دولت تاتارستان مدتهاست که علاقمند است در ایران فعالیت داشته باشد و رئیسجمهور این دولت خودمختار، شخصا این کار را پیگیری میکند و در طول سالهای گذشته بارها به دفاتر مدیران صنعتنفت برای گرفتن کار سر زده است.
اما شرکت تاتنفت یک روز بعداز اعلام خبر، هر گونه امضاء قرارداد و همکاری با ایران را تکذیب نمود و متن این تکذیب روی سایت این شرکت موجود است. با توجه به حضور سهام تاتنفت در بورسهاي بينالمللي، شايد اين تكذيب به خاطر ترس از تحريمهاي بينالمللي بر عليه ايران بوده باشد بدنبال این تکذیب فردی بنام صادق علی ناصری مدیر عامل شرکتی بنام «تات نفت ایران اویل کمپانی کیش» مطالب قبلی را یک اشتباه رسانهیی دانست و به ایسنا گفت که قراردادی که برای توسعهی میدان نفت سنگین زاغه به امضاء رسیده، میان شرکت ملی نفت ایران و شرکت تات نفت ایران اویل کمپانی کیش بوده است، وی توضیح نداده است ارتباط شرکتش با تاتنفت روسیه و جمهوری تاتارستان چیست؟ در بعضي خبرها از شركتي بنام تاتنفت تاتارستان نيز نام برده شده و متفاوت با تات نفت اصلي ذكر شده اما چنين شركتي وجود ندارد.
سعدوني گفته است كه اين تفاهمنامه ظرف سه ماه تبديل به قرارداد خواهد شد. بايد ديد كه رئيس جمهوري تاتارستان موفق ميشود كه شركت تاتنفت را بصورت مستقيم يا غير مستقيم وارد اين سرمايهگذاري نمايد یا نه؟ شركتهاي روسي سابقه خوبي در ايران ندارد و كمتر به تعهدات خود پايبند بودهاند. بايد منتظر شد و ديد كه تاتنفت ميتواند سرمايه كافي و فناوري لازم براي توسعه چنين ميداني را فراهم كند و يا پيگيريهاي رئيسجمهور تاتارستان موجب شده است كه مديران صنعتنفت كشور با ارائه يك ميدان نفتي كه توسعه آن از اولويت چنداني برخوردار نيست، عزم و توانائي ايشان را بيازمايند. البته اگر شرکتهای جدی، توانا و پایِکاری وجود داشته باشند باید میادین اولویتدار و خصوصا میادین مشترک را به آنها واگذار نمود.
در هرحال اینگونه تفاهمنامهها برای بالا بردن آمار قراردادهای منعقده برای توسعه میادین نفتی نیز مطلوب است. خوب است سیاههای از اینگونه تفاهمنامهها و قراردادهای منعقد شده در چندسال گذشته همراه با اخرین وضعیت آنها تهیه شود و به طلاع مردم ویا حداقل نمایندگان مردم رسانده شود.
ناجی سعدونی مدیرعامل شرکت متن گفته بود این تفاهمنامه ظرف سه ماه تبدیل به قرارداد میشود اما اینک در اردیبهشتماه 91 حدود شش ماه از آن تاریخ میگذرد و خبری از قرارداد نیست. چه کسی پاسخگوست؟
وبلاگ دیگر و جدیدتر من