خط‌لوله گازي جريان شمالي؛ مسيري راهبردي هم  براي روسيه و هم براي اروپا


یکی از رخدادهاي مهم اخير، تست و راه‌اندازي خط‌‌لوله گاز موسوم به جريان شمالي (North Stream) است. مسير جريان شمالي، شامل دو خط‌لوله  موازي است كه اينك اولين آن به بهره‌برداري رسيده است و دومين آن قرار است در سال 2012 به بهره برداري برسد. خط‌لوله‌اي كه اينك به بهره‌برداري رسيده است به قطر 48 اينچ مي‌باشد كه طولاني‌ترين خط‌لوله زيردريائي جهان است و هم از نظر قطر و هم از نظر طول، ركورد خط‌لوله‌اي كه گاز كشور نروژ را  از بستر درياي شمال به كشور انگلستان مي‌رساند، شكسته است. طول خط‌لوله درياي شمال 1166 كيلومتر بود و طول  خط‌لوله جريان آبي 1222 كيلومتر است و مي‌تواند سالانه 55 ميليارد متر مكعب گاز را منتقل نمايد. 

خط‌لوله جريان شمالي،  نماد اراده راهبردي و خلل ناپذير روسيه براي وابسته نگهداشتن اروپاي غربي به منابع گازي خود است. اولين نطفه‌ اين خط‌لوله در سال 1997 منعقد  شد اما از سال 2006 به بعد بود كه روسها و شركت گازپروم روسيه، عزم خود را براي احداث آن جزم كردند و اين پروژه پس از رفع موانع آن، در سال‌هاي 2010 و 2011 ظرف مدت كوتاهي اجرائي شد. اين خط‌لوله،  گاز روسيه را بدون عبور از خاك هيچ كشوري، از بستر درياي بالتيك به خاك آلمان مي‌رساند و در آنجا به شبكه خطوط‌لوله اروپا متصل مي‌شود.

مسيرهاي قبلي خطوط‌لوله انتقال گاز روسيه به اروپا، از كشورهاي اوكراين و بلاروس عبور مي‌كرد. روسيه از زمان فروپاشي شوروي و استقلال كشورهاي مذكور، همواره درگير اختلافات گازي با آنها و بويژه كشور اوكراين بوده است. روسيه اوكراين را متهم مي‌كرد كه طبق عادت زمان شوروي، گاز را به هر اندازه كه بخواهد برداشت مي‌كند، اجازه اندازه‌گيري دقيق را نمي‌دهد و گاز را ارزان مي‌خواهد و وجوه آن‌را هم پرداخت نمي‌كند.  اما روسيه نمي‌توانست به سادگي از طريق قطع گاز به اين كشور فشار بياورد چراكه در اينصورت گاز اروپا هم قطع مي‌شد. روسيه در زمستان سال 2006 براي تنبيه اوكراين بالاخره براي اولين بار گاز را قطع كرد كه البته برخي آنرا چنگ و دندان نشان دادن به اروپا  براي گرفتن امتيازات سياسي هم تلقي كردند. در سال 2008 نيز يك بار ديگر اينكار تكرار شد. قطع گاز اروپاي غربي در سال 2006 مردم اروپا را با مشكلات جدي مواجه كرد و موجب شد كه دولت‌هاي اروپائي تنوع بخشي به مبادي و مسيرهاي تامين گاز خود را بعنوان يك اصل راهبردي در دستور كار قرار دهند و به همين دليل خط لوله ناباكو به عنوان يك آلترناتيو و نيز تامين گاز بيشتر از قاره افريقا بعنوان الترناتيو ديگر، بطور جدي‌تر پيگيري شد. اين تلاش اروپا رقابت روسيه را برانگيخت و عزم اين كشور را در اجراي خط لوله جريان شمالي  راسخ‌تر نمود.

بهره‌برداري از خط‌لوله جريان شمالي كار را بر كشورهاي مسير قبلي و خصوصا "اوكراين" و "بلاروس" دشوارتر خواهد نمود و مي‌تواند براي اين كشورها تهديد به حساب آيد. اگر اين كشورها نتوانند با روسيه كنار بيايند همواره با تهديد قطع جريان گاز روبرو خواهند بود كه حالا اجراي آن براي روسيه بسيار سهل‌تر است. علاوه‌ بر اينكه روسيه  هر زمان گاز كافي براي انجام همه تعهدات خود نداشته باشد، احتمالا بازار اروپاي‌غربي را به بازار اروپاي شرقي ترجيح خواهد داد.

خط‌لوله جريان شمالي از استاندارد زيست‌محيطي سطح بالائي نيز برخوردار است چراكه اين خط‌لوله از آبهائي عبور مي‌كند كه از نظر سطحي و كشتيراني آزاد هستند اما بخشي از اين آبها از نظر بستر به كشورهاي فنلاند، سوئد و دانمارك تعلق دارد و روسيه بايد رضايت اين كشورها را جلب مي‌كرد و اين كشورها سخت‌گيري‌هاي زيادي را براي صدور مجوز خصوصا از بعد زيست‌محيطي اعمال كردند.

خط‌لوله جريان شمالي مصداق ديگري از تعامل نزديك ميان دو مقوله انرژي و سياست است و نشان مي‌دهد كه كشورهاي داراي ذخائر گاز اگر راهبردهاي روشني را در هدف گرفتن بازارهاي گاز داشته باشند و بخواهند از گاز بعنوان ابزار و اهرم قدرت سياسي استفاده كنند چگونه بايد مانند عملكرد روسيه در اجراي خط‌لوله جريان‌آبي،  پروژه‌هاي خود را با قاطعيت جلو ببرند. حتما روسيه نيز در اجراي اين پروژه با موانع و احيانا كارشكني‌هائي روبرو بوده است . امريكائي‌ها بطور سنتي با تشديد وابستگي اروپا به گاز روسيه مخالف بوده و هستند و رقبا هم بيكار نيستند. وقتي كشوري به گاز كشور ديگر وابسته شد آنگاه قدرت تحميل تجديد نظر در قيمت و افزايش آن نيز براي كشور فروشنده  بيشتر است چراكه هرگاه بخواهد، مي‌تواند كشور خريدار را در تاريكي و سرما و يا گرماي شديد، گرفتار كند. عملكرد روسيه در اين مسير مي‌تواند براي كشورهاي صاحب ذخائر عظيم گازي مانند كشورما درس‌آموز باشد.بايد بازارهاي هدف را درست و با مطالعه و دقيق انتخاب نمود و در اجرا نيز اجازه كارشكني را به رقبا و عوامل بيگانه نداد.