رقابتهاي گازي؛ موتور محركة تحولات سياسي
تنها با گذشت حدود سه هفته از انعقاد قرارداد اجراي خط لولة «ناباكو» در آنكارا كه با حضور مقامات بالاي همه كشورهاي مسير در 22 تيرماه سال جاري (13 جولاي 2009) انجام پذيرفت، در تاريخ پانزدهم مردادماه (6 آگست 2009) يك توافقنامة همكاري در زمينه انرژي، ميان دو كشور روسيه و تركيه منعقد شد كه براساس يكي از مفاد آن، دولت تركيه اجازه ميدهد خط لولة موسوم به «جريانجنوبي» (South Stream) از آبهاي ساحلي تحت مالكيت تركيه در درياي سياه عبور كند.
گرچه آقاي ولاديميرپوتين، نخست وزير روسيه كه توافقنامة مذكور را با رجب طيب اردوغان امضا كرد، گفت، «دوخط لولة جريان جنوبي و ناباكو در اساس با يكديگر مغايرتي ندارند و روسيه اين دو خط لوله را رقيب هم نميداند و بازار وسيع گاز اروپا ظرفيت فعاليت براي همة طرفها را دارد»، اما كساني كه تحولات روسيه را خصوصاً از بعد از دورة دوم رياست جمهوري ولاديميرپوتين تاكنون، تعقيب كردهاند بخوبي ميدانند كه تلاش روسيه براي حفظ موقعيت انحصاري خود در بازار گاز اروپا و استفاده از اين انحصار به عنوان يك اهرم قدرت سياسي و راهبردي، امري بسيار جدي است و خط لولة «ناباكو» دقيقاً براي شكستن اين انحصار طراحي شده است و اقدام اخير روسيه نشان ميدهد كه «ناباكو» را قدم به قدم پيگيري نموده و با آن رقابت ميكند.
در طرح «جريان جنوبي»، ساخت خط لولة گازي از روسيه به اروپا از طريق بستر درياي سياه و بدون عبور از خاك اوكراين مورد نظر روسيه بوده است كه باعث كاهش ميزان وابستگي به كشورهاي ترانزيت كننده، و متنوع سازي راههاي صادرات گاز روسيه به كشورهاي اتحاديه اروپا ميشود. اين خط لوله بعد از رسيدن به خاك بلغارستان دو انشعاب پيدا ميكند: در مسير جنوبي از خاك يونان و در مسير شمالي از خاك صربستان و مجارستان عبور خواهد كرد. مجموعة كشورهاي مسير عبور «جريان جنوبي» عبارتند از: بلغارستان، يونان، ايتاليا، صربستان، مجارستان، اسلووني و اتريش، كه شركتهاي گازپروم روسيه و اني ايتاليا مجريان اصلي آن خواهند بود و شركتهاي نفتي و گازي ديگر كشورهاي مسير نيز در احداث آن همكاري خواهند داشت. ولاديميرپوتين قبلاً قرارداد احداث آن را با دولت ايتاليا و يك يك كشورهاي مسير به امضا رسانده است و توافق اخير با تركيه «جريان جنوبي» را وارد مرحلة جديتري مينمايد.
نقشة مسير خط لولة «جريان جنوبي»

پيشرفت در تحقق ساخت خط لولة «جريان جنوبي» بيش از پيش آيندة طرح خط لولة نابوكو را، كه رقيبي براي اين طرح با تكيه بر صادرات گاز طبيعي كشورهاي منطقة آسياي مركزي و احتمالاً ايران و عراق و مصر از طريق خاك تركيه به اتحاديه اروپا محسوب ميشود، در هالهاي از ابهام قرار خواهد داد.
نقشه مسير خطلولة ناباكو
![]()
كشورهاي بلغارستان، مجارستان و اتريش فصل مشترك دو مسير خط لولة «جريان جنوبي» و ناباكو هستند.
اين پيگيري و رقابت فشردة روسيه براي حفظ انحصار بازار گاز خود در اروپا، نشان ميدهد كه مسألة گاز و رقابتهاي انرژي، در آيندة قابل پيشبيني، موتور محركة بسياري از وقايع و تحولات سياسي و حتي نظامي در منطقة آسياي ميانه و خاورميانه خواهد بود و بايد ردپاي اين رقابت را در بسياري از مسائل و تحولات آتي، تعقيب كرد.
بهعنوان مثال، كشور عراق بعنوان يكي از تأمينكنندگان بالقوة گاز براي ناباكو مطرح شده است. مطرح شدن چنين عاملي در شرايطي كه كشور عراق هنوز از ثبات و امنيت كافي برقرار نيست، معلوم نيست كه لزوماً به نفع اين كشور باشد. اين امر ميتواند مسألة امنيت عراق را براي اروپا و غرب حساستر نموده و حمايت آنها را از اين امر تقويت كند. و در عين حال ميتواند اين كشور را كانون رقابت گازي قرار دهد و رقابت روسيه و يا ساير علاقمندان به ورود به ناباكو را برانگيزد.
چندي پيش و دقيقاً در آستانة برگزاري دومين دور مناقصة بزرگ توسعة حوزههاي نفتي و گازي عراق كه توسط وزارت نفت آن كشور برگزار شد، چندين انفجار شديد بغداد را لرزاند كه بعضي از آنها در منطقه حفاظت شدة نوار سبز بود و حتي منجر به وارد شدن خسارت به پارلمان آن كشور شد. شواهد و قرائن نشان ميداد كه اين انفجارها بهوسيلة عناصر باقيمانده از حزب بعث انجام شده است. چنين واقعهاي قطعاً در روند مناقصة مذكور براي جذب سرمايهگذاري خارجي براي توسعة نفت و گاز، تأثير منفي خواهد داشت و بايد ديد كه تا چه اندازه ميتواند تحت تأثير رقابتهاي فوقالذكر بوده باشد.
پتانسيل ديگري كه براي تأمين گاز ناباكو مطرح گرديده است به خط لولة «گاز عرب» Arab Gas Pipeline ) ( موسوم است. اين خط لوله منابع گازي كشور مصر را به ناباكو متصل ميكند. قطعة اول اين خط لوله، كه گاز مصر را به اردن منتقل ميكند، در سال 2003 به بهرهبرداري رسيده است. قطعة دوم آن، كه گاز را تا كشور سوريه رسانده است، در پايان سال 2008 آماده گرديده و يكي از شركتهاي تابعة شركت گازپروم روسيه نيز در احداث آن نقش داشته است.
يك انشعاب يكصد كيلومتري نيز از اين مسير از بندر العريش در صحراي سيناي مصر به بندر اشكلون در اسرائيل كشيده شده است كه اين نيز در فوريه 2008 آماده گرديده و دو كشور مصر و اسرائيل توافق نمودهاند كه سالانه 17/1 ميليارد مترمكعب گاز طبيعي به اسرائيل تحويل داده شود. در ماه مارس سال 2006 ميلادي كشورهاي مصر، اردن، سوريه، تركيه، لبنان و روماني توافقنامهاي را به امضا رساندند كه بر مبناي آن، خط لولة عربي در داخل خاك سوريه تا مرز تركيه ادامه خواهد يافت. برهمين اساس در 4 ژانويه 2008 قراردادي فيمابين دولتهاي سوريه و تركيه جهت احداث 63 كيلومتر خطلوله براي وصل كردن خطلولة عربي به شبكة گاز تركيه منعقد شد و پيمانكار آن نيز در اكتبر همان سال انتخاب شد و قرارداد 71 ميليون دلاري اجراي خط لوله با او منعقد گرديد. انتظار ميرود كه اين قطعه تا سال 2011 ميلادي آماده گردد و تركيه انتظار دارد كه سالانه 2 تا 4 ميليارد مترمكعب گاز از آن برداشت نمايد. همچنين يك انشعاب از خط لولة عربي، از سوريه به مقصد بندر تريپولي در لبنان در حال احداث بوده است و اين احتمال نيز مطرح شده است كه انشعاب ديگري از خط لولة عربي، در آينده گاز را از بندر بانياس در سوريه و از بستر درياي مديترانه به قبرس منتقل نمايد.
در سپتامبر سال 2004 ميلادي، كشورهاي مسير خط لولة عربي توافق كردند كه شبكه خطوط لولة گاز عراق به اين خط لوله متصل گردد تا امكان صادرات گاز عراق به اروپا از طريق ناباكو نيز فراهم شود.
بايد ديد كه كشور روسيه تا چه حد خط لولة عربي را رقيب خود خواهد دانست و تا چه حد به رقابت با آن خواهد پرداخت و چنين رقابت يا احياناً مخالفتي، چه تحولاتي را موجب خواهد شد؟
درحاليكه چنانچه ذكر شد خط لولة «جريان جنوبي» رقيب خط لولة ناباكو تلقي ميشود، دولت تركيه حاضر شده است كه با خط لولة «جريان جنوبي» همكاري نموده و اجازة عبور آن را از آبهاي ساحلي خود بدهد. البته اين اجازه در چارچوب يك همكاري گسترده با روسيه در زمينة انرژي بوده است. دولت تركيه هماكنون نيز از دو مسير از روسيه گاز وارد ميكند كه يكي از آنها مسير خط لولة موسوم به «جريان آبي» است، كه آن نيز از بستر درياي سياه عبور ميكند. اين همكاريها امري بديهي را تأييد ميكند: دولت تركيه بيشاز آنكه صرفاً به فكر مصالح اتحادية اروپا براي متنوع سازي مبادي تأمين گاز آن اتحاديه باشد، به منافع ملي خود ميانديشد. تركيه مدتها است كه براي استفادة مطلوب از موقعيت ژئوپلتيكياش، خود را به يك كانون (Hub) گازي و مركز نقل و انتقال و تجارت گاز تبديل كرده است و از منافع آن بهره ميبرد. ضمن اينكه دولت تركيه با اقدام اخير، روسيه را حداقل از مخالفت رسمي و آشكار با خط لولة ناباكو بازداشته است.
يكي از نكات جالب در اين زمينه، مخالفت رسمي دولت ايتاليا با خط لولة ناباكو است. وزير خارجه ايتاليا در 28 مردادماه در يك مصاحبة مطبوعاتي اعلام كرد: «ایتالیا از پروژة ساخت خط لولة جریان جنوبی حمایت می کند و مخالف پروژة نابوکو است» . وی همچنين گفت كه در این موضعگیری، منافع ملی ایتالیا و بسیاری از کشورهای اروپایی را مد نظر قرار داده است. وي همچنين اشاره كرد كه خط لولة نابوکو برای تکمیل ظرفیت باید گاز جمهوری آذربایجان را داشته باشد که فعلاً وجود ندارد و یا گاز ایران را، که اکنون فکر کردن به آن نیز مشکل ساز است». اين موضعگيري ميتواند مبين فاصله گرفتن نسبي ايتاليا از اتحادية اروپا و حاكي از گسترش منافع اين كشور با روسيه باشد. البته با توجه به موقعيت جغرافيائي ايتاليا، و دريافت گاز توسط اين كشور از طريق چند خط لولة احداث شده در بستر درياي مديترانه كه گاز كشورهاي الجزاير و ليبي را به اين كشور منتقل ميكند، وضعيت تأمين گاز ايتاليا بسيار متنوع تر از ساير كشورهاي اروپاي غربي است و اين امر نيز موجب تفاوت منافع ايتاليا با ساير اعضاي اتحادية اروپا ميشود.
نقشه مسير خط لولة گاز ورودي به ايتاليا

درهرحال، نقش ايران در تفوق يافتن هريك از دو مسير ناباكو يا «جريان جنوبي» بسيار تعيين كننده است. ايران علاوه براين كه پتانسيل عظيمي براي توليد گاز دارد، ميتواند امكان وصل شدن گاز تركمنستان به اروپا از طريق ناباكو (يعني از مسيري مستقل از روسيه) را نيز فراهم كند. بنابراين رقابتها، و خصوصاً رقابت روسيه بر سر اين دو مسير، در تحولات آتي روابط خارجي ايران نيز تأثير گذار خواهد بود.
از نكات مهم ديگري كه بايد به آن توجه كرد، مسألة بازيگري همه كشورها است كه نشاندهندة بيثباتي و بيساماني قدرت در سطح جهاني است. در دوران جنگ سرد كه وضعيت قدرت در جهان تثبيت شده بود، اغلب قريب به اتفاق كشورها مواضع روشني در جهت منافع بلوكي كه در آن قرار گرفته بودند، داشتند و معدودي از كشورها بودند كه ميتوانستند در صحنه جهاني و در ميان قدرتهاي بزرگ و بلوكهاي قدرت، در جهت حداكثر كردن منافع ملي خود مستقلاً بازيگري كنند و جنبش عدم تعهد، تلاش تعدادي از كشورهاي درحال توسعه جهت بازيگري فعال در ميان بلوكهاي قدرت جهاني بود. اما امروز اغلب قريب به اتفاق كشورها با استقلال بيشتري در حال بازيگري در جهت منافع خود هستند كه اين ميتواند نشاندهندة بيثباتي و سياليت قدرت در سطح جهان و عدم وجود قدرتهاي فائقه باشد.
وبلاگ دیگر و جدیدتر من