شناخت خطوط و جريانات فكري در مسائل بين‎المللي نفت و انرژي

مقدمه

ترديدي نيست كه در حال حاضر چه بخواهيم و چه نخواهيم  نفتخام و قيمتها و روند عرضه و تقاضاي جهاني آن  نقش تعيين كننده وكليدي در اقتصاد ما داشته و متاسفانه اين عامل بعنوان مهمترين عامل  برونزا و خارج از كنترل ، بيش  از همه عوامل بر اقتصاد ما تاثير گذار است . همچنين نفتخيز بودن كشور و مهمتر أز آن ، قرار داشتن آن در قلب منطقه أي كه گنجينه انرژي جهان لقب گرفته است موجب ميشود كه مسائل سياسي ما نيز شديدا تحت تاثير اين عوامل قرار داشته باشد . بنابراين  پيگيري مستمر تحولات بين المللي انرژي و نفت  و شناخت اين تحولات و نقد و بررسي اطلاعات ، اخبار و تحليلهائي كه در سطح بين المللي در اين زمينه عرضه ميگردد أز اهميت فراواني برخوردار است . خطير بودن موضوع  براي سرنوشت سياسي واقتصادي كشور ،  پيچيدگي موضوع  و تنوع و پيچيدگي عناصر تاثير گذار برعوامل مورد بحث ايجاب ميكند كه  بيشترين  توان فكري و تخصصي جامعه و خصوصا نخبگان  و دانش پژوهان در اين زمينه بكارگرفته شود و اين نيز خود مستلزم در دسترس بودن اخبار و اطلاعات مربوطه و پردازش مستمر آن است ، لكن متاسفانه اولا : ميزان توجه رسانه ها و مطبوعات به هيچ وجه أز تناسب لازم با ميزان اهميت موضوع برخوردار نيست و ثانيا: همان توجه محدود نيز كاملا خنثي بوده و فاقد پشتوانه كارشناسي و تحليلي است . نظرات ، ديدگاه ها و آمار و اطلاعاتي كه نوعا با نيات خاص مطرح ميگردد و در راستاي منافع كشورهاي مصرف كننده قرار داشته و در بسياري أز موارد در تغاير با منافع ملي ماست ، بدون  نقد و بررسي ترجمه گرديده و انعكاس ميابد و نحوه انعكاس  نيز بيانگر فقد تحليل و عدم شناخت أز جهت گيري فكري ارائه دهندگان اين اطلاعات و تحليل هاست . خصوصا أز آنجا كه بازار جهاني نفت بيش أز هر كالاي ديگري تحت تاثير عوامل  رواني است ، بخش قابل توجهي أز اطلاعات و نظرات مورد اشاره ، در جهت كنترل جو رواني بازار و جهت دادن آن به نفع كشورهاي مصرف كننده ارائه ميگردد ولذا بايد با هشياري و دقت با آن برخورد شود . انعكاس غير نقادانه اين موارد كه گاهي نيز بدون ذكر منبع و ماخذ صورت ميپذيرد ، ميتواند بر ذهنيت تصميم گيران نيز تاثير منفي گذاشته و تصميمات را دچار انحراف نمايد .

در اين نوشته تلاش بر اينست كه تا حد مقدور خط و ربط و جهت گيري مراكز و رسانه هاي بين المللي فعال در زمينه انرژي و همچنين جهت گيري فكري معدود كارشناسان فارسي زبان فعال در اين زمينه مورد بازشناسي قرار گيرد . 

 

رسانه ها و مراكز بين المللي

 

رسانه ها و مراكز بين المللي فعال و موثر در اين زمينه را به دو گروه كلي ميتوان تقسيم كرد . گروهي كه وابسته و سخنگوي كشورهاي مصرف كننده انرژي عضو OECD   هستند و گروهي كه وابسته به برخي توليدكنندگان بزرگ و كوچك نفت هستند، البته بعضاً افراد و گروههائي نيز وجود دارند كه عمداً يا سهواً منافع كشورهاي مصرف‎كننده و شركتهاي بزرگ نفتي را تعقيب مي‎كنند. اگر بخواهيم سهم تقريبي هريك أز اينها را تعيين كنيم بايد بگوئيم كه گروه اول حدود بيش أز  80% اطلاع رساني در زمينه مسائل نفت و انرژي را بعهده دارند و سهم گروه دوم به كمتر أز 20% محدود ميگردد اما نكته مهم اينستكه در گروه اول انسجام و هماهنگي وجود دارد اما گروه دوم طيف وسيعي را در بر ميگيرد كه بسياري أز اجزاء اين طيف نيز شركتهاي بزرگ نفتي و بعضي كشورهاي خاص صاحب ذخائر نفت هستند كه منافعشان عمدتاً با كشورهاي مصرف كننده هماهنگ  است . بنابر اين بايد اذعان نمود كه  فضاي اطلاع رساني در اين زمينه عملا در قبضه رسانه ها و مراكز وابسته به كشورهاي مصرف كننده انرژي قرار دارد و تنها گهگاهي و آنهم به منظور خاصي ممكن است مطالب متفاوتي انتشار يابد (كه اين هم قابل تامل است) ،  بسيار طبيعي و بديهي است كه اين مراكز مطالعاتي و اطلاع رساني ، منافع كشورها و بنگاههاي خود را تعقيب مينمايند و فضاي حاكم بر ذهنيت و تفكر كارشناسان و تحليلگران آنان نيز بر اين مبنا شكل ميگيرد ولذا به سهولت ميتوان به اين نتيجه گيري ساده دست يافت كه  كشورهاي عضو اوپك و خصوصا يك كشور توليد كننده نفت با منافع متفاوت وخاص مانند كشورما قطعا بايد با نگرشي نقاد با اطلاعاتي كه در اين عرصه منتشر ميشود مواجه گردد و فرض اولش اين باشد كه اين اطلاعات با منافع او تعارض داشته و يا حداقل همجهت نيست . در ميان مراكز و سازمانهاي بين المللي اجرائي و مطالعاتي فعال در اين زمينه كه نقش اطلاع رساني نيز دارند ميتوان أز آژانس بين المللي انرژي  IEA  ، اداره اطلاعات انرژي آمريكا  EIA ، اداره انرژي آمريكا  DOE  ، مركز مطالعات شرق وغرب (واقع در آمريكا) ، مركز مطالعات جهاني انرژي (واقع در لندن ) CGES   را نام برد و در ميان رسانه‎هاي تخصصي مي‎توان خبرگزاري رويتر، خبرگزاري DowJones، نشريات Platts و Mees را ذكر كرد. اينها مراكزي هستند كه منافع كشورهاي صنعتي غرب را تعقيب ميكنند در اين ميان  IEA    كه پس أز وقوع شوك اول نفتي در مقابل  OPEC  و براي برنامه ريزي انرژي در كشورهاي صنعتي و كنترل غير مستقيم بازار جهاني نفت بوجود آمد و همچنين دفاتر انرژي و اطلاعات انرژي آمريكا كه ارتباط تنگاتنگي نيز با يكديگر دارند أز  اهميت بيشتري برخوردارند ، استراتژي هاي اصلي و خطوط اصلي اطلاع رساني  توسط اينها طراحي ميگردد و مراكز ديگري چون  CGES  عمدتا دنباله رو آنها  بوده و با استفاده أز ابزارهائي كه دارند و با توجه به نزديكي بيشتر به كشورهاي عضو اوپك سعي ميكنند كه مفاهيم مورد نظر را  نشر دهند  . خطوط اصلي سياست آنها نيز روشن است و جالب اينستكه بدليل اينكه ميخواهند روند هاي كوتاه مدت و بلند مدت بازار جهاني نفت را اداره كرده و بطور غير مستقيم  خطوط مورد نظر خود را به سازمان اوپك نيز القاء كنند ، دچار تناقضات فراواني هستند كه متاسفانه بدليل ضعف نگرش نقاد در مجموعه اوپك و در كشور ما ، كمتر به اين تناقض گوئي ها پرداخته شده است ، در اينجا براي روشن شدن بيشتر موضوع تنها يك نمونه مهم از اين تناقضات را بررسي ميكنيم :

يكي أز خطوط استراتژيك "آژانس بين المللي انرژي " و دفاتر انرژي آمريكا براي تامين امنيت بلند مدت عرضه مستمر و مطمئن انرژي به غرب اينستكه همه كشورهاي عمده توليد كننده نفت و خصوصا اعضاء اوپك داراي ظرفيت هاي مازاد توليد باشند . ظرفيت هاي مازاد توليد بصورت يك فشار مداوم پشت بازار نفت عمل ميكند چراكه سرمايه گذار با ايجاد ظرفيت ، در واقع هزينه عمده و اصلي توليد نفت را كه هزينه سرمايه گذاريست متقبل گرديده است و در هر سطحي أز قيمت نفتخام تمايل دارد كه به توليد نفت پرداخته و در واقع با متحمل شدن هزينه ناچيز جاري و عملياتي، أز سرمايه‎گذاري خود بهره‎مند شود . در هرحال نهاد هاي مذكور براي اينكه در اين رابطه به كشورهاي عضو اوپك خط بدهند و آنها را تشويق به ظرفيت سازي نموده و درگير رقابت  بر سر ظرفيت سازي نمايند ، برآوردهاي بسيار بيشتر أز واقعي را راجع به روند رشد بلند مدت تقاضاي جهاني براي نفتخام و بويژه نفت خام اوپك ارائه ميدهند و جداول بسيار اغراق آميزي را منتشر مينمايند . البته همينگونه برآوردها  براي كوتاه مدت نيز خصوصا قبل أز جلسات دوره أي اوپك و جهت تحت تاثير قرار دادن  تصميمات اين سازمان ارائه ميگردد تا اين سازمان با تصميم به افزايش سقف توليد خود موجبات كاهش قيمت نفت را فراهم آورد .

أز سوي ديگر يكي ديگر أز استراتژيهاي نهاد هاي مذكور اينستكه همواره قيمت جهاني نفت را پائين نگهدارند و بر اين مبنا سعي ميكنند به اوپك و اعضاء آن القاء نمايند كه فن آوري در زمينه عرضه ساير منابع انرژي به توفيقات فراواني دست يافته و عرضه اين منابع  روبه رشد و هزينه تمام شده آنها  به سرعت روبه كاهش است و بي ارزش شدن نفت مسئله‎أي جدي است كه اوپك با پائين نگهداشتن قيمت ميتواند روند آن را كندتر نمايد.

تناقض و اشتباه در آمار و اطلاعات منتشره  خصوصا توسط IEA   به حدي رسيده كه اين آژانس سال گذشته مورد اعتراض شديد برخي اعضاء كنگره آمريكا قرار گرفت .

در هر حال همانطور كه اشاره شد:  برخورد غير نقادانه  به اطلاعات منتشره توسط اين محافل ما را دچار اشتباه نموده و براي كشور زيانبار خواهد بود . ضمن اينكه اين مراكز با توجه به گرايشي كه دارند بعضي مسائل مثل اثرات مثبت احتمالي افزايش قيمتهاي نفت بر رشد اقتصادي غرب را مورد بررسي قرار نمي‎دهند و اگر هم چنين كنند قطعاً نتايج آنرا محرمانه نگاه مي‎دارند.

 

كارشناسان ايراني وفارسي زبان

 

همانطور كه اشاره شد ؛ متاسفانه بدليل عدم  نشر اطلاعات كافي در جامعه و ضعف رسانه ها و همچنين بدليل اينكه عليرغم يك قرن سابقه صنعت نفت در ايران ، اين صنعت هرگز بومي نگرديده است تعداد كارشناسان ايراني در اين زمينه بسيار محدود و كمتر أز نياز جامعه است و تعداد محدودي نيز كارشناسان فارسي زبان وجود دارند. ذيلا به دسته بندي آنها ميپردازيم :

الف) كارشناسان فارسي زبان – كارشناسان فارسي زبان كارشناساني هستند كه در خارج أز  كشور و عمدتا  در خدمت كشورهاي صنعتي مصرف كننده انرژي و در جهت منافع آنها  فعاليت ميكنند و عضويت و يا مديريت موسسات مطالعاتي و اطلاع رساني غرب را بعهده داشته و طبعا تحت تاثير فضاي فكري همانجا قرار دارند . اين افراد ممكن است بعضا نيز كارشناسان بنام  و باسابقه در رشته خود باشند اما ساختار فكري و تحليلهايشان هيچ مناسبت و هماهنگي با كشورهاي توليد كننده عضو اوپك و خصوصا جمهوري اسلامي ايران  ندارد . تكلم آنها به زبان فارسي نبايد ما را دچار اين اشتباه نمايد كه با كارشناسان داخلي و با تحليل هاي خودي و متناسب با منافع كشور مواجه هستيم ، استفاده أز نظرات آنها و شنيدن اطلاعاتشان به زبان آشنا بسيار مغتنم  و حضورشان در سمت هاي مهم موجب  مباهات است  اما برخورد با آراء ايشان بايد محتاطانه و نقادانه باشد و گرنه ما را دچار اشتباه خواهد نمود . تذكر اين نكته نيز لازم است كه سابقه فعاليت بعضي أز كارشناسان مورد بحث در ايران نيز به دوران رژيم گذشته مربوط و محدود ميشود كه در زمينه نفت و انرژي منافعي متفاوت با امروز و عمدتا هماهنگ  با غرب و خصوصا آمريكا داشته است .

ب) كارشناسان ايراني غرب باور – اين دسته أز كارشناسان طيفي أز افراد هستند كه حجيت و مرجعيت غرب  در زمينه مورد بحث را كم و بيش پذيرفته  و در واقع تحليل هاي غرب و نقش و جايگاهي كه دنياي صنعتي براي اوپك و كشور ما  تعيين و تنظيم نموده است را تقريبا بدون چون و چرا معتبر مي‎شناسند. بعضي كه در اين جهت مجذوب تر هستند علاوه بر ترجمه آزاد نظريات غرب به تئوريزه نمودن  آن براي مسئولين و تصميم گيران نيز ميپردازند .

با كم رنگ شدن تدريجي حساسيت ها كه موجب تردد و اظهار نظر آزادتر گروه اول گرديده  بتدريج  قرابت و شباهت ديدگاه ها و نظرات اين دو گروه شفاف تر و آشكارتر ميگردد . بعضي أز افراد گروه اخير بدليل قلت تعداد كارشناسان ( كه قبلا به آن اشاره شد ) تدريجاً خود را در موقعيت ويژه‎أي مي‎يابند و حتي گاهي با ترجمه و انتشار مقالات و ديدگاه هاي ديگران نيز مخالفت نموده و به طريق اولي برخورد نقادانه  با اين ديدگاه ها را به هيچ  وجه بر نمي‎تابند. دلايل اين حساسيت به شرح زير است :

1-    با نشر و گسترش اطلاعات در زمينه هاي مورد بحث و خصوصا با برخورد نقادانه با آن ، تدريجا تعداد مطلعين تحليلگران و صاحب نظران افزايش يافته و بعضي از موقعيت‎هاي انحصاري به خطر مي افتد . بنابر اين چنانچه اضافه شدن معدودي كارشناس دسته دوم و سوم نيز اجتناب ناپذير باشد بايد اين امر نيز تحت كنترل انحصاري قرار داشته باشد.

2-    متداول شدن و استمرار ترجمه (صريح و شفاف) و نشر و گسترش اطلاعات  در اين زمينه؛ امكان مقايسه را فراهم آورده و مشخص خواهد شد كه هويت واقعي اين افراد نه كارشناسي بلكه بازگوئي نظرات ديگران در پوشش نظرات مستقل كارشناسي است.

3-    برخورد نقادانه با ادبيات غرب و بيان تناقضات آن ضعف و آسيب پذيري ديدگاه هائي كه در واقع نسخه ناقص و دسته دوم ادبيات مذكور است را آشكار خواهد نمود.

متاسفانه چتر مورد بحث بر سر ديپلماسي نفتي كشور نيز كشيده شده است و در كشور ما عليرغم اينكه همواره نفت در خدمت ديپلماسي  قرار داشته، ديپلماسي هرگز در خدمت مسئله خطير نفت و انرژي نبوده و به آن بي توجه بوده است ، تشريح اين مقوله و آثار و تبعات آن خود نياز به مجالي مستقل داشته و أز حوصله اين بحث خارج است اما جريان مورد بحث، در اين زمينه نيز نقش اصلي را ايفا نموده است . روحيه و عملكرد انحصار طلبانه، در كنار تفكر غرب باور و ليبرال، پاردوكس جالبي است  كه البته  شناخت  ماهيت واقعي اين جريان را دشوار ميسازد .

ج) جريان فكري نقاد  - أز لابلاي كليه سطور فوق و خصوصا با توجه به آنچه در مقدمه آمد مواضع و تفكر جريان فكري نقاد آشكار ميشود ولذا به جمعبندي آن اكتفا مي‎گردد:

1-    اين تفكر با به انحصار درآمدن اين مقوله مهم مخالف بوده و معتقد است كه اهميت موضوع  براي شئون مختلف اساسي كشور بگونه ايست كه بايد موسسات متعدد  مطالعاتي و تحقيقاتي و همچنين دانشگاهها ( خصوصا در رشته هاي اقتصاد ، علوم سياسي ، حقوق بين الملل و…… ) به آن بپردازند و بايد أز حداكثر توانائيهاي فكري موجود در جامعه استفاده شود و اين مستلزم نشر اطلاعات و گسترش اطلاع رساني است .

2-   اين تفكر نسبت به ترجمه و نشر تحليل ها و اخبار رسانه ها و مراكز مطالعاتي و سازمانهاي ذيمدخل غربي و استفاده أز همه صاحب نظران، مخالفت  و حساسيتي نداشته و حتي أز آن استقبال مينمايد ، اما قويا معتقد است  كه با توجه به منافع طبيعي غرب اين برخورد بايد نقادانه و هشيارانه و غير منفعل باشد .

3-   اين جريان  بر اين باور است  كه  جمهوري اسلامي ايران با توجه به منافع مستقل و متفاوت خود در اين عرصه ، بايد بتواند با توسعه تفكر نقاد  و خود باور،  تدريجا در عرصه اطلاع رساني صحيح و به موقع در سطح بين المللي نيز ظاهر شده و  جوسازي هائي را كه به ضرر منافع اوپك و توليدكنندگان نفت ميشود خنثي نموده  و تا حد ممكن مسائل رواني بازار را به نفع خود جهت دهد . متاسفانه چنين خلائي بشدت در صحنه بين المللي وجود دارد و مسلما تكرار كنندگان ادبيات غرب قادر به پر كردن اين خلاء نخواهند  بود .

4-    اين جريان بر اين باور است كه دستگاه ديپلماسي كشور بايد مسائل جهاني انرژي و نفت را بطور عميق و صحيح شناخته و تعقيب نمايد و أز  اين طريق  ضمن بر طرف نمودن نقصان خود نقش لازم را در جهت تحقق منافع كشور ايفا نمايد .

5-    با توجه به حجم عظيم اطلاعاتي كه در اين رابطه توسط غرب منتشر مي‎شود، اكتفاء به ترجمه اين اطلاعات نوعي بي‎نيازي كاذب را موجب خواهد شد و انگيزه تحقيق، بررسي و تحليل را از بين خواهد برد و بنابراين بسياري از سئوالاتي كه در اين زمينه براي ما وجود دارد و پاسخ آنرا در مطالب غرب نمي‎توان يافت، مطرح نگرديده و پاسخ نخواهد يافت، تنها حاكم‎كردن تفكر نقاد است كه مي‎تواند سطح دانش و تخصيص كشور را در اين جهت ارتقاء دهد.

6-   كشور ما نيز با توجه به منافع مستقل خود بايد با طراحي سياست صحيح، منطقي و جامع تبليغاتي، در زمينه خنثي‎سازي تبليغات منفي ديگران و جهت دادن جو رواني بازار نفت در مسير منافع خود، در حد ممكن تلاش نمايد.