حسن‌تاش در گفت‌وگو با «شرق»: 
 
کاهش قیمت نفت ادامه‌دار است 
 
می‌دانید که قیمت نفت دوماهی است که نزولی شده، آیا این افت قابل پیش‌بینی بود؟
مدت‌هاست که در بازار جهانی نفت میزان عرضه از تقاضا سبقت گرفته و از قبل مشخص بود که تداوم روندی که جریان داشت می‌توانست منجر به کاهش قیمت جهانی نفت شود که در دوماه گذشته این اتفاق افتاد.
چرا قیمت نفت در جهان در مدار نزول افتاد؟
عمدتا سه‌دسته عوامل‌ اساسی (شامل عرضه‌وتقاضا) عوامل ژئوپلیتیکی (شامل بحران‌های سیاسی) و عوامل فنی (شامل سوانح و توفان‌ها) بازار جهانی نفت را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند که اثرات بلندمدت و عمده آن مربوط به عوامل اساسی است. عوامل ژئوپلیتیکی تا حضور پدیده سیاسی اثر دارند و عوامل فنی اثرات کوتاه‌مدت‌تر و محدودتری دارند. البته بازارهای بورس و معاملات کاغذی و آتی نفت و سوداگری‌های موجود در آن بازارها نیز گاهی قیمت‌های جهانی در معاملات فیزیکی یا جاری را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند. طی دو،سه‌سال اخیر عوامل اساسی بازار نفت در مسیر سبقت‌گرفتن عرضه از تقاضا بوده است. عرضه نفت‌خام و همچنین عرضه گازطبیعی و به‌تبع آن میعانات ‌گازی (که می‌تواند جایگزین نفت‌خام باشد)، خصوصا در کشورهای غیراوپک در حال افزایش بوده و رشد تقاضای نفت، به‌دلیل بحران اقتصادی در کشورهای صنعتی متوقف و حتی گاهی منفی بوده است. در یکی،دوسال گذشته تنها میزان افزایش عرضه کشورهای غیراوپک بیشتر از کل تقاضای جهانی بوده است.
چقدر از دلایل کاهش قیمت نفت را در حوزه اقتصاد می‌دانید؟
به‌هرحال آنچه که قیمت جهانی نفت را تعیین می‌کند وضعیت عرضه و تقاضاست که عوامل اقتصادی هستند و سایر عوامل هم از طریق عرضه و تقاضا اثر می‌گذارند مثلا عوامل سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیکی موجب کاهش عرضه نفت می‌شوند و قیمت را بالا می‌برند.
ظاهرا بخشی از دلایل کاهش قیمت نفت سیاسی است زیرا برخی از رسانه‌های خارجی مدعی شده‌اند عربستان در کاهش قیمت نفت در راستای حمایت از آمریکا و ضربه‌زدن به روسیه و ایران در کاهش قیمت نفت نقش دارد. نظر شما در این رابطه چیست؟
همان‌طور که عرض کردم عوامل سیاسی نیز از طریق عرضه و تقاضا می‌توانند اثر بگذارند. مثلا اگر تقاضا بیشتر از عرضه باشد و هیچ کشوری نتواند عرضه را بیشتر کند روند قیمت‌ها افزایشی خواهد بود و در آن صورت یک کشور با ارزان‌ترفروختن نمی‌تواند تاثیری بر روند قیمت‌ها بگذارد مگر اینکه بتواند عرضه‌اش را زیاد کند. متقابلا کاهش قیمت نفت توسط عربستان هم فرع مساله است، اصل مساله این است ظاهرا عربستان نمی‌خواهد عرضه‌اش را کم کند و طبیعتا وقتی بازار کشش ندارد باید قیمت را کم کند. البته من هنوز مطمئن نیستم که آمریکایی‌ها طالب قیمت‌های پایین نفت باشند.
چرا؟
سیاست آمریکایی‌ها طی سال‌های اخیر خودکفایی در تولید نفت و گاز بوده است و در این مسیر بهره‌برداری گسترده از منابع غیرمرسوم نفت و گاز را در دستور کار خود قرار داده‌اند و اقتصادی‌شدن منابع غیرمرسوم و توسعه آنها مرهون قیمت‌های بالای نفت بوده است، چون این منابع نسبت به منابع مرسوم پرهزینه هستند. قیمت‌های بالای نفت در آمریکا میلیاردهادلار فرصت سرمایه‌گذاری و میلیون‌ها فرصت شغلی در توسعه این منابع ایجاد کرده و نیز برای آمریکا نسبت به دیگر رقبای اقتصادی‌اش تفوق ایجاد کرده است و به همین دلیل آمریکایی‌ها وضعیت خروج از رکودشان بهتر از رقبا و خصوصا اروپاست. تولید نفت و خصوصا گاز در چندسال گذشته در آمریکا به‌شدت افزایش یافته و واردات این کشور کاهش یافته است و این خود از عوامل عمده سبقت‌گرفتن عرضه از تقاضاست. از سویی خودکفایی آمریکا و بی‌نیازی‌اش از واردات نفت از منطقه خلیج‌فارس اهمیت امنیت خاورمیانه را برای آمریکا کاهش می‌دهد و این می‌تواند برای عربستان هم خطرناک باشد بنابراین، این‌بار این احتمال هم وجود دارد که عربستان بخواهد با کاهش قیمت نفت جلو روند برنامه آمریکا را بگیرد. شواهد زیادی وجود دارد که آمریکایی‌ها بر پیشرفت برنامه خودکفایی و توسعه سرمایه‌گذاری بر منابع غیرمرسوم نفت و گاز که مستلزم قیمت‌های بالای نفت است تاکید دارند و البته ممکن است در اثر پیشرفت‌های تکنولوژیکی و گسترش امکانات بهره‌برداری از منابع غیرمرسوم، هزینه‌های تولید از این منابع پایین آمده باشد که در این صورت به‌تناسب ممکن است قیمت‌های aالبته نه خیلی پایین. در عین حال ممکن است چنین تبانی‌ای که شما اشاره کردید نیز وجود داشته باشد. ولی شاید هنوز قدری برای قضاوت زود باشد.
به نظر شما عربستان تا کی می‌تواند در راستای اهداف آمریکا گام بردارد؟
تمام شواهد نشان می‌دهد سیاست‌های نفتی عربستان معمولا در راستای اهداف آمریکا بوده است و در سال 1986 نیز وزیر وقت عربستان به بهانه سیاست سهم بازار موجب سقوط قیمت جهانی نفت شد و بعدها معلوم شد این در راستای سیاست آمریکا برای فشارآوردن به ایران در جهت پایان‌دادن به جنگ، تسهیل فروپاشی شوروی و ضربه‌زدن به قذافی بوده است و ممکن است چنین همکاری‌ و طرحی مجددا تکرار شود. اما الان هم اوضاع اقتصاد و انرژی دنیا و هم اوضاع ژئوپلیتیکی منطقه بسیار پیچیده‌تر است و عربستان که احساس خطر امنیتی کرده ممکن است واکنش‌های دیگری را نشان دهد به‌هرحال رژیم عربستان حرکت در راستای اهداف آمریکا را برای بقایش می‌خواهد نه برای فنایش. باید دید اوضاع چگونه پیش می‌رود.
خود آمریکا چطور؟ آیا این کشور در کاهش قیمت نفت نقش مستقیم داشته یا غیرمستقیم؟
بله. آمریکا در این زمینه هم نقش مستقیم داشته و هم غیرمستقیم. اخیرا آمریکا با افزایش تولید داخلی‌اش، واردات نفتش را از غرب آفریقا بسیار کم کرده است و این نفت (غرب آفریقا)، به بازارهای دیگر می‌رود و خود آمریکا نیز صادرات نفتی‌اش به کانادا را زیاد کرده و موجب شده کانادا نیز واردات از غرب آفریقا را کم کند. همچنین صادرات میعانات گازی و گازمایع آمریکا افزایش یافته و بحثی هم در آمریکا مطرح است که اصولا قانون ممنوعیت صادرات هیدروکربن‌ها لغو شود که خود طرح این بحث هم در بازار اثر منفی روی قیمت‌ها داشته است. چون در آمریکا از دهه70 صادرات هیدروکربن‌ها (به جز به کانادا) ممنوع بوده است و مواردی هم که اخیرا اتفاق افتاده با مجوز‌های موردی یا به نوعی دورزدن قانون بوده است. در مورد نقش غیرمستقیم هم وقتی آمریکایی‌ها اعلام کردند داعش را تعقیب می‌کنند و آن را در عراق و سوریه مورد حمله هوایی قرار می‌دهند، نگرانی از توسعه و نفوذ داعش به مناطق نفتی عراق در جنوب و در کردستان کمتر شد و این‌هم بر بازار موثر بود.
در کاهش قیمت نفت رد پای چه کشورهای دیگری به جز عربستان و آمریکا مشاهده می‌شود؟
البته به مفهوم رد پا نه؛ اما کاهش نسبی تنش‌ها در لیبی و نیجریه موجب افزایش نسبی تولید این کشورها شده و این هم روی قیمت‌ها بی‌اثر نبوده است.
آینده را چطور ترسیم می‌کنید؛ آینده‌ای با افزایش قیمت نفت یا ادامه روند موجود؟
اگر همین روند ادامه داشته باشد و عربستان‌سعودی هم حاضر به کاهش تولید خود نباشد و اوپک هم تصمیم به کاهش تولید نگیرد و معضل ژئوپلیتیکی جدیدی هم در منطقه و خصوصا بخش‌های نفت‌خیز منطقه رخ ندهد، احتمال کاهش بیشتر قیمت وجود دارد. خصوصا همان‌طور که عرض کردم در سال آینده میلادی نیز اغلب پیش‌بینی‌ها این است که افزایش عرضه غیراوپک بیش از افزایش تقاضای جهان خواهد بود. همچنین اگر مذاکرات هسته‌ای ایران پیشرفت داشته باشد و به‌سمت کاهش تحریم‌ها برود این‌هم به مفهوم امکان افزایش تولید ایران خواهد بود و می‌تواند روند کاهش قیمت نفت را سریع‌تر کند.
آیا نرخ فعلی که حدود 90دلار برای هر بشکه نفت است می‌تواند یک نرخ جدید تلقی شود؟
با توجه به تنوع عوامل تاثیرگذار بر بازار جهانی نفت، پیش‌بینی بسیار دشوار است و همانطور که عرض کردم در چند سال اخیر هم عمدتا تحولات ژئوپلیتیکی به‌خصوص در کشورهای عضو اوپک، موجب بالانس عرضه و تقاضا شده است. یک‌روز تحولات موسوم به بهارعربی و به‌ویژه بحران لیبی، روز دیگر درگیری‌های نیجریه و آثار آن بر کاهش تولید نفت این کشورها، زمانی دیگر تحریم‌های نفتی ایران و در جایی دیگر بحران اوکراین و آثار انتظاری و روانی آن بر احتمال قطع گاز روسیه به اروپا و به‌تازگی کاهش تولید نفت عراق به‌دلیل تحرکات گروه موسوم به داعش، بازار نفت را تحت تاثیر قرار داده؛ در غیراین‌صورت همواره پتانسیل کاهش قیمت جهانی نفت وجود داشته است. بنابراین از این به بعد نیز وضعیت بازار و قیمت نفت، به‌شدت بستگی به عوامل ژئوپلیتیکی دارد و اگر دنیا آرام باشد بله ممکن است قیمت‌ها کاهش بیشتری هم بیابند. البته باید توجه داشت درحالی‌که متوسط قیمت ‌نفت اوپک در سال2008 میلادی حدود 94/5دلار بود در سال2009 به حدود 66دلار کاهش یافت و در 2010 به حدود 77/5دلار در بشکه رسید و از سال 2011بالای صددلار رفت و متوسط سال  2013 (105/87) نیز حدود 3/5دلار کمتر از 2012 (109/45) بوده است. ضمن اینکه در طول این سال‌ها نیز نوسانات زیادی وجود داشته است.
شما چقدر با واکنش سیاسی ایران نسبت به اقدام اخیر عربستان موافقید؟
به‌نظر من هرگونه تشدید چالش در منطقه و بین کشورهای آن نهایتا بازی در زمین دشمن است و دشمنان فرامنطقه‌ای نهایتا از چالش‌های منطقه سود می‌برند. ضمن اینکه اقدامات عربستان را در میزان تولید این کشور باید جست‌وجو کرد و این هم با گذشت زمان مشخص می‌شود. بنابراین باید در این رابطه با یک دیپلماسی فعال برمبنای تحلیل‌های دقیق، اول فهمید که عربستان به‌دنبال چیست؟ به‌هرحال صرف‌نظر از قیمت، عربستان از بحران‌های ژئوپلیتیکی یا تحریم‌ دیگران سود برده است و به‌صورت مرتب تولید خود را زیاد کرده‌ و بازار آنها را گرفته است. بنابراین با بازگشت دیگران به بازار اگر بازار کشش نداشته باشد باید عربستان با کاهش تولید خود برایشان جا باز کند.
آیا ایران می‌تواند مانع کاهش قیمت نفت شود؟ یا بهتر بگویم آیا ایران می‌تواند اقدامی در این رابطه انجام دهد، مثل رایزنی با برخی کشورهای تاثیرگذار بر نفت؟
اول باید دقیق‌تر فهمید که کاهش قیمت نفت فرصت‌ها و تهدیدهایش برای بازیگران مختلف و خود ما چیست، مثلا اگر برنامه‌های توسعه منابع غیرمرسوم را کند یا متوقف کند می‌تواند یک فرصت باشد. اما اگر بنا بر مانع‌شدن باشد، ایران به‌تنهایی نمی‌تواند تاثیر چندانی روی بازار داشته باشد و می‌تواند درخواست اجلاس اضطراری اوپک را بدهد و از طریق اوپک و متحدانش در اوپک این موضوع را پیگیری کند. البته هنوز شاید کمی زود باشد.
با ادامه روند کاهش قیمت نفت اوپک چه عواقب منفی‌ای در انتظار ایران است؟
در شرایط تحریم این مساله تاثیر زیادی بر ما ندارد چون متاسفانه ما به بخش اندکی از درآمد نفت صادراتی‌مان دسترسی پیدا می‌کنیم و به همین دلیل هم اگر هم تبانی میان آمریکا و عربستان در جهت کاهش قیمت نفت وجود داشته باشد، شاید حداقل نتوان گفت علیه ایران است چون در حال حاضر مساله اصلی ایران تحریم‌هاست. بله اگر تحریم‌ها برداشته شده بود و قیمت نفت با چنین تبانی‌ای به سمت سقوط آزاد می‌رفت، می‌توانست از دودوزه‌بازی‌کردن آمریکایی‌ها حکایت کند. البته از منظری کاملا متفاوت اگر آمریکایی‌ها به دلایلی که ذکر شد طالب قیمت پایین نفت نباشند و عربستان هم حاضر به کاهش تولید نفت نباشد، ممکن است فشار بر صادرات نفت ایران برای بالانس‌کردن بازار، تشدید شود البته این درصورت ناکامی مذاکرات ایران و 1+5 خواهد بود. شواهدی مثل لغو تحریم‌های شرکت ملی نفتکش ایران توسط اتحادیه اروپا که همین چندروز پیش اتفاق افتاد عکس این را نشان می‌دهد ولی به‌هرحال باید هوشیار بود.
آیا تاکنون از اقدامات سایر کشورها برای مقابله با آثار منفی کاهش قیمت نفت خبری شده؟
کشورها به تنهایی نمی‌توانند کاری انجام دهند، مگر از طریق همکاری و هماهنگی در اوپک. هنوز شواهدی از تحرک دیده نمی‌شود ضمن اینکه اغلب کشورهای صادرکننده نفت هم‌اکنون درگیر مشکلات زیادی هستند.
آیا وقت آن نرسیده که اوپک جلسه اضطراری تشکیل دهد؟
شاید هنوز قدری زود باشد. این نوسانات همیشه وجود دارد و باید دید تا کجا ادامه می‌یابد. البته از اوپک هم انتظار زیادی نمی‌توان داشت و نباید دچار توهم شد که اوپک می‌تواند معجزه‌کند.
نکته کلیدی که در این آشفته بازار باید مسوولان به آن توجه کنند، چیست؟
اوضاع خیلی پیچیده است و باید مرتبا تحولات را رصد کرد و برای داشتن تحلیل‌های دقیق خیلی چیزها را مورد توجه قرار داد اما در این میان رصدکردن تحولات تولید و هزینه تولید منابع نفت و گاز غیرمرسوم آمریکا خیلی مهم است. برنامه ایالات‌متحده در تداوم توسعه این منابع جدی است و اجازه نمی‌دهد که با کاهش قیمت جهانی نفت به هم بریزد. مگر اینکه هزینه‌های تولید این منابع کاهش یافته باشد و در قیمت‌های پایین‌تر نفت هم بتوانند به کار خود ادامه دهند که با پیشرفت فناوری احتمال این وجود دارد.

آینده را چطور ترسیم می‌کنید؛ آینده‌ای با افزایش قیمت نفت یا ادامه روند موجود؟
اگر همین روند ادامه داشته باشد و عربستان‌سعودی هم حاضر به کاهش تولید خود نباشد و اوپک هم تصمیم به کاهش تولید نگیرد و معضل ژئوپلیتیکی جدیدی هم در منطقه و خصوصا بخش‌های نفت‌خیز منطقه رخ ندهد، احتمال کاهش بیشتر قیمت وجود دارد. خصوصا همان‌طور که عرض کردم در سال آینده میلادی نیز اغلب پیش‌بینی‌ها این است که افزایش عرضه غیراوپک بیش از افزایش تقاضای جهان خواهد بود. همچنین اگر مذاکرات هسته‌ای ایران پیشرفت داشته باشد و به‌سمت کاهش تحریم‌ها برود این‌هم به مفهوم امکان افزایش تولید ایران خواهد بود و می‌تواند روند کاهش قیمت نفت را سریع‌تر کند.
آیا نرخ فعلی که حدود 90دلار برای هر بشکه نفت است می‌تواند یک نرخ جدید تلقی شود؟
با توجه به تنوع عوامل تاثیرگذار بر بازار جهانی نفت، پیش‌بینی بسیار دشوار است و همانطور که عرض کردم در چند سال اخیر هم عمدتا تحولات ژئوپلیتیکی به‌خصوص در کشورهای عضو اوپک، موجب بالانس عرضه و تقاضا شده است. یک‌روز تحولات موسوم به بهارعربی و به‌ویژه بحران لیبی، روز دیگر درگیری‌های نیجریه و آثار آن بر کاهش تولید نفت این کشورها، زمانی دیگر تحریم‌های نفتی ایران و در جایی دیگر بحران اوکراین و آثار انتظاری و روانی آن بر احتمال قطع گاز روسیه به اروپا و به‌تازگی کاهش تولید نفت عراق به‌دلیل تحرکات گروه موسوم به داعش، بازار نفت را تحت تاثیر قرار داده؛ در غیراین‌صورت همواره پتانسیل کاهش قیمت جهانی نفت وجود داشته است. بنابراین از این به بعد نیز وضعیت بازار و قیمت نفت، به‌شدت بستگی به عوامل ژئوپلیتیکی دارد و اگر دنیا آرام باشد بله ممکن است قیمت‌ها کاهش بیشتری هم بیابند. البته باید توجه داشت درحالی‌که متوسط قیمت ‌نفت اوپک در سال2008 میلادی حدود 5/94دلار بود در سال2009 به حدود 66دلار کاهش یافت و در 2010 به حدود 5/77دلار در بشکه رسید و از سال 2011بالای صددلار رفت و متوسط سال  2013 (87/105) نیز حدود 5/3دلار کمتر از 2012 (45/109) بوده است. ضمن اینکه در طول این سال‌ها نیز نوسانات زیادی وجود داشته است.
شما چقدر با واکنش سیاسی ایران نسبت به اقدام اخیر عربستان موافقید؟
به‌نظر من هرگونه تشدید چالش در منطقه و بین کشورهای آن نهایتا بازی در زمین دشمن است و دشمنان فرامنطقه‌ای نهایتا از چالش‌های منطقه سود می‌برند. ضمن اینکه اقدامات عربستان را در میزان تولید این کشور باید جست‌وجو کرد و این هم با گذشت زمان مشخص می‌شود. بنابراین باید در این رابطه با یک دیپلماسی فعال برمبنای تحلیل‌های دقیق، اول فهمید که عربستان به‌دنبال چیست؟ به‌هرحال صرف‌نظر از قیمت، عربستان از بحران‌های ژئوپلیتیکی یا تحریم‌ دیگران سود برده است و به‌صورت مرتب تولید خود را زیاد کرده‌ و بازار آنها را گرفته است. بنابراین با بازگشت دیگران به بازار اگر بازار کشش نداشته باشد باید عربستان با کاهش تولید خود برایشان جا باز کند.
آیا ایران می‌تواند مانع کاهش قیمت نفت شود؟ یا بهتر بگویم آیا ایران می‌تواند اقدامی در این رابطه انجام دهد، مثل رایزنی با برخی کشورهای تاثیرگذار بر نفت؟
اول باید دقیق‌تر فهمید که کاهش قیمت نفت فرصت‌ها و تهدیدهایش برای بازیگران مختلف و خود ما چیست، مثلا اگر برنامه‌های توسعه منابع غیرمرسوم را کند یا متوقف کند می‌تواند یک فرصت باشد. اما اگر بنا بر مانع‌شدن باشد، ایران به‌تنهایی نمی‌تواند تاثیر چندانی روی بازار داشته باشد و می‌تواند درخواست اجلاس اضطراری اوپک را بدهد و از طریق اوپک و متحدانش در اوپک این موضوع را پیگیری کند. البته هنوز شاید کمی زود باشد.
با ادامه روند کاهش قیمت نفت اوپک چه عواقب منفی‌ای در انتظار ایران است؟
در شرایط تحریم این مساله تاثیر زیادی بر ما ندارد چون متاسفانه ما به بخش اندکی از درآمد نفت صادراتی‌مان دسترسی پیدا می‌کنیم و به همین دلیل هم اگر هم تبانی میان آمریکا و عربستان در جهت کاهش قیمت نفت وجود داشته باشد، شاید حداقل نتوان گفت علیه ایران است چون در حال حاضر مساله اصلی ایران تحریم‌هاست. بله اگر تحریم‌ها برداشته شده بود و قیمت نفت با چنین تبانی‌ای به سمت سقوط آزاد می‌رفت، می‌توانست از دودوزه‌بازی‌کردن آمریکایی‌ها حکایت کند. البته از منظری کاملا متفاوت اگر آمریکایی‌ها به دلایلی که ذکر شد طالب قیمت پایین نفت نباشند و عربستان هم حاضر به کاهش تولید نفت نباشد، ممکن است فشار بر صادرات نفت ایران برای بالانس‌کردن بازار، تشدید شود البته این درصورت ناکامی مذاکرات ایران و 1+5 خواهد بود. شواهدی مثل لغو تحریم‌های شرکت ملی نفتکش ایران توسط اتحادیه اروپا که همین چندروز پیش اتفاق افتاد عکس این را نشان می‌دهد ولی به‌هرحال باید هوشیار بود.
آیا تاکنون از اقدامات سایر کشورها برای مقابله با آثار منفی کاهش قیمت نفت خبری شده؟
کشورها به تنهایی نمی‌توانند کاری انجام دهند، مگر از طریق همکاری و هماهنگی در اوپک. هنوز شواهدی از تحرک دیده نمی‌شود ضمن اینکه اغلب کشورهای صادرکننده نفت هم‌اکنون درگیر مشکلات زیادی هستند.
آیا وقت آن نرسیده که اوپک جلسه اضطراری تشکیل دهد؟
شاید هنوز قدری زود باشد. این نوسانات همیشه وجود دارد و باید دید تا کجا ادامه می‌یابد. البته از اوپک هم انتظار زیادی نمی‌توان داشت و نباید دچار توهم شد که اوپک می‌تواند معجزه‌کند.
نکته کلیدی که در این آشفته بازار باید مسوولان به آن توجه کنند، چیست؟
اوضاع خیلی پیچیده است و باید مرتبا تحولات را رصد کرد و برای داشتن تحلیل‌های دقیق خیلی چیزها را مورد توجه قرار داد اما در این میان رصدکردن تحولات تولید و هزینه تولید منابع نفت و گاز غیرمرسوم آمریکا خیلی مهم است. برنامه ایالات‌متحده در تداوم توسعه این منابع جدی است و اجازه نمی‌دهد که با کاهش قیمت جهانی نفت به هم بریزد. مگر اینکه هزینه‌های تولید این منابع کاهش یافته باشد و در قیمت‌های پایین‌تر نفت هم بتوانند به کار خود ادامه دهند که با پیشرفت فناوری احتمال این وجود دارد.
 
 
+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 و ساعت 12:57 |

-          با توجه به ادامه روند كاهشي قيمت‌ها و رسيدن قيمت نفت خام اوپك به نرخ 90 دلار و 33 سنت و رسيدن نفت خام برنت به كمترين قيمت در 27 ماه گذشته چنين وضعي را حاصل چه اتفاق‌هايي مي‌دانيد؟ به نظر شما افزايش عرضه از سمت عربستان يا بازگشت ليبي به بازار تأثير بيشتري بر كاهش قيمت‌ها داشته است يا كندي رشد اقتصاد در چين و ركود در اروپا؟

پاسخ- اصولا از حدود دو سال پیش رشد عرضه نفت از تقاضای آن بیشتر بوده و لذا کاهش نسبی قیمت نفت کاملا قابل انتظار بوده و بنده نیز آن را پیش‌بینی کرده بودم، در دو سال گذشته عمدتا عوامل سیاسی و تحولات ژئوپلتیکی  و قطع و کاهش عرضه نفت‌خام ناشی از این تحولات پی درپی ، علت بالا ماندن قمت نفت بوده است. حالا که مشکلات ژئوپلتیکی قدری کمتر شده قیمت نفت رو به کاهش گذاشته است. با بسیج جهانی علیه داعش نگرانی از گسترش تحرکات داعش به مناطق نفت‌خیز در جنوب و کردستان عراق کمتر شده، با کاهش درگیری‌ها در لیبی تولید این کشور بیشتر شده و در کنار این مشکلات بخش تقاضا که اشاره کردید نیز وجود دارد. البته عربستان‌سعودی در ماه‌ اخیر  افزایش تولید نداشته است، تولید عربستان در ماه جولای گذشته نسبت به ماه‌قبل از آن قدری افزایش داشت اما در ماه اگوست حدود 55 هزار بشکه کاهش داشته است. البته عربستان در یکی دو سال اخیر از  مشکلات ژئوپلتیکی دیگران استفاده کرده و تولیدش را افزایش داده است و معمولا انتظار این است که با برگشت دیگران تولیدش را کاهش دهد.

-           پيش از اين چه زماني بحراني در اين سطح در قيمت‌هاي نفت اتفاق افتاده بود و واكنش سران اوپك به عنوان دارندگان 60 درصد ذخاير نفتي جهان به آن چه بود؟ در دوران بهار عربي تفاهم بيشتري ميان سران اوپك از اكنون وجود داشت؟

پاسخ- قبل از این مهمترین شوک کاهشی قیمت مربوط به سال‌های 1366 و  1367 بوده است که عامل آن عربستان بود و بعدها معلوم شد که با تبانی ایالات‌متحده برای تحقق بعضی از اهداف سیاسی و از جمله فشار به ایران برای پایان دادن جنگ بوده است. یکبار دیگر هم در اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی با تصمیم اشتباه اوپک در اجلاس جاکارتا  قیمت نفت کاهش شدیدی پیدا کرد ولی دوره آن کوتاه بود و در اجلاس بعدی اوپک  اصلاح شد و تولید کنترل شد، آن قصه با رکود شدید اقتصادی در آسیای جنوب شرقی (1997و 1998) همراه بود که تقاضای نفت در آن منطقه به شدت کاهش یافته بود.

-          آيا به نظر شما آن طور كه بسياري از رسانه‌هاي بين‌المللي ادعا مي‌كنند عربستان سعودي به دنبال جنگ قدرت با ايران است و توليد خود را كاهش نخواهد داد يا اين كشور در نهايت به نفع منافع اوپك سهميه توليد خود را كم خواهد كرد؟

پاسخ- پاسخ این سئوال سخت است، چون اوضاع منطقه و جهان بسیار پیچیده شده است ، شواهدی وجود دارد که امریکائی‌ها طالب قیمت‌های پائین نفت نیستند چون برنامه‌های انرژی و تولید نفت و گازشان از منابع غیرمرسوم را بهم می‌ریزد و اگر چنین باشد باید دید که آیا عربستان رو در روی امریکا خواهد ایستاد یا نه؟ چون عربستان برنامه خودکفائی انرژی ایالات‌متحده و قطع وابستگی این کشور از نفت وارداتی از خاورمیانه را برای امنیت خود خطرناک می‌داند. باید دید چه قیمتی مطلوب امریکائی‌ها است. بعضی معتقدند هزینه تولید از نفت‌های شیلی کاهش یافته است و ممکن است در نفت‌خام 80 دلار هم کماکان اقتصادی باشند.

-          اين بحران را تا چه اندازه نقطه عطفي جدي در بازار نفت تلقي مي‌كنيد؟ آيا بحران كنوني به گونه‌اي است كه سال‌هاي سال بعد از آن به عنوان نقطه‌اي كه مسير بازار بعد از آن تغيير كرده است ياد كنند؟

پاسخ- هنوز برای چنین قضاوتی خیلی زود است نوساناتی در این حد در طول سال‌های گذشته وجود داشته است. درسال 2009 متوسط قیمت نفت اوپک به حدود 61 دلار رسید در صورتی که سال قبل از آن 94.5 دلار بود.  مسئله هنوز در حد بحران نیست ولی ممکن است به آن حد برسد.

-          با توجه به هزينه توليد شيل‌هاي نفتي به نظر شما رسيدن قيمت به چه نقطه‌اي اين توليد را غير اقتصادي خواهد كرد؟

پاسخ- پاسخ این سئوال نیاز به اطلاعات زیادی دارد که در اختیار من نیست اما آنچه مسلم است اینها پر هزینه هستند و البته با پیشرفت تکنولوژی و توسعه زیرساخت‌های مربوطه که الان اتفاق افتاده است این هزینه رو به کاهش می‌رود اخیرا واشنگتنپست در مقاله‌ای اعلام کرده بود که در 80 دلار هم ممکن است بهره‌برداری از اینها اقتصادی باشد. ولی به هر حال هرچه باشد به نظر من مرز قیمت نفت را تعیین می‌کند چون امریکائی‌ها بر روی برنامه‌شان مصمم بنظر می‌رسند. مگر اینکه عربستان بخواهد با امریکا مقابله کند یا یک تبانی کوتاه‌مدتی برای تحقق یک سری از اهداف سیاسی مثل فشار به روسیه شکل بگیرد، مانند جریان 1367.

-          اكنون و در وضعيتي كه وابستگي بودجه به نفت زياد است و بسياري مي‌گويند بودجه در كشور بر اساس نفت بشكه‌اي 100 دلار بسته شده است تا چه اندازه نگراني براي كاهش قيمت‌ها جدي خواهد بود؟

پاسخ- بنظر من برای ما نگرانی جدی کماکان تحریم است. وقتی در اثر تحریم‌های اقتصادی و بانکی عملا تنها بخش کمی از پول صادرات نفت در  اختیار کشور قرار می‌گیرد. چه تفاوتی دارد قیمت نفت چه باشد؟ البته قیمت 100 دلار  از قبل قابل پیش‌بینی بود که زیاد است و این تجربه یک بار دیگر نشان می‌دهد که مکانیزم ذخیره ارزی باید خیلی جدی گرفته شود. در  مورد یک عامل مهم برونزای اقتصادی که در کنترل ما نیست و عوامل تاثیرگذار بر آن نیز متعدد و متنوع هستند، همیشه این نوسانات وجود داشته و دارد و تنها با مکانیزم ذخیره ارزی می‌توان آثار منفی‌اش بر اقتصاد را کنترل کرد.

 

+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در شنبه نوزدهم مهر 1393 و ساعت 12:40 |

+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در شنبه نوزدهم مهر 1393 و ساعت 0:52 |
 

رانت زدائي در فرمول جديد خوراك 

http://www.donya-e-eqtesad.com/news/832915/

 

1- پیش از هدفمندی یارانه‌ها، نرخ خوراک واحدهای پتروشیمی گازی 2 تا 3 سنت در نظر گرفته؛ این نرخ بر چه اساسی تعیین شده بود؟

پاسخ- بطور کلی می‌توانم بگویم قیمت‌ حامل‌های انرژی تا قبل از فرایند موسوم به هدفمندی، بر مبنای یک سابقه تاریخی جلو آمده بودند و دولت‌ها عمدتا برای اجتناب از تورم نتوانسته بودند برای تغییر قیمت‌ها (متناسب با تورم) تصمیم بگیرند چون فکر می‌کردند در این صورت اولا نرخ تورم را به رسمیت شناخته‌اند و ثانیا با افزایش قیمت کالاهای در اختیار دولت (مثل حامل‌های انرژی)، دو باره به تورم دامن می‌زنند و اقتصاد در یک لوپ یا چرخه تورمی قرار می‌گیرد. ضمنا در این روند تاریخی باید توجه کرد که صنعت پتروشیمی زمانی توسعه خود را آغاز کرد که گاز کشور عمدتا گاز همراه نفت بود که یک کالای جانبی کم ارزش بود و میادین مستقل گازی توسعه نیافته بودند و گازطبیعی در جهان هم اهمیت و جایگاه امروز را نداشت. بنظر من از یک مقطعی باید در این روند تجدید نظر می‌شد ولی متاسفانه پتروشیمی‌های ما اغلب با فرض هزینه صفر و یا نزدیک به صفر برای سوخت و خوراک (خصوصا آنها که خوراکشان گاز است)، توسعه یافته‌اند که کار چندان درستی نبوده و امروز گریبان کشور را گرفته است.

2- نرخ جدید 13 سنتی پتروشیمی‌ها در مقایسه با روش گذشته (روش سوال پیش) چه مزایا و چه معایبی دارد؟(نقاط قوت و ضعف هر دو روش)

پاسخ- ما اول باید بدانیم که قیمت گاز وارداتی ما از ترکمنستان حدود 35 سنت و قیمت گاز صادراتی ما به ترکیه حدود 50 سنت در هر متر مکعب است بنابراین 13 سنت عدد بالائی نیست(البته در سطح قیمت‌های فعلی نفت‌خام در جهان). همچنین باید یک سئوال را بطور جدی مورد توجه قرار دهیم و آن این است که چطور می‌شود پتروشیمی‌های اروپا گاز را حدود 50 سنت می‌خرند و یا پتروشیمی‌های چین و کره و ژاپن گاز را بیش از 55 سنت در مترمکعب می‌خرند و زیان نمی‌دهند و پتروشیمی‌های ما ادعا می‌کنند که در 13 سنت ضرر می‌کنند، معلوم است یک جای کار می‌لنگد. بنابراین نرخ گذشته که اصلا منطقی نبوده است و این نرخ قدری منطقی‌تر است.

3- در حال حاضر بحث فرمولیزه شدن نرخ خوراک مطرح است. با توجه به ابهاماتی زیادی که در چگونگی تعیین این فرمول وجود دارد، به عقیده شما فرمول نرخ خوراک چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

پاسخ- برای پاسخ به این سئوال باید قدری به عقب و به یک مسئله اساسی‌تر برگردم. بررسی‌های من نشان میدهد که متاسفانه صنعت پتروشیمی ما هرگز بر اساس یک نقشه راه جامع توسعه پیدا نکرده است و به همین دلیل دچار مشکلات زیادی است. من قبلا در مقالاتی این را بررسی کرده‌ام که از یک سو ما در کشور روی حلقه‌های نرم‌افزاری پتروشیمی یعنی در بعد فنی: دانش فنی و طراحی پایه و طراحی تفصیلی و غیرو و در بعد اقتصادی: مطالعات بازار و مطالعات فنی‌اقتصادی و امثال آن، سرمایه‌گذاری‌های لازم را نکرده‌ایم که نتیجه آن انتخاب‌های نه چندان درست در توسعه صنایع پتروشیمی و بالارفتن هزینه‌های ساخت و بهره‌بردرای از واحدهای پتروشیمی و در یک کلام بهره‌وری نامطلوب و بالارفتن قیمت تمام شده است و از سوی دیگر حلقه محصولات پتروشیمی را کامل نکرده‌ایم و به عبارت دیگر صنایع پائین‌دستی یا تکمیلی آن را توسعه نداده‌ایم که نتیجه آن تولید محصولات پایه با ارزش افزوده نه چندان زیاد است. بنابراین بنده به جد معتقدم که در سطح ملی باید یک بازنگری اساسی بر روی صنعت پتروشیمی صورت گیرد یک نقشه راه تهیه شود و راه‌کارهای تطبیق وضعیت موجود با آن نقشه راه شناسائی شود و بعد از آن قیمت‌گذاری خوراک و روند آینده آن طوری طراحی شود که وضعیت موجود را در این مسیر هدایت کند. بنظر من بدون چنین نگاهی هر تصمیمی راجع به قیمت خوراک نهایتا انفعالی خواهد بود.

4- به نظر می رسد قرار است قیمت خوراک بر مبنای قیمت های محصولات نهایی تعریف شود. این روش با توجه به تنوع محصولات از یک طرف و نوسانات شدید قیمتی از طرف دیگر مشکلاتی را در تعیین قیمت و همچنین اعلام به موقع قیمت های پایه به بازار ایجاد خواهد کرد. نظر شما در این رابطه چیست؟

پاسخ- البته قیمت محصولات را هم نمی‌توان نادیده گرفت اما چند نکته در این جا مطرح است. یکی اینکه باید یک مطالعه با استفاده از سری‌های زمانی قیمـت‌ها انجام شود که رابطه قیمت‌ محصولات پتروشیمی با قیمت خوراک یعنی گاز یا میعانات نفتی چیست؟ اگر در بلند مدّت رابطه معنا داری بین اینها وجود داشته باشد و قیمت محصول تابع قیمت خوراک باشد و یا به عبارت دیگر همیشه تفاضل یا دیفرانسیل مشخصی بین قیمت گاز و میعانات و متوسط قیمت محصولات پتروشیمی وجود داشته باشد یا بازهم به تعبیر دیگر؛ منحنی قیمت متوسط سبد محصولات پتروشیمی موازی منحنی قیمت خوراک (البته در سطحی بالاتر) حرکت کرده باشد. در اینصورت توجه به قیمت محصول معنا ندارد. ولی اگر اصولا رابطه بلند مدّت معنا داری میان قیمت خوراک و محصول وجود نداشته باشد و قیمت محصول از عوامل دیگری (غیر از قیمت خوراک) تبعیت کند، به هر حال نمی‌توان قیمت محصول را هم نادیده گرفت. این نیاز به مطالعه دارد و همانطور که یکی دو بار تکرار کردم مطالعه باید بر اساس روند بلندمدت قیمت‌ها باشد چون نوسانات کوتاه‌مدّت مهم نیستند، یعنی اگر مثلا روند بلند‌مدت رابطه معنا‌دار را نشان بدهد ممکن است یک واحد پتروشیمی در یک مقطع زمانی در اثر کاهش مقطعی قیمت محصولش ضرر کند ولی قطعا در بلند‌مدت چنین نخواهد بود. البته در این جا باید به نکته مهم دیگری هم توجه کرد و آن این است که محصول نهائی ما هم اشکال دارد. بگذارید مثالی بزنم الان در ایران کود اوره محصول نهائی تلقی می‌شود و قیمت جهانی آن هم بسیار پائین است. همین کود اوره سالهاست که دارد پدر بهترین زمین‌های کشاورزی ما را در می‌آورد. چراکه اولا در آب جذب سریع می‌شود و بخش کمتر آن به ریشه گیاه می‌رسد و بخش بیشتر آن در زیر زمین رسوب می‌کند و یک لایه ضخیم و سفت را درست می‌کند که به برای خاک و کشت مشکل درست می‌کند و ثانیا خاصیت بازی دارد و اسیدیته زمین را کم می‌کند که خود این هم میزان محصول را پائین می‌آورد. خیلی کشورها مثل ترکیه همین کود اوره ما را ارزان از ما می‌خرند و دانه‌بندی می‌کنند و کود اوره با پوشش گوگردی (حدود 10درصد گوگرد) درست می‌کنند که به آن SCU می‌گویند و با ارزش افزوده بسیار بالاتر به خود ما می‌فروشند و کشاورزانی که مشکل را فهمیده‌اند و کمی علمی‌تر کار می‌کنند این را وارد می‌کنند. در حالی که ما گوگرد هم فراوان داریم که روی دست‌مان مانده است و این پوشش گوگردی هر دو مشکل را حل می‌کند یعنی هم جذب را تدریجی می‌کند و هم اسیدیته زمین بالا می‌رود. بنابراین محصول نهائی‌مان هم اشکال دارد باید زمینه‌ای فراهم شود که اینها به سمت اصلاح برود وزنجیره ارزش در صنعت پتروشیمی تکمیل شود.

5- پیش از این تولیدکنندگان پتروشیمی با نرخ 13 سنتی موافق نبودند و با اعمال این نرخ در هر دو بازار بورس سهام و کالا واکنش‌های تندی دیده شد. ولی در حال حاضر با گذشت 6 ماه از این موضوع ثباتی در هر دو بازار حاکم شده است، آیا فرمول جدید قادر به ایجاد و یا تداوم ثبات در هر دو بازار خواهد بود یا با ایجاد شرایط روانی به افت و خیزهای دوباره در این صنعت منتهی می شود؟

پاسخ- زمانی که واگذاری پتروشیمی‌ها به بخش‌خصوصی شروع شد قیمت خوراک بسیار ارزان و خصوصا در مورد گاز نزدیک به صفر بود و نتیجه این شد که سهامدارن جدید سودهای بسیار کلانی کردند و در بسیاری موارد پاداش‌های سالانه میلیاردی بین مدیران تقسیم شد و طعم خوبی داشت و تداوم آن بسیار وسوسه‌انگیز بود و این باعث شد که گروه‌های فشاری شکل بگیرد که تمایل داشتند و دارند همین وضعیت ادامه یابد. از سوی دیگر بالارفتن قیمت سهام پتروشیمی‌ها و به نوعی حبابی شدن آنها هم یکی ناشی از همین مسئله بود و یکی هم ناشی از این که با بالارفتن شدید قیمت ارز که تقریبا همزمان با واگذاری‌ها اتفاق افتاد، ارزش دارائی‌های آنها (که با ارز ارزان وارد شده بود) بالا رفت، پس این افزایش قیمت سهام نتیجه ارتقاء بهره‌وری ناشی از خصوصی شدن نبود و خوب سهامدارن هم انگیزه داشته و دارند که همین وضعیت ادامه پیدا کند. طبیعتا با بالا رفتن قیمت خوراک و تثبیت نسبی قیمت ارز در سطح تعادلی جدید آن، حباب در بورس ترکید. ذینفعان که آن وضعیت به دهانشان بسیار مزه کرده بود به نرخ‌های جدید اعتراض داشتند و حرف‌های زیادی هم تولید کردند مثلا گاهی می‌گویند در عربستان گاز به قیمت 7 سنت در مترمکعب به پتروشیمی‌ها فروخته می‌شود و البته مستندات هم ارائه نمی‌شود و معلوم نیست این چه گازی است؟ چون در عربستان میادین مستقل گازی وجود ندارد و عمدتا گاز ایشان گاز همراه نفت است که به اصطلاح ممکن است سر چاه به این قیمت فروخته شود یعنی هزینه جمع‌آوری و فرآوری و انتقال به پتروشیمی با خریدار است. ببینید ما در ایران هم این را داشته‌ایم در پتروشیمی ایران و ژاپن که قبل از انقلاب ساخته شد و بهره‌برداری از آن به جنگ برخورد کرد و متوقف شد و بعد از جنگ هم ژاپنی‌ها رفتند، قرار بود گاز همراه نفت در سرچاه به آنها تحویل شود و به همین دلیل مجتمع پتروشیمی ایران و ژاپن کنار واحدهای بهره‌بردرای میادین نفتی مارون و اهواز تاسیسات جمع‌آوری و فرآوری گازهای همراه نفت را سرمایه‌گذاری کرده بودند. حالا اگر در عربستان هم همین‌طوری باشد در واقع قیمت 7 سنت ملاک نیست و باید دید قیمت تمام شده نهائی گاز برای پتروشیمی چند است. گاهی گفته می‌ شود که قیمت خوراک باید جذاب باشد تا سرمایه‌گذاری بشود و با این قیمت‌ها نمی‌شود. در این مورد هم باید گفت اگر قرار است سرمایه‌گذاری غیراقتصادی مانند آنچه بعضا تاکنون شده است بشود، چه بهتر که نشود. کشور با سرمایه‌گذاری‌های دارای بازدهی و بهره‌وری مطلوب و با ارزش افزوده واقعی به رشد و توسعه می‌رسد و نه سرمایه‌گذاری‌هایی که تنها محملی برای رانت‌جوئی است. یکی از مقامات گفته بود که ارزش محصولات اغلب پتروشیمی‌های ما کمتر از ارزش واقعی خوراک آنهاست (یعنی ارزش خوراک به قیمـت‌های منطقه‌ای)، خوب اگر این حرف درست باشد، که بررسی‌های مرکز پژوهش‌های مجلس هم نشان می‌دهد تا حدود زیای درست است، این چه سودی به حال مملکت دارد؟ در هر حال من فکر می‌کنم چه دولت و وزارت نفت و چه بخش‌خصوصی که وارث مجتمع‌های پتروشیمی شده اند باید منافع ملی را در نظر بگیرند و نه اینکه تنها بر منافع خصوصی تاکید کنند تا بتوان به منطق رسید.

6-گفته می‌شود هم در تعیین نرخ 13 سنتی و هم فرمول نرخ خوراک در دست بررسی، بازدهی 25 درصد برای مجتمع‌های پتروشیمی در نظر گرفته شده است. به نظر شما در حال حاضر پتروشیمی‌ها بازدهی 25 درصدی را دارا هستند و آیا با توجه به این که خود واحدهای پتروشیمی مدعیند در شرایط زیاندهی به سر می‌برند، بر همین اساس و با توجه به قانون نرخ حداقلی 13 سنتی، عملا آیا فرمولی برای نرخ خوراک که متضمن سود این واحدها باشد جز روش یارانه ای که اصلا توصیه نمی شود وجود دارد؟

پاسخ- بنظر من تضمین نرخ بازدهی (حالا 25 درصد یا هرچیز دیگر) هم چندان منطقی نیست. چون این در واقع به نوعی تضمین نا کارائی و تداوم بهره‌وری نامطلوب نیز هست. اگر یک واحد پتروشیمی بهره‌وری‌اش پائین است و هزینه‌هایش بیش از حد بالاست بعد ما قیمـت خوراک را طوری تنظیم کنیم که بازدهی‌اش تضمین شود قطعا به فکر اصلاح فرایندهای خود و ارتقاء بهره‌وری نمی‌افتد، مگر اینکه وضعیت موجود خود این واحد ملاک عمل نباشد بلکه وضعیت درست و مطلوب آن از نظر میزان بهره‌وری و بازدهی و هزینه‌ها، ملاک تضمین بازدهی باشد که مجبور شود خودش را اصلاح کند. از اینجا می‌رسیم به همان چیزی که در پاسخ چند سئوال قبل نیز گفتم، ما باید در سطح ملی برگردیم و یک بازنگری بر روی صنعت پتروشیمی و گذشته و حال و آینده آن بکنیم و نباید بگذاریم که این مزیت نسبی ملی اینگونه با مسیر غلط از دست برود. به اين نكته نيز بايد توجه نمود كه اگر عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني پذيرفته شود، قطعا صادرات محصولات پتروشيمي ايران بدليل يارانه‌هاي نهفته در آن دچار محدوديت و مشكل خواهد شد. بنظر من در مورد مجتمع‌های جدیدی که در مرحله طراحی هستند باید همه چیز از مکان و بازار و مطالعات فنی‌‌-‌اقتصادی، بازنگری شوند و خصوصا اقتصاد این مجتمع‌ها باید با قیمت واقعی خوراک و سوخت سنجیده شود و اطمینان حاصل شود که در این قیمت‌ها نیز سود‌ ده خواهند بود. در مورد مسائل فنی و فرایندها نیز باید با استفاده از کارشناسان خبره داخلی یا در صورت نیاز خارجی، نهایت دقت بشود که فرایندی بهینه و خصوصا سازگار با محیط‌زیست باشد. در مجتمع‌های موجود و ساخته شده پتروشیمی، کار بسیار دشوار‌تر است. باید شرکت‌های توانا از نظر فنی و اقتصادی بکارگرفته شوند که همه فرایندها و همه چیز را مورد بازنگری قراردهند. بنظر من در این بازنگری پتروشیمی‌ها به سه دسته تقسیم خواهند شد: 1- معدود مجتمع‌هائی که وضعشان خوب است و در قیمت‌های واقعی خوراک نیز اقتصاد خوبی دارند و مشکلی ندارند. 2- معدود مجتمع‌هائی که راهی برای نجاتشان از زیاندهی وجود ندارد، که در مورد اینها باید فکری اساسی برای جمع‌آوری‌شان بشود که البته خود آن نیز برنامه می‌خواهد. 3- مجتمع‌هائی که باید اصلاحاتی در فرایندها یا نظام بازاریابی و مدیریت و هرچیز دیگر آنها انجام شود که این دسته بیشترین تعداد را تشکیل می‌دهند و باید برای این اصلاحات برنامه‌ریزی و اقدام شود. شركت‌هاي توانمند بخش‌خصوصي می‌توانند در صورت لزوم با همكاري با شركت‌هاي توانمند خارجي، فرايند Bench Marking واحدهاي موجود را به انجام برسانند. پروژه‌هاي اصلاح فرايند (شامل بهينه‌سازي مصرف انرژي، كنترل ضايعات و ......) را شناسائي كنند و اجراي اين پروژه‌ها و احيانا تامين سرمايه براي آنها را بعهده گيرند و از نتايج آن منتفع شوند و بازگشت سرمايه كنند. مدت‌هاست این بحث مطرح است که پس از واگذاری مجتمع‌های پتروشیمی به بخش‌خصوصی ، جایگاه شرکت ملی صنایع پتروشیمی چه خواهد بود. به اعتقاد من این شرکت باید به جایگاه حاکمیتی تغییر جهت بدهد و جایگاه حاکمیتی جایگاه سیاست‌گزاری، صیانت از منافع ملی در مقابل منافع خصوصی و بخشی و منطقه‌ای و کنترل و نظارت است و در آن جایگاه آن شرکت می‌تواند این بازنگری که عرض کردم را انجام دهد. و همانطور که گفتم قیمت خوراک طوری برنامة ریزی شود که در مسیر این اصلاحات باشد و به آن کمک کند نه این‌که به رانت‌جوئی دامن بزند.

6- اگر به هرحال يك قيمت منطقي تعيين شد متقابلا وزارت نفت چه تعهداتي بايد داشته باشد.

پاسخ- سئوال بسيار مهمي است. درست است كه از اين طرف تاكيد دارم كه قيمت بايد منطقي باشد و زمينه رانت را فراهم نكند و موجب كارائي اقتصاد باشد اما از آن طرف هم صنعت نفت بايد به قراردادها و تعهدات خود نسبت به تامين سوخت و خوراك پتروشيمي‌ها پايبند باشد. نمي‌شود كه نفت هر وقت دلش خواست يا مشكل داشت خوراك اينها را كم كند و يا قطع كند و در اين صورت اينها زير ظرفيت كار خواهند كرد و متضرر خواهند شد و در واقع كشور هم متضرر خواهد شد. بايد قراردادها طوري باشد كه در صورت قطع و كاهش بي‌رويه سوخت و خصوصا خوراك يا عدم رعايت مشخصات آن خسارت به پتروشيمي‌ها پرداخت شود و قوه قضائيه هم خود را براي پيگيري اين موارد تجهيز كند و اين از جمله مسائلي است كه براي تضمين و تحقق سرمايه‌گذاري‌ بسيار مهم است.


برچسب‌ها: پتروشيمي
+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در جمعه هجدهم مهر 1393 و ساعت 22:37 |

 نفت پس از ژنو 

تحریم‌های اقتصادی در حوزه نفت و انرژی باوجود گسترده شدن در سالهای اخیر آنقدرها  اثر گذار نبوده‌اند. بالا بودن نسبی قیمت نفت نیز ‌توانست کاهش صادرات ایران را تا حدی جبران کند  اما مساله محدودیت نقل و انتقال پول‌های ایران  در سطح بین المللی باعث شد دولت ایران نتواند از درآمد حاصل از نفت خود بهره گیرد. بنابراین تحریم بانکی در سطح بین الملل در حقیقت گرفتاری اصلی اقتصاد ایران و تیزترین لبه تحریم‌ها است که تاثیر خود را در تمام بخش‌ها  و از جمله بخش نفت و انرژی گذاشته است.

 تحریم‌های مالی بسیار آزار دهنده بوده است. اگرچه بنابرتوافق ژنو بخشی از تحریم‌ها تعدیل شد اما مادامی‌که تحریم‌های نقل و انتقال پول‌های ایران  در سطح بین الملل برداشته نشود نمی‌توان از این فرصت‌های  پیش آمده نیز به‌خوبی استفاده کرد. تحریم‌های بانکی به حدی اثرگذار بوده است که  حتی واردات کالاهایی که شامل ممنوعیت و تحریم نبودند نیز دچار مشکل بوده است.  به‌عنوان مثال درست است که مقامات غربی بارها اعلام کرده‌اند که فروش دارو به ایران مشمول تحریم نیست اما عملا مشکل در نقل و انتقال پول باعث شد تا بسیاری از معامله با ایران و ایرانی‌ها امتناع کنند و چالش‌های خطرناکی در کشور رخ دهد و جان بیماران به خطر بیفتد.

 در حوزه نفت و انرژی هم تحریم‌ها سنگین بوده‌اند و در سالهای اخیر نیز شدت یافته‌اند و هزینه‌های دور زدن تحریم نیز بسیار بالاست.

البته در روزهای اخیر دادگاه بدوی اتحادیه اروپا دلایل شورای اروپا مبنی بر تحریم بانک مرکزی را کافی ندانسته و حکم به لغو این  تحریم بانک مرکزی داده است. هر چند این حکم به معنی لغو فوری تحریم‌ بانک مرکزی ایران توسط اتحادیه اروپا نیست و قابل تجدیدنظر است، ولی منعکس کننده ثمر بخش بودن تعاملات بین‌المللی دولت جدید است و می‌تواند  آغاز فرایند خروج بانک مرکزی ایران به عنوان سیاستگذار پولی کشور از تحریم‌ها محسوب می‌شود. گشایش در نقل و انتقالات بانکی بین‌المللی امکان بهره‌گیری بیشتر از سایر فرصت‌های هرچند محدودِ پیش‌ آمده در جریان مذاکرات ایران و پنج بعلاوه یک را فراهم می‌کند.

تا وقتی تحریم‌های بانکی و محدودیت نقل و انتقال وجوه متعلق به ایران در سطح بین المللی،  وجود دارد هرقدر هم از حجم تحریم ها در سایر بخش ها کاسته شود بازهم نمی‌توان امیدوار بود که عملا از شدت و فشار تحریم ها کاسته شود. به عبارت دیگر فروشندگان کالا در سطح بین الملل به علت مشکلات در نقل و انتقال پول حاضر به معامله با ایران نیستند چراکه از راه صحیح و آسان نمی‌توانند پول کالایی را فروخته‌اند دریافت کنند. همکنون برخی کشورها مانند چین و هند مجازند تا مقادیر مشخصی نفت ایران را خریداری کنند اما وقتی امکان نقل و انتقال پول فراهم نیست این امر فایده‌ چندانی برای کشور ندارد چراکه پولی نصیب  نمی‌شود و تنها حجم مطالبات افزایش می‌یابد.

در صنعت نفت، محدودیت‌های فروش تجهیزات کلیدی به ایران در کنار کمبود درآمد ارزی و مشکلات نقل و انتقالات بانکی، موجب شده که پروژه‌های توسعه‌ای با تاخیر روبرو باشند و خصوصا در میادین مشترک، عدم‌النفع سنگینی را به کشور تحمیل کنند.

بطورکلی آثار تحریم‌ها و بویژه تحریم‌های بانکی، گرفتاری‌های بسیاری را برای اقتصاد کشور فراهم کرده‌است که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت. ایمید است با درایت دولت تدبیر و امید و پیشرفت روند تعامل سازنده با جهان، این مشکلات فروکش کند اما نباید تحولی فوری را انتظار داشت. 

 


برچسب‌ها: تحریم
+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در سه شنبه پانزدهم مهر 1393 و ساعت 18:22 |