مصرف غيربهينه حاملهاي انرژي و خصوصاً فرآورده‎هاي نفتي و بالابودن بيش از حد شاخص شدت انرژي يكي از مشكلات مهم اقتصاد كشور است. سالانه ميلياردها دلار از سرمايه‎هاي ملي كشور از اين طريق به هدر مي‎رود. در ابتداي برنامه پنج‎ساله اول تصور و برداشت از اين مقوله بسيار غريبه و وهم‎آلود بود اما امروز با پشت‎سرگذاشتن دو برنامه پنج‎ساله و با وجود اقداماتي كه در برنامه‎هاي اول و دوم پيش‎بيني شده بود تصوير شفاف‎تر و شناخت روشنتري در اين زمينه بوجود آمده است. مطالعات زيادي در اين رابطه انجام پذيرفته، همايشهاي متعددي برگزار گرديده و جمع كثيري از مديران صنايع نيز دوره‎هاي آموزش مقدماتي را گذرانيده‎اند. اغلب مطالعات انجام شده كه توسط مراجع داخلي و بعضاً خارجي انجام پذيرفته است نشان مي‎دهد كه در اغلب بخشهاي اقتصادي و صنعتي كشور ظرفيت قابل توجهي براي كاهش مصرف انرژي و بهينه‎سازي آن وجود دارد. اما كمتر اقدام عملي در اين جهت صورت پذيرفته است. در شرايط فقدان منابع كافي براي توسعه ظرفيتهاي توليد نفتخام كشور و با وجود تحريم‎هاي بين‎المللي و ساير موانعي كه در اين رابطه وجود دارد، كنترل مصرف داخلي فرآورده‎هاي نفتي در حفظ توان صادراتي نفت‎خام كشور نيز از اهميت ويژه‎أي برخوردار مي‎باشد. كشور ما بايد بتواند بازارهاي صادراتي نفت‎خام خود را در چارچوب نظام سهميه‎بندي توليد اوپك حفظ نمايد و بنابراين هر بشكه مصرف كمتر در داخل به معناي يك بشكه بيشتر براي صادرات خواهد بود.

البته بايد توجه شود كه در مسير بهينه‎سازي و صرفه‎جوئي در مصرف انرژي نيز نبايد دچار افراط و تفريط شويم، در هر حال كشور ما كشوري است كه از نظر منابع انرژي داراي مزيت نسبي است در حاليكه در زمينه تامين سرمايه و فن‎آوري‎هاي پيچيده فاقد مزيت است، لذا هرگونه سرمايه‎گذاري و اقدامي در زمينه بهينه‎سازي مصرف انرژي و به هر قيمتي كه انجام پذيرد نمي‎تواند مطلوب باشد و بدون شك در مورد هر اقدامي كه مستلزم صرف سرمايه و واردات ماشين‎‎آلات و تجهيزات باشد بايد مطالعات فني و اقتصادي كافي صورت گيرد. البته بخش قابل توجهي از اقدامات در زمينه كنترل مصرف انرژي و افزايش بازدهي آن نيازي به سرمايه‎گذاري و نصب تجهيزات خاص ندارد و صرفاً مستلزم برنامه‎ريزي، مميزي و نظارتها و مراقبتهاي مديريتي است و به عبارت ديگر ميزان قابل توجهي از مصرف بي‎رويه انرژي به مشكلات عمومي فرهنگي و مديريتي كه منجر به پائين‎بودن بهره‎وري در همه زمينه‎ها گرديده است مربوط مي‎شود. اما سطح بالاتري از بهينه‎سازي مصرف انرژي مستلزم جايگزين كردن ساير عوامل بجاي انرژي است كه در اينصورت اگر كاهش مصرف انرژي مستلزم افزايش نيروي كار و اشتغال باشد مطلوب است اما اگر مستلزم جايگزين كردن سرمايه و كالاهاي سرمايه‎أي ارزبر باشد همانطور كه اشاره شد در هر مورد نيازمند محاسبات دقيق و بررسيهاي فني و اقتصادي است.

و اما پس از رسيدن به اين سطح از مسئله (جايگزين كردن ساير عوامل بجاي انرژي)، مطالعات اوليه نشان مي‎دهد كه بسياري پروژه‎هاي اقتصادي براي بهينه‎سازي مصرف انرژي وجود دارد كه در قيمتهاي فعلي سوخت توجيه اقتصادي پيدا نمي‎كند به اين معنا كه فرضاً يك كارخانه‎دار مي‎تواند با انجام يك سرمايه‎گذاري مختصر و با نصب بعضي تجهيزات، ميزان سوخت مصرفي خود را كاهش دهد اما هنگاميكه اين سرمايه‎گذاري مختصر را (با توجه به پائين‎بودن بيش از حد قيمت سوخت) با ميزان سوخت اضافه‎أي كه در صورت عدم اين سرمايه‎گذاري در طول زمان مصرف خواهد كرد مقايسه مي‎كند آنرا مقرون به صرفه نمي‎يابد و لذا به وضعيت جاري خود ادامه مي‎دهد. به عبارت ديگر يارانه‎هاي پرداختي به حاملهاي انرژي موجب شده است كه نوعي تعارض مابين منافع ملي و منافع خصوصي مصرف‎كنندگان اين حاملها بوجود آيد. به اين معنا كه بسياري از پروژه‎هاي مورد بحث در قيمتهاي واقعي سوخت (يعني قيمتهاي بين‎المللي و قيمتي كه دولت در صورت عدم مصرف داخلي مي‎تواند حامل انرژي مورد نظر را در بازار جهاني بفروش رساند) توجيه اقتصادي دارند اما در قيمتهاي فعلي و يارانه‎اي سوخت كه مصرف‎كننده با آن مواجه است توجيه اقتصادي نمي‎يابند. حال بايد بررسي كرد كه چاره رفع اين مشكل چيست شايد در نگاه اول بنظر برسد كه چاره اصلي حذف كامل يارانه از قيمت حاملهاي انرژي است اما تجربه ده سال گذشته نشان داده است كه چنين اقدامي غيرممكن مي‎نمايد. تداوم تاريخي يارانه‎ها موجب شده است كه حذف يارانه‎ها از چنان آثار و تبعات منفي بر اقتصاد و خصوصاً از چنان آثار تورمي برخوردار است كه تصميم‎گيري در اين مورد را بسيار دشوار مي‎سازد، از سوي ديگر تجربه نشان مي‎دهد كه حذف تدريجي يارانه‎ها نيز اقدام اثربخشي نبوده است چرا كه با توجه به ساختار تورمي كشور همواره نرخ تورم بيشتر از ميزان تعديل قيمت حاملهاي انرژي افزايش يافته و موجب گرديده است كه قيمتهاي واقعي اين حاملها عملاً ثابت مانده و يا حتي كاهش يابد، عدم امكان حذف يارانه و تعديل قيمتها نبايد امر مهم بهينه‎سازي در مصرف انرژي را تعطيل كند.

با توجه به آنچه كه گفته شد بنظر مي‎رسد كه هيچ راه چاره‎أي به غير از منطقي‎كردن يارانه‎ها باقي نمي‎ماند يعني دولت بايد با تمهيد برنامه‎ها و اقدامات لازم به شكل وسيعي، يارانه‎ها را به سمت پروژه‎هايي كه مصرف حاملهاي انرژي را كاهش مي‎دهد منتقل نمايد متاسفانه در حال حاضر يارانه‎ها بشكلي پرداخت مي‎شود كه مشوق مصرف بيشتر است و لذا بايد در جائي پرداخت بشود كه مشوق صرفه‎جوئي و كنترل بيشتر باشد.

دولت بايد از كليه پروژه‎هاي كنترل و بهينه‎سازي مصرف انرژي كه در قيمتهاي واقعي و بين‎المللي سوخت توجيه اقتصادي پيدا مي‎كنند حمايت نموده و به اين پروژه‎ها يارانه پرداخت نمايد همچنين بايد مكانيزمهاي انگيزشي جهت اينكه صنايع و مصرف‎كنندگان عمده انرژي چنين پروژه‎هائي را پيشنهاد نمايند تمهيد شود. در هر حال بايد راهكارهاي گوناگوني جهت رفع تعارض فيمابين منافع ملي و منافع مصرف‎كنندگان عمده انرژي انديشيده شود.

خوشبختانه بطور همزمان در آستانه اجراي قانون برنامه پنج‎ساله سوم عمراني و تشكيل مجلس جديد قرار داريم و خوشبختانه در جريان آخرين تغييرات انجام شده در آئين‎نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي كه در روزهاي آخر مجلس پنجم به اجرا گذاشته شد با ادغام بخشي از كميسيون نيرو دركميسيون نفت، كميسيون جديدي بنام كميسيون انرژي تشكيل شده است بنابراين مجلس ششم اين امتياز را خواهد داشت كه مسايل انرژي را بطور منسجم و يكپارچه مورد توجه قرار دهد و مجلس مي‎تواند در چارچوب برنامه سوم كه از انعطاف لازم در اين زمينه برخوردار است قوانين و مقررات تسهيل‎كننده را تنظيم و تصويب نمايد.

علاوه بر اين بايد توجه داشت كه در اين رابطه فرصتهاي جالبي براي استفاده از امكانات بين‎المللي نيز وجود دارد. اغلب پروژه‎هاي بهينه‎سازي و صرفه‎جوئي انرژي جنبه زيست‎محيطي نيز دارند و تحقق آنها موجب كاهش گازهاي آلاينده مي‎گردد از سوي ديگر در چارچوب كنوانسيون‎هاي زيست‎محيطي اغلب كشورهاي صنعتي موظف شده‎اند كه تدريجاً ميزان گازهاي آلاينده خود را كاهش دهند اما از آنجائيكه اين كشورها در گذشته بسياري از فن‎آوريهاي پيشرفته را بكار گرفته‎اند هزينه سرمايه‎گذاري براي كاهش بيشتر آلودگي در اين كشورها بسيار بالاست در صورتيكه در كشورهاي در حال توسعه مي‎توان با صرف هزينه‎هاي بسيار كمتر ميزان بيشتري از آلودگي را كاهش داد بنابراين كشورهاي فوق‎الذكر ترجيح مي‎دهند براي انجام تعهدات خود در مورد كاهش ميزان آلودگي از پتانسيل كشورهاي در حال توسعه استفاده نمايند و لذا اين امكان وجود دارد كه با برنامه‎ريزي و برخورد منسجم از اين موقعيت استفاده شود، البته اغلب كشورهاي صنعتي در حال حاضر در حال بررسي و مطالعه پتانسيلهاي موجود در اين زمينه هستند اما روند گفتگوها در كنفرانسهاي محيط‎زيست نشان مي‎دهد كه مقوله "تجارت آلودگي" نهايتاً پذيرفته خواهد شد و در اينصورت اقدامات جدي‎تري نيز در اين رابطه بعمل خواهد آمد.

در هر حال همانگونه كه در مقدمه بحث نيز اشاره گرديد در طول دو برنامه قبلي بحث و بررسي كافي در اين زمينه بعمل آمده است و بنظر مي‎رسد كه زمان زمان عمل و اقدامات جدي‎تر است.