افسانه سازي از نفت عراق

 

اخيرا  عده اي با فرض اينكه  رژيم فعلي عراق بزودي تغيير خواهد كرد ، به افسانه سازي در زمينه  منابع نفتي عراق پرداخته اند . اين نوع افسانه سازي شبيه همان نوع افسانه سازي است كه پس از فروپاشي  رژيم شوروي در مورد  منابع نفت و گاز آسياي ميانه انجام پذيرفت  ، در آن زمان آمريكا و بعضي ديگر از دول صنعتي غرب  ميخواستند  از فرصت  خود مشغولي خرس سفيد حد اكثر استفاده را نموده  و حضور و نفوذ خود را در  جمهوري هاي اين منطقه تثبيت كنند  سوژه اي لازم بود تا جذابيت لازم را  براي حضور فوري سرمايه گذاران غربي  فراهم كند  ، منابع نفت و گاز سوژه خوبي بود ، حضور شركتهاي ثروتمند نفتي ميتوانست حضور ديگران را نيز در پي داشته باشد . افسانه هاي عجيبي در زمينه ميزان ذخاير نفت و گاز اين منطقه ساخته و پرداخته شد ، بعضي از كشورهاي منطقه كويت جديد و امثال آن لقب گرفتند اما پس از  فعال شدن شركتهاي نفتي و  تحقق يافت عمليات اكتشافي ، بتدريج مشخص شد كه واقعيت چيز ديگري است . ذخائر نفت و گاز وجود داشت ولي بسيار كمتر از آنچيزي بود كه تبليغ ميشد . اما اين  تبليغات بسياري از اهداف آمريكا و غرب را تحقق بخشيد. شركتهاي نفتي و خصوصا شركتهاي آمريكائي نيز از اين افسانه سازي بي بهره نمانده بلكه بسيار منتفع گرديدند ، اين شركتها پس از يك دوره ركود نسبي در فعاليتهاي خود ، از اين فرصت استفاده نموده و در چارچوب كنسرسيومهائي كه تشكيل شد و در قالب قراردادهاي مشاركت در توليد  ، در منابع افسانه اي نفت و گاز آسياي ميانه شريك شدند و قبل از آنكه فعاليتي را انجام داده  و هزينه اي را متقبل شوند ،  بر ارزش سهام خود افزودند و از اين طريق سودهاي سرشاري را عايد خود نمودند .

اينك بنظر ميرسد كه قرار است تجربه مذكور در عراق  پس از صدام تكرار شود . قابل انكار نيست كه عراق صاحب ذخائر ارزشمند و قابل توجه ئيدروكربوري و خصوصا نفت خام است و اين نوشته نيز به هيچ وجه قصد انكار واقعيتها را ندارد  اما بايد ديد كه فاصله افسانه تا واقعيت چه قدر است .

كشور عراق از سال 1927 به كشورهاي توليد كننده نفت پيوسته  است ، به استناد سالنامه هاي آماري اوپك ، ميزان ذخائر نفتي اين كشور كه باتوجه به روند اكتشافات جديد يك روند افزايشي تدريجي داشته است در سالهاي 1983 تا 1985 به ميزان 65 ميليارد بشكه گزارش گرديده است ، اما بدنبال وقوع شوك سوم نفتي  و با توجه به رقابت هائي كه در سالهاي 1985 و 1986 بر سر سهم بازار بوجود آمد و در ميان اعضاء اوپك نيز ميزان ذخائر ، شاخص تعيين ميزان سهم توليد گرديد ، ذخائر اعلام شده نفت عراق در سال 1987 با يك جهش ناگهاني به ميزان 100 ميليارد بشكه گزارش گرديده و اين  رقم تا سال 1995 نيز تكرار شده است و پس از آن تا رقم 112 ميليارد بشكه نيز گزارش شده است . جالب اينستكه در كل اين دوره كه رقم اعلام شده ذخائر نفتي عراق به  حدود دوبرابر افزايش يافته است اين كشور تماما يا درگير جنگ بوده  و يا تحت تحريمهاي سازمان ملل قرار داشته و انجام فعاليتهاي قابل توجه اكتشاف يا توسعه ذخاير نفتي در اين كشور امكان پذير نبوده است .

آمارهاي ثبت شده توليد نفت عراق  از سال تاسيس اوپك يعني سال 1960 به بعد كه به صورت منظم در دسترس قرار دارد نيز نشان ميدهد كه از اين سال به بعد كشور عراق حداقل 23 ميليارد بشكه از ذخائر نفتي خود را برداشت نموده است و چنانچه دوره 1927 تا 1960 را نيز به حساب آوريم اين رقم به حدود 25 ميليارد بشكه ميرسد . با لاترين ركورد ثبت شده توليد نفت عراق در سال 1979 و به ميزان قدري كمتر از 3.5 ميليون بشكه در روز ميباشد . در اين سال خاص كشور عراق با استفاده از خروج نفت ايران از بازار جهاني نفت ( به دليل وقوع انقلاب اسلامي ) توليد خود را افزايش داده اما قادر به تداوم آن نبوده است ، بالاترين ميزان توليد ثبت شده نفت عراق به استثناء  سال مذكور (1979)  از حدود 2.6 ميليون بشكه در روز تجاوز نمي كند  .

برداشت از ذخائر نفتي  عراق در طي دوره طولاني بيش از بيست ساله گذشته  يعني از پس از جنگ تحميلي اين كشور بر عليه ايران  به شكل كاملا غير صيانتي و با اعمال فشار بر روي تاسيسات ، چاه ها و حوزه هاي توليدي نفت بوده است ، بنابراين  قضاوت در مورد ميزان ذخائر باقيمانده قابل بازيافت و توان نهائي توليدي اين كشور نيازمند فراغت لازم و مطالعه دقيق آخرين وضعيت مخازن نفتي اين كشور است و لذا بنظر ميرسد ادعاهائي كه اين روزها در اين مورد  ارائه ميشود  به هيچ وجه از اعتبار علمي برخوردار نبوده و مبتني بر اهداف سياسي و اقتصادي است .

شايد به همين دليل باشد كه موضوع نفت از جمله مهمترين موضوعاتي است كه در مذاكرات ميان اوپوزوسيون عراق و مقامات آمريكائي دنبال ميشود و مقامات مذكور در جستجوي پناهندگاني از صنعت نفت عراق هستند  كه اطلاعات  روزآمد و دقيق تري را از وضعيت صنعت نفت اين كشور در اختيار داشته باشند . در حال حاضر ميليارد ها دلار قرارداد جهت توسعه ذخائر ئيدروكربوري عراق  في مابين  دولت صدام حسين  و شركتهاي  فرانسوي و روسي وجود دارد  كه موثر شدن اين قرارداد ها منوط به برقرار شدن شرايط عادي در عراق است ، اما چندي پيش بعضي از اعضاء اوپوزوسيون عراق اعلام كردند كه پس از روي كارآمدن ، لزوما متعهد به قراردادهاي مذكور نبوده و آنرا بازنگري خواهند نمود و شرايط رقابتي را خصوصا به نفع شركتهاي آمريكائي بوجود خواهند آورد .

البته بنظر ميرسد كه اين افسانه سازيها ، اهداف كوتاه  مدت و ميان مدت ديگري نيز دارد : در شرايط معمولي  جو رواني ناشي از حمله آمريكا به عراق  ميتواند با آغاز حمله ، منجر به افزايش قيمت جهاني نفت شود  اما  اين تبليغات و افسانه سازي ها در مورد آينده نفت عراق  مي رود كه اين شرايط  را تغيير دهد و تصوري را در عوامل بازار پديد آورد كه با سقوط رژيم صدام  امكان افزايش فوري توليد نفت اين كشور وجود دارد و از اين طريق تلاش ميشود كه آثار رواني حمله  كاملا معكوس  شود .

علاوه بر اين تبليغات خاصيت ديگري نيز دارد و آن اينستكه  رقابت بر سر جذب سرمايه خارجي را به نفع سرمايه گذاران  تشديد ميكند . همچنين آمريكائي ها ميتوانند از طريق اين افسانه سازي ها  و  خصوصا با مطرح نمودن احتمال تغيير محوريت توجه خود از نفت عربستان به نفت عراق ، بعضي كشورهاي  منطقه و خصوصا عربستان را تحت فشار  رواني قرار داده و  امتيازات بيشتري را از اين كشور دريافت نمايند . جالب آنستكه مقامات دولت موجود عراق نيز با انگيزه هاي ديگري كه چندان شناخته شده نيست ، همين افسانه ها را ترويج ميكنند . به هر حال در آينده همه چيز روشن خواهد شد .