تحولات سوريه و تاثير ان بر بازارهای جهانی انرژی

 

كشور سوريه بعنوان يكي از مهمترين كشورهاي خاورميانه، مدتهاست كه گرفتار نابساماني‌هاي داخلي گسترده‌اي است كه حتي وضعيت اين كشور را در آستانه بروز جنگ داخلي قرار داده است. در اين كشور كه حدود 5/22 ميليون نفر جمعيت دارد، تاكنون هزاران نفر از مردم  آواره شده و به جنوب تركيه و شمال لبنان گريخته‌اند و صدها و شايد هزاران نفر كشته‌ شده‌اند. اما اتفاقا اين كشور تنها كشور با اهميت از نظر توليد نفت و گاز در منطقه مديترانه شرقي يعني در ميان كشورهاي اردن،رژیم اشغالگر قدس،غزه و لبنان است ولذا بي مناسبت نيست كه در اين شرايط به وضعيت انرژي اين كشور و نيز تاثير تحولات آن بر بازار جهاني نفت نيم نگاهي بشود.

ذخائر شناخته شده نفت‌خام سوريه حدود 5/2 ميليارد بشكه و ذخائر شناخته شده گازطبيعي اين كشور حدود 5/8 تريليون فوت مكعب برآورد گرديده است (كه نيمي از آن گازهاي همراه نفت است). ميزان توليد نفت و ميعانات نفتي اين كشور در اوج خود در سال 1996 به حدود 600 هزار بشكه در روز رسيد ولي بعد از آن كاهش يافت و نهايتا در سال 2009 ميلادي حدود 400 هزار بشكه در روز بود كه از اين ميزان حدود 250هزار بشكه به مصرف داخلي رسيد(ظرفيت پالايشي هم در همين حدود است) و حدود 150 هزار بشكه آن عمدتا به اروپاي غربي صادر گرديد. بنابراين اين كشور تنها كشور صادر كننده نفت در منطقه مديترانه شرقي است. ميادين عمده نفتي اين كشور عمدتا در شرق اين كشور و در منطقه مرزي اين كشور با كشور عراق واقع گرديده‌اند. تا كنون خبري از تاثير گذاشتن نابساماني‌ها و شورش‌هاي داخلي اين كشور بر روند توليد و صادرات نفت آن گزارش نشده است. ميزان توليد گاز اين كشور در بين سال‌هاي 2004 تا 2008 ميلادي كاهش يافت و در سال 2008 به حدود 208 ميليارد فوت مكعب رسيد. در همين سال ميزان مصرف گاز اين كشور 213 ميليارد فوت مكعب بود و بنابراين 5 ميليارد فوت مكعب كسري گاز مورد نياز اين كشور وارد گرديد. اما بدنبال كشف ميادين جديد گاز و انجام سرمايه‌گذاري بر روي آن، وزير نفت و معادن طبيعي اين كشور در سال 2010 اعلام كرد كه توليد گاز كشور در ماه آوريل 2010 به 361 ميليارد فوت مكعب رسيده است و تا پايان سال به 412 ميليارد فوت مكعب خواهد رسيد، اما هنوز گزارشات تكميلي در اين مورد در دست نيست و در صورت صحت اين ادعا طبعا ميزان صادرات انرژي سوريه افزايش يافته و خواهد يافت. در سال 2008، حدود 2 درصد از گاز توليد سوريه سوزانده يا تلف شد و حدود 35 درصد آن به منظور افزايش بازيافت، مجددا به مخازن نفتي تزريق و بقيه عمدتا در نيروگاه‌هاي برق مورد استفاده قرار گرفت اما هنوز نيمي از نيروگاه‌هاي اين كشور از سوخت مايع استفاده مي‌كردند. در صورت تحقق افزايش توليد گاز در اين كشور، بر اساس برنامه‌ريزي انجام شده، نيروگاه‌هاي بيشتري از سوخت گاز استفاده خواهند كرد و ميزان صادرات نفت‌خام يا فرآورده‌هاي نفتي اين كشور افزايش خواهد داشت.

سوريه در ترانزيت نفت و گاز نيز يك كشور مهم تلقي مي‌شود. از سال‌ها پيش بخشي از توليد نفت ميادين نفتي شمال عراق از طريق يك خط‌لوله از مسير خاك سوريه به بندر بانياس اين كشور در ساحل مديترانه منتقل مي‌شده كه البته از سال‌ها پيش بهره‌برداري از آن بدلايل مختلف و نهايتا بدليل فرسودگي آن متوقف گرديده است. كشور سوريه همچنين در مسير خط‌لوله گاز موسوم به خط‌لوله عرب (AGP) قرارگرفته است. اين خط‌لوله در حال حاضر گاز توليدي كشور مصر را با عبور از اردن به سوريه و لبنان رسانده است و بر اساس پروژه‌هاي در حال اجرا، در سال جاري ميلادي به تركيه نيز متصل خواهد شد. سورريه در سال 2008 كسري گاز خود را از اين طريق تامين نمود و قرار است در سال‌هاي آينده از تركيه نيز گاز وارد كند. دولت سوريه همچنين مذاكراتي را با كشورهاي عراق و ايران براي واردات گاز از اين كشورها در دست انجام  دارد و اميدوار است در آينده به يك كشور ترانزيت كننده گاز (حتي احتمالا به خط‌لوله ناباكو) تبديل شود و درآمدي را از اين طريق كسب كند.

بنابرآنچه ذكر شد، بنظر نمي‌رسد كه تحولات سوريه تا كنون تاثير فيزيكي بر بازار نفت گذاشته باشد اما بدون شك تاثير رواني خود را بر بازار باقي گذاشته است چراكه بحران سياسي در يك كشور مهم خاورميانه بعنوان مهمترين منطقه نفتي جهان، نمي‌تواند انتظارات نگران كننده را در بازار نفت شكل ندهد.

تداوم بحران سوريه خصوصا در صورت پيروزي مخالفين بشار اسد، ممكن است آتش نهفته در زير خاكستر كشورهاي مهم نفتي منطقه مانند عربستان‌سعودي را نيز شعله‌ور كند. علاوه بر اين به‌نظر مي‌رسد كه رژيم حاكم بر سوريه در حال حاضر عملا به  وزنه تعادل ميان صف‌بندي‌هاي منطقه خاورميانه تبديل شده است و همه طرف‌هاي ذينفع نگران آثار و پيامدهاي بهم خوردن چنين تعادلي هستند و شايد بهمين دلايل باشد كه عليرغم شدت مناقشات در اين كشور، هنوز اجماع بين‌المللي در سطحي كه بر عليه رژيم معمر قذافي شكل گرفت، بر عليه رژيم بشار اسد شكل نگرفته است.