(مصاحبه‌اي كه شانا با اصرار زياد با بنده انجام داد و بر روي سايت گذاشتند و بعد از ساعتي برداشتند و تیتر هم از شانا است و البته بعد از چند روز و بدنبال واكنش اينجانب در يك اقدام غير اخلاقي ديگر، متن را بصورت سانسور شده روي سايت قرار دادند در حالي كه از خبرنگارشان التزام گرفته بودم كه بدون هماهنگي با من هيچ تغييري ندهند)

  • اجلاس ١٦٦ اهمیت بسزایی بر بازار نفت در سال ٢٠١٥ خواهد داشت از نگاه شما اوپک در اجلاس آتی چه تصمیمی درباره سقف تولید خواهد گرفت؟

    در شرایط فعلی پیش‌بینی در این مورد سخت است. من فکر می کنم اگر قیمت در همین سطوح فعلی باشد اوپک سقف قبلی تولید خود را تمدید خواهد کرد اما اگر تا زمان اجلاس روند نزولی ادامه داشته باشد، ممکن است حداکثر نسبت به یک میلیون بشکه کاهش تولید  تصمیم‌گیری شود.

    در صورت تثبیت سقف تولید آیا ایران از تصمیم اوپک برای ثبات بازار حمایت می کند؟

    البته با تثبیت سقف تولید فعلی بازار ثبات پیدا نخواهد کرد. ثبات قیمت مستلزم کاهش تولید اوپک است. بنابراین به نظر من ایران تا فرصت باقی‌مانده تا اجلاس باید تلاش دیپلماتیک خود را بکارگیرد و تلاش کند که در اجلاس اوپک نسبت به کاهش تولید تصمیم‌گیری شود. هم اکنون در برخی این تلقی وجود دارد که باتوجه به این که ایران در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات و حل مشکلات تحریم، می‌خواهد تولیدش را بالا ببرد، پس نمی‌تواند منادی کاهش تولید اوپک باشد، بنظر من این تلقی درستی نیست، زیرا ایران در شرایط خاص و تحت تحریم بوده و دیگران از شرایط ایران استفاده کرده‌اند و تولیدشان را بالا برده‌اند و ایران می‌تواند مدعی این باشد که اوپک باید کاهش تولید بدهد ولی این کاهش نباید شامل ایران باشد، چون ایران در شرایط خاص و تحت تحریم بوده و باید جبران کند.

    از سوی دیگر باید توجه داشت که وجود تضاد و تعارض در اوپک هم می‌تواند وضعیت متزلزل بازار را بدتر کند، بنابراین تاکید من بر همان است که در این مقطع و پیش از اجلاس ایران باید تلاش دیپلماتیک خود را با همکاری دو دستگاه نفت و سیاست‌خارجی گسترش دهد تا تلاش کند تا پیش از اجلاس نظر دیگران را نسبت به کاهش سقف تولید جلب کند و هم حداقل از ذائقه اعضای دیگر اوپک مطلع شود که بداند چه موضعی در اجلاس در پیش بگیرد که حداقل تاثیر روانی منفی بر بازار نداشته باشد.

    مهمترین چالش اوپک هم اکنون چیست؟

    هم اکنون اوپک حدود ٣٣ درصد از نفت بازار را تولید می‌کند و بیشتر کشورهای عضو آن نیز دچار مشکلات سیاسی و ژئوپلتیکی هستند و انسجام درونی و همگرایی میان  اعضای آن حتی کمتر از گذشته شده است و تاثیرگذاری این سازمان نیز بسیار کم شده همچنین تصمیمات این سازمان هیچ وقت ضمانت اجرایی نداشته است، بنابراین نباید انتظار زیادی از آن داشت، اما هنوز می‌تواند حداقل از نظر روانی بر بازار تاثیرگزار باشد.
    به نظر من مهمترین چالش اوپک وابستگی شدید اقتصاد اعضای آن به درآمد و قیمت نفت است که آنها را در یک وضعیت متضاد قرار می‌دهد. اگر قیمت پایین باشد بلافاصله بودجه و اقتصادشان دچارمشکل می‌شود و اگر بالا باشد شرایط را برای اقتصادی شدن انرژیها و نفت‌ و گازهای رقیب ایشان  مساعد و فراهم می‌کند و  کمی دیرتر آثار منفی‌اش به ایشان بر می‌گردد. اوپک از سال‌ها پیش تنها با داشتن استراتژی منسجم و قوی بلندمدت در کنار انضباط مالی در داخل کشورهای عضو می‌توانست بر این پارادوکس غلبه کند که متاسفانه چنین استراتژی‌ای وجود نداشته است.

    دلیل تضعیف اوپک در بازار نفت طی سالهای اخیر چه بوده است؟

    ضعف اوپک به سالهای اخیر برنمی‌گردد. بویژه پس از تاسیس آژانس بین‌المللی انرژی در ١٩٧٥، ضعف اوپک شروع شده و روز به روز بیشتر شده است. دلیل آن این است که آژانس مذکور (که مجمع کشورهای صنعتی مصرف کننده عمده انرژی است) نفت را در بسته یا کلان انرژی نگاه می‌کند و نیز استراتژی‌های بسیار بلند‌مدت دارد یعنی هم جامع تر نگاه و برنامه‌ریزی می‌کند و هم بلند‌مدت، اما اوپکیها در محدوده نفت گیر کرده‌اند و  استراتژی بلندمدت هم ندارند، بنابراین در مقابل بلوک کشورهای صنعتی مصرف کننده، دچار انفعال هستند و این انفعال با تشدید واگرایی در بین اعضای اوپک بدنبال بروز بحرانهای ژئوپلتیک و سیاسی در بسیاری از کشورهای عضو به اوج رسیده است.

    با توجه به این که قدرت هر کشور بستگی به تولید آن کشور دارد، تاثیر گذاری ایران دراوپک هم اکنون چقدر است؟

    بنده خیلی به این قائل نیستم که قدرت هر کشور تنها بستگی به تولید و ظرفیت تولید آن دارد و این چیزی است که بیشتر مبتنی بر تکرار بوده تا استدلال. ضمنا این که عملا تولید هم خیلی مهم نیست و صادرات مهم است، مثلا آیا کشوری که  ٢ میلیون بشکه تولید و ١,٥ آن را خودش مصرف و نیم میلیون بشکه را صادر می‌کند با کشوری که ٢ میلیون تولید و ١.٥ آن را صادر می‌کند برابر هستند؟ ، میزان صادرات (و نه تولید) مهم است اما تنها یکی از مولفه‌های قدرت است. قدرت دیپلماتیک و سایرمولفه‌ها هم  هستند، نمی‌شود به بهانه نداشتن مولفه اول از سایر مولفه‌ها غافل شد. اتفاقا وقتی یک مولفه ضعیف است باید با تقویت سایر مولفه‌ها آن را جبران کرد.

    ارتباط قیمت نفت با مسائل سیاسی بیشتر است یا اقتصادی؟

    وزن دادن به این عوامل بسیار سخت است، چراکه  خود مسائل سیاسی و اقتصادی هم صرفنظر از نفت‌، بر یکدیگر تاثیر زیادی دارند. اما بهرحال می توان گفت عوامل اساسی که همان عوامل اقتصادی و عرضه و تقاضا هستند تاثیر بلندمدت‌تری دارند و عوامل سیاسی تاثیر میان مدت. اما باید توجه داشت که اصولا کشورهای صنعتی انرژی را یک کالای استراتژیک می‌دانند و بنابراین برای آن راهبردهای بلند مدت دارند که این راهبردها خود در تعامل با استراتژیهای سیاسی و امنیت ملی تدوین می‌شود.

    رسیدن قیمت نفت به ٨٠ دلار چقدر بروی تولید شیل اویلها تاثیر گذار است؟ آیا سبب توقف تولید شیل اویل خواهد شد؟

    پرداختن دقیق به این سئوال مستلزم در اختیار داشتن اطلاعات دقیق از هزینه‌های تولید این نوع نفت است. ضمن این‌که وضعیت هزینه‌های آن در مناطق مختلف در ایالات‌متحده هم خیلی متفاوت است اما آنچه مسلم است این است که پس از چند سال توسعه زیرساختها و توسعه فناوریهای مربوطه، هزینه‌های آن کاهش یافته است. برخی اطلاعات نشان‌ می‌دهد که ٧٠ درصد از این منابع بویژه در حوضه‌‌های اصلی تولید آن موسوم به "باکان" و " ایگل فورد" حتی در قیمت ٧٠ دلار هم کماکان اقتصادی هستند. من فکر می‌کنم که در نفت ٨٠ دلاری  تولید از لایه‌های شیلی با مشکل زیادی مواجه نخواهد شد. ضمن این که توجه داشته باشید که در سه سال گذشته قیمت نفت شاخص ایالات‌متحده یعنی WTI که شاخص توسعه و قتصادی بودن این منابع است، ١١٠ دلار نبوده است، بلکه بین ١٢ تا ١٨ دلار پایین‌تر از نفت برنت ١١٠ دلاری بوده است. یعنی نباید تصور کرد که اینها در قیمت نفت  ١١٠ دلار اقتصادی بوده‌‌اند بلکه در حدود ٩٠ دلار اقتصادی بوده‌ و توسعه یافته‌اند و بنابراین برای آنها کاهش خیلی شدیدی اتفاق نیفتاده است و در هفته‌های اخیر فاصله WTI و برنت کم شده است.

    انتخاب دبیر کل همچنان یکی از چالشهای اوپک است، آیا در این اجلاس دبیر کل جدید انتخاب خواهد شد یا دبیر کلی سالم البدری برای یک دوره شش ماهه دیگر تمدید خواهد شد؟

    در شرایط فعلی با وجود کاندیداهایی که هم اکنون برای دبیرکلی مطرح هستند بیشتر فکر می‌کنم که دوره دبیرکلی البدری تمدید شود. مگر این که در این فاصله کاندیدای دیگری مطرح شود. مثلا اگر یک کشور بی‌طرف‌تری مانند الجزایر وزیر فعلی خود یا یک چهره‌ای  قوی را کاندید دبیرکلی کند، ممکن است اوضاع تغییر کند و شانس داشته باشد.

 

 

+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در شنبه بیست و چهارم آبان 1393 و ساعت 13:43 |

تاملی در کاهش قیمت جهانی نفت

کاهش حدود سی درصدی قیمت جهانی نفت در طی مدتی نسبتا کوتاه  مهمترین رخ داد اقتصادی جهان در یکی دو ماه اخیر است. در بررسی دلایل وقوع این رخداد باید توجه داشت که  حداقل از حدود دو  سال پیش ، رشد سالانه عرضه جهانی نفت‌خام نسبت به رشد تقاضای آن سبقت داشته است و بنابر این عوامل اساسی بازار قیمت‌ها را به سمت پائین می‌خوانده‌اند. در طرف تقاضای نفت جهان دستخوش رکود عمیق اقتصادی و کاهش  نرخ رشد تقاضا در مناطق مختلف بوده است در حالی که در طرف عرضه تولید غیراوپک رشد قابل‌توجهی داشته  که عمدتا مرهون تولید نفت از لایه‌های شیلی در ایالات‌متحده بوده است. تولید نفت ایالات‌متحده از حدود پنج میلیون بشکه در سال 2008 میلادی به بیش از 8.6 میلیون بشکه در روز در پایان نیمه اول سال 2014 افزایش یافته است و طبعا به همین میزان از واردات این کشور کم شده است. از سوی دیگر تولید گاز در ایالات‌متحده نیز از حدود 18 میلیارد فوت مکعب در سال 2005 به بیش از 24 میلیارد فوت‌مکعب در سال 2013 افزایش یافته که عمده تولید جدید گاز نیز از حوضه‌های شیلی بوده است. باید توجه داشت که متناسب با تولید گاز میعانات‌گازی هم تولید می‌شود که نوعی نفت بسیار سبک تلقی می‌شود و کل تولید سوخت‌های مایع در ایالات‌متحده شامل نفت‌خام و میعانات گازی و مقداری سوخت‌های بیولوژیک، در پایان سال 2013 میلادی به 12.3 میلیون بشکه در روز رسید و این کشور را در ردیف اول از این لحاظ قرار داد.

اما در شرایطی که عوامل اساسی بازار اینگونه بوده‌اند در یکی دوسال گذشته عمدتا عوامل ژئوپلتیکی مانع افت قیمت جهانی نفت بودند. بحران‌های نیجریه و تاثیر آن بر تولید نفت این کشور، بحران‌های لیبی و اثر آن بر کاهش تولید نفت این کشور از بیش از یک میلیون بشکه در روز به کمتر از 300 هزار بشکه در روز، نگرانی از گسترش عملیات داعش به مناطق نفتی عراق از جمله مهمترین این بحران‌ها بوده‌اند. 

آشنایان با ویژگی‌های اقتصادی نفت‌خام بعنوان یک کالای اساسی و ضروری و تابع تقاضا و کشش قیمتی تقاضای آن،  به خوبی می‌دانند که این بازار به شدت آسیب‌پذیر است و چند درصد اضافه عرضه در بازار می‌تواند قیمت نفت را با نسبتی بسیار بیشتر از آن کاهش دهد. در چنین شرایطی حل نسبی همزمان مشکلات نیجریه و لیبی باعث افزایش تولید این دو کشور به میزان حدود یک میلیون بشکه د روز شد و در کنار آن شکل‌گیری ائتلاف بین‌المللی ضد داعش، نگرانی‌ها در مورد گسترش احتمالی حملات این گروه به مناطق نفتی عراق را کاهش داد و مجموعه این عوامل در کنار کاهش نسبی تقاضای جهانی نفت زمینه‌ساز کاهش قیمت‌های نفت شد.

از سوی دیگر پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که در سال آینده میلادی نیز میزان افزایش عرضه غیراوپک  از رشد تقاضای جهانی نفت بیشتر خواهد بود و در نتیجه تقاضا برای نفت اوپک بازهم کاهش بیشتری خواهد یافت ولذا اگر سطح تولید اوپک کاهش نیابد باید کاهش بیشتر قیمـت‌های نفت را انتظار داشت.

اما در این میان عده زیادی انگشت اتهام را به سمت عربستان نشانه رفته‌اند و این کشور را عامل سقوط قیمت نفت می‌دانند و این کاهش قیمت‌ اخیر را با شوک کاهش قیمت نفت در سال 1986 (موسوم به شوک سوم نفتی) که با محوریت عربستان سعودی رخ داد مقایسه می‌کنند. براي توضيح علت وقوع شوك نفتي 1986و بررسی روائی این قیاس بايد قدري به عقب برگشت. میدانیم که بعد از وقوع شوك افزايشي قيمت  در سال 1973، كشورهاي صنعتي سياست‌هائي را جهت كنترل مصرف انرژي و ارتقاء بهره‌‌وري آن و جايگزين كردن انرژي‌هاي ديگر بجاي نفت و نيز توليد نفت از ساير مناطق (غير اوپك) بكار گرفتند كه نتيجه همه اينها كاهش تقاضا براي نفت اوپك بود. نتيجه اين سياست‌ها بعد از چند سال ظاهر شد. در مرحله اول با وقوع انقلاب ايران و كاهش توليد و صادرات ايران در سال 1979،  عرضه اوپك  با تقاضاي كاهش يافته براي آن، بالانس شد اما كاهش تقاضا براي نفت اوپك بازهم ادامه يافت. از سال 1980 به بعد سياست اوپك در اين مسير قرار گرفت كه متناسب با كاهش تقاضا، توليد و عرضه نفت خود را كاهش دهد تا از سقوط قيمت جهاني نفت جلوگيري شود و عرضه اضافی موجب سقوط قيمت نشود و در اين ميان عربستان همواره بيشترين كاهش را  در توليد خود مي‌داد بطوري كه توليد نفت عربستان از بيش از ده ميليون بشكه در سال 1980 به كمتر از 4 ميليون بشكه در سال 1985 رسيد و اين به معناي آن بود كه عربستان در سال 1985 چندين ميليون بشكه ظرفيت مازاد توليد داشت و طبيعتا مي‌توانست به تنهائي با افزايش توليد خود موجب سقوط قيمت نفت شود. در اين شرايط عربستان در سال 1986 ناگهان نغمه جديدي را ساز كرد و آن اين بود كه اوپك در طول اين سال‌ها اشتباه كرده‌است و اوپك بايد سياست دفاع از قيمت از طريق كاهش توليد را كنار بگذارد و به فكر سهم بازار خود باشد چون با كاهش توليد خود جا را براي ساير انرژي‌ها و نيز براي توليد غيراوپكي‌ها باز كرده است. اين مسئله اوپك را وارد يك دوره طوفاني كرد كه ديگر سابقه‌ ندارد. بسياري از اعضاء اوپك با اين سياست  مخالف بودند ولي عربستان يك طرفه توليد خود را افزايش داد و موجبات  سقوط قيمت نفت را فراهم نمود. توليد عربستان از 3.6 ميليون بشكه در روز در سال 1985 به 5.2ميليون بشكه در سال 1986 افزايش يافت. بعدها افشاء شد كه سياست سهم بازار تباني امريكا و عربستان و طرح سازمان سيا و پوششي براي سقوط دادن قيمت براي فشار به ايران در جهت پايان دادن به جنگ، تسريع فرايند فروپاشي شوروي و فشار به ليبي بوده است. البته بايد توجه داشت كه اين سياست در زماني اتفاق مي‌افتاد كه سياست‌هاي امريكا و كشورهاي صنعتي براي كاهش وابستگي به نفت اوپك و خاورميانه  تحقق پيدا كرده بود و سرمایه‌گذاری‌های عظیم نفتی در مناطق غیر اوپک انجام شده بود که قابل بازگشت نبود ولذا  واضح بود که عربستان راست نمی‌گوید.

 

 

چنین سابقه‌ای موجب شده است که در شرایط کنونی نیز احتمال تکرار آن سناریوی داده شود. که البته این احتمال صفر هم نیست اما باید توجه داشت که در حال حاضر شرايط  از جهاتي مشابه و از جهاتي متفاوت با نیمه دهه هشتاد  است. در آن زمان سقوط قيمت نفت معلول افزايش توليد عربستان  بود اما اينك كاهش قيمت نفت معلول اضافه عرضه در بازار است و عربستان در ماه‌هاي اخير توليد خود را افزايش نداده است بلكه بدليل شرايط بازار براي حفظ سطح توليد و صادرات خود، مجبور به كاهش قيمت شده است. در واقع اينكه  انگشت اتهام به سمت عربستان نشانه مي‌رود به اين علت است كه در چنين شرايطي از اين كشور انتظار مي‌رود كه توليد خود را براي حفظ قيمت‌ها كاهش دهد، چرا كه طي سال‌هاي اخير و خصوصا بعد از وقايع موسوم به بهار عربي، بسياري از اعضاء اوپك به تناوب  دچار مشكل كاهش توليد ناشي از وقايع سياسي يا تحريم بوده‌اند و عربستان از همه اين فرصت‌ها  استفاده كرده‌است و انتظار اين است كه با افزايش نسبي توليد ديگران، عربستان جا را باز كند  اما كاهش قيمت اين كشور نشان مي‌دهد كه نمي‌خواهد اين‌ كار را بكند،  اما عربستان در حال حاضر به هيچ وجه از ظرفيت مازاد توليد به اندازه سال 1985 برخوردار نيست.

شباهت ديگر اين است كه در طي چند سال اخير كه قيمت  نفت به طور نسبي بالا بوده است توليد از نفت لايه‌هاي شيلي اقتصادي شده و سرمايه‌گذاري زيادي روي آن انجام شده و زيرساخت‌ها فراهم شده و اينك هزينة تمام شده آن پائين آمده است.

اما روابط ايالات‌متحده و عربستان نیز مانند دهه 1980 نيست كه به راحتي چنين تباني‌اي اتفاق بيفتد. البته مانند 1985 عربستان انگيزه كافي را براي فشار به ايران دارد و امريكا نيز براي فشار به روسيه و ايران انگیزه دارد.

اما تحلیل کاملا معکوسی هم مطرح است و آن این است که هدف عربستان متوقف کردن روند توسعه ذخائر نفت شیلی در ایالات‌متحده است چون هزینه تمام شده این نوع نفت بالاست و با پائین آمدن قیمت نفت غیر اقتصادی خواهد شد. آنچه که مسلم‌است این است که عربستان قطعا نسبت به روند  افزایش تولید نفت امریکا نگران است و قطع وابستگي امريكا به نفت خاورمیانه و خصوصا عربستان،  مي‌تواند تهديد جدي براي امنيت رژيم آل‌سعود باشد. اما  اولا بايد توجه داشت كه اگر عربستان مي‌خواست جلوي اينكار را بگيرد بايد زودتر اقدام مي‌كرد و نه حالا كه  چندين سال است سرمايه‌گذاري‌ها  در اين زمينه انجام شده و زيرساخت‌هاي مربوطه توسعه يافته و هزينه تمام شده استخراج از اين ذخائر كاهش يافته است. ثانيا بايد توجه داشت كه توسعه توليد از شيل‌ها براي امريكا  جدي و راهبردي است ونيز ميليون‌ها فرصت شغلي ايجاد كرده است و بعيد است كه عربستان شهامت چنين مقابله‌اي را با سیاست راهبردی ایالات‌متحده که مورد توافق هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه است، داشته باشد.

به نظر می‌رسد  اصل مسئله اين است كه هزينه‌نهائي توليد نفت از لايه‌هاي شيلي و فشرده، كاهش يافته است و گفته مي‌شود كه تا مرز قيمت  70 تا 75 دلار نفت هم بهره‌برداری از این نفت‌خام‌ها كماكان اقتصادي خواهد بود ولذا اگر عربستان بخواهد مانع توسعه اين ذخائر شود بايد قيمت را به حدود 50 دلار برساند و بايد ببينيم در آينده چه مي‌شود.

در این رابطه باید به این نکته مهم نیز توجه داشت که در واقع  تولید از نفت‌خام‌های غیر مرسوم در ایالات‌متحده در سال‌های گذشته نیز در نفت 110 دلاری اقتصادی نبوده  بلکه محدوده اقتصادی آن بسیار کمتر بوده است. نمودار زیر قیمت سه نوع نفت‌خام شاخص برنت (دریای شمال)، دوبی (خلیج‌فارس) و وست تگزاس (امریکا) را نشان میدهد، همانگونه که مشخص است نفت‌خام WTI  به عنوان شاخص قیمت در بازار ایالات‌متحده که در روند تاریخی خود همواره بالاتر از برنت و دوبی بوده است طی چهار سال اخیر به مقدار قابل‌توجهی پائین‌تر از برنت و دوبی بوده است. در سال‌های 2011، 2012 و 2013  قیمت نفت‌خام وست‌تگزاس به ترتیب 16 ، 18 و 11 دلار از برنت پائین‌تر بوده است و در دو ماه اخیر و پس از سقوط قیمت نفت این فاصله بسیار کم شده است. بنابر این در حالی که در  چند هفته اخیر قیمت نفت برنت حدود 30 دلار افت داشته است قیمت نفت شاخص ایالات متحده کمتر از 19 دلار کاهش داشته است.

 

 

در هر حال به نظر می‌رسد که در مرز قيمت‌هاي فعلي کماکان  برنامه توليد امريكائي‌ها تداوم ‌يابد و  در عین حال با قيمت  ارزانتر انرژي رشد اقتصادي  تسهيل ‌شود و در شرايطي كه  همزمان دلار نیز تقويت شده است، تفوق تجاري امريكائي‌ها  نيز حفظ مي‌شود يعني قيمت موثر نفت براي رقباي امريكا به اندازه امريكا ارزان نشده است. اگر  دامنه قیمت‌ها  با تلاش عربستان و یا با انفعال و عدم اقدام این کشور در سطوح بسیار پائین‌تری قرار گرفت آنگاه شاید بهتر بتوان قضاوت نمود که  آیا  کدام نظریه در مورد رفتار عربستان می‌تواند صحیح‌تر باشد.

 

اما آنچه که مسلم است این است که کاهش قیمت جهانی نفت برای واردکنندگان عمده نفت مانند چین بطور نسبی یک فرصت و برای اقتصادهای وابسته به نفت مانند کشورهای عضو اوپک و روسیه، یک تهدید است. اما واقعیت این است که از اغلب اعضاء اوپک غیر از عربستان‌سعودی کار زیادی ساخته نیست. اغلب اعضاء اوپک درگیر مشکلات زیادی بوده و هستند که خودشان را محق به کاهش تولید نمی‌دانند و شاید به همین دلیل است که اغلب متقاضی اجلاس اضطراری نشده‌اند اما اگر خواهان افزایش قیمت‌ جهانی نفت و یا جلوگیری از کاهش بیشتر آن باشند باید مساعی جمعی را در جهت فشار به عربستان بکارگیرند اما در عین‌حال باید توجه داشته باشند که قیمت‌ بالاتر نفت زمینه‌ توسعه هرچه بیشتر نفت‌  و گاز غیرمرسوم و نیز سایر انرژی‌ها را فراهم می‌کند و در بلند مدت تقاضا برای نفت اوپک بازهم کمتر خواهد شد. واقعیت این است  که کشورهای عضو اوپک  راه نجاتی جز قطع وابستگی اقتصادهای خود از نفت ندارند. چراکه  پدیده  نفت و گاز غيرمتعارف هم اقتصاد و هم ژئوپلتیک انرژی را تغییر داده است و  در این شرایط هر دو سر بالا رفتن و پائین آمدن قیمت‌های جهانی نفت برای اقتصاد‌های وابسته به نفت، باخت خواهد بود. این باخت دیر ور زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.


برچسب‌ها: کاهش قیمت نفت
+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در سه شنبه بیستم آبان 1393 و ساعت 17:52 |
کاهش سهم دولت در بازار ارز

به‌نظر من مهم‌ترين پيش‌شرط شكل گرفتن بازار ارز در ايران، تحقق توسعه ملي و خصوصا توسعه توليد ملي و متنوع شدن تركيب توليد و صادرات كالاها و خدمات، آن هم توسط بخش خصوصي است. واقعيت اين است كه در حال حاضر بازار ارز رقابتي نيست و انحصاري است.
 اقتصاد ايران وابسته به ارز نفت است و ارز نفت هم تماما در دست دولت است. واقعيت اين است كه بيشتر از نيمي از آنچه به‌عنوان صادرات غيرنفتي گزارش مي‌شود نيز در واقع نفتي است و توسط دولت و نيمه‌دولتي‌ها انجام مي‌شود. در بازار انحصاري ارز مثل هر بازار انحصاري ديگري، انحصارگر شرايط خود را تحميل مي‌كند. دولت وابسته به ارز نفتي است در حالي كه براي تامين بودجه خود نياز به ريال هم دارد و درآمد مالياتي براي امورش كفايت نمي‌كند؛ بنابراین دائما با اين وسوسه روبه‌رو است كه با گران‌تر فروختن ارز در اختيار خود، مشكلات ريالي‌اش را حل كند. اگر كشور يك كشور مولد با تنوع كافي از نظر توليد و صادرات باشد طبيعتا قدرت ماليات‌گيري دولت هم افزايش مي‌يابد و وابستگي دولت به درآمد ريالي ناشي از فروش ارز نفتي نيز كاهش مي‌يابد، اما در شرايطي كه در آن قرار داريم واقعيت اين است كه نه بانك مركزي استقلال كافي و حقيقي پيدا خواهد كرد و نه بازاري وجود خواهد داشت كه نرخ ارز در آن تعيين شود. نرخ ارز عملا توسط دولت و نه حتي بانك مركزي، تعيين مي‌شود و تجربه سه دهه اين را ثابت مي‌كند. پس راه‌حل اساسي همان توسعه ملي و قطع وابستگي به تك‌محصولي است، اما اگر در همين شرايطي كه تاكنون بوده است دولت بخواهد واقعا نرخ ارز را درست مديريت كند و وسوسه گران‌فروشي ارز را كنار بگذارد يا در شرايط ديگري كمبود نداشته باشد كه در اثر عرضه كم ارز لاجرم قيمت آن بالا برود، شرط آن برنامه‌ريزي واقع‌گرا و تعهد به قانون و برنامه است. تا وقتي شرايط فعلي ادامه دارد، دولت بايد بر مبناي پيش‌بيني‌هاي دقيق و تبيين چشم‌اندازهاي واقعي از قيمت جهاني نفت و ميزان صادرات نفت و مواد نفتي خود، درآمدهاي نفتي آينده را مثلا در طول برنامه ششم، بر مبناي واقعيت‌ها تنظيم‌ كند و برنامه‌هاي خود را بر مبناي متوسط درآمد ارزي بلند‌مدت تنظيم و نوسانات در‌آمد ارزي را با مكانيزم ‌ذخيره ارزي كنترل كند و به مكانيزم‌هاي ذخيره ارزي نيز بسيار پايبند و متعهد باشد تا بتواند بازار ارز را مديريت كند. همچنين دولت اگر بخواهد از دو قيمتي شدن ارز جلوگيري كند مجبور است در كنار عرضه، تقاضاي ارز را هم با مكانيزم‌هاي مناسب كنترل كند. مطالعات انجام شده در مورد ارز و بازار ارز نيز به‌نظر من كافي نيست.
 به‌عنوان مثال گروه‌ خاصي كه عمدتا ذي‌نفع هستند، دائما ادعا مي‌كنند كه افزايش قيمت ارز به نفع توليد ملي و توسعه صادرات غيرنفتي است و ممكن است اين درست هم باشد، ولي بنده نديده‌ام كه مطالعه دقيقي در اين مورد انجام شده باشد كه تركيب توليدات ايران چيست؟ و كشش يا واكنش هر گروه از توليدات به نرخ ارز چيست؟ و تصوير دقيق غير‌افواهي در اين زمينه ارائه دهد؛ بنابراين ما به مطالعات بيشتري در مورد وضعيت عرضه و تقاضاي ارز و آثار و تبعات نوسانات قيمت ارز نيز نياز داريم كه به تصميم‌گيري‌هاي صحيح كمك كند.



 http://www.donya-e-eqtesad.com/news/838273/#ixzz3HnlrOUjN


برچسب‌ها: بازار ارز
+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در شنبه دهم آبان 1393 و ساعت 11:31 |
حسن‌تاش در گفت‌وگو با «شرق»: 
 
کاهش قیمت نفت ادامه‌دار است 
 
می‌دانید که قیمت نفت دوماهی است که نزولی شده، آیا این افت قابل پیش‌بینی بود؟
مدت‌هاست که در بازار جهانی نفت میزان عرضه از تقاضا سبقت گرفته و از قبل مشخص بود که تداوم روندی که جریان داشت می‌توانست منجر به کاهش قیمت جهانی نفت شود که در دوماه گذشته این اتفاق افتاد.
چرا قیمت نفت در جهان در مدار نزول افتاد؟
عمدتا سه‌دسته عوامل‌ اساسی (شامل عرضه‌وتقاضا) عوامل ژئوپلیتیکی (شامل بحران‌های سیاسی) و عوامل فنی (شامل سوانح و توفان‌ها) بازار جهانی نفت را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند که اثرات بلندمدت و عمده آن مربوط به عوامل اساسی است. عوامل ژئوپلیتیکی تا حضور پدیده سیاسی اثر دارند و عوامل فنی اثرات کوتاه‌مدت‌تر و محدودتری دارند. البته بازارهای بورس و معاملات کاغذی و آتی نفت و سوداگری‌های موجود در آن بازارها نیز گاهی قیمت‌های جهانی در معاملات فیزیکی یا جاری را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند. طی دو،سه‌سال اخیر عوامل اساسی بازار نفت در مسیر سبقت‌گرفتن عرضه از تقاضا بوده است. عرضه نفت‌خام و همچنین عرضه گازطبیعی و به‌تبع آن میعانات ‌گازی (که می‌تواند جایگزین نفت‌خام باشد)، خصوصا در کشورهای غیراوپک در حال افزایش بوده و رشد تقاضای نفت، به‌دلیل بحران اقتصادی در کشورهای صنعتی متوقف و حتی گاهی منفی بوده است. در یکی،دوسال گذشته تنها میزان افزایش عرضه کشورهای غیراوپک بیشتر از کل تقاضای جهانی بوده است.
چقدر از دلایل کاهش قیمت نفت را در حوزه اقتصاد می‌دانید؟
به‌هرحال آنچه که قیمت جهانی نفت را تعیین می‌کند وضعیت عرضه و تقاضاست که عوامل اقتصادی هستند و سایر عوامل هم از طریق عرضه و تقاضا اثر می‌گذارند مثلا عوامل سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیکی موجب کاهش عرضه نفت می‌شوند و قیمت را بالا می‌برند.
ظاهرا بخشی از دلایل کاهش قیمت نفت سیاسی است زیرا برخی از رسانه‌های خارجی مدعی شده‌اند عربستان در کاهش قیمت نفت در راستای حمایت از آمریکا و ضربه‌زدن به روسیه و ایران در کاهش قیمت نفت نقش دارد. نظر شما در این رابطه چیست؟
همان‌طور که عرض کردم عوامل سیاسی نیز از طریق عرضه و تقاضا می‌توانند اثر بگذارند. مثلا اگر تقاضا بیشتر از عرضه باشد و هیچ کشوری نتواند عرضه را بیشتر کند روند قیمت‌ها افزایشی خواهد بود و در آن صورت یک کشور با ارزان‌ترفروختن نمی‌تواند تاثیری بر روند قیمت‌ها بگذارد مگر اینکه بتواند عرضه‌اش را زیاد کند. متقابلا کاهش قیمت نفت توسط عربستان هم فرع مساله است، اصل مساله این است ظاهرا عربستان نمی‌خواهد عرضه‌اش را کم کند و طبیعتا وقتی بازار کشش ندارد باید قیمت را کم کند. البته من هنوز مطمئن نیستم که آمریکایی‌ها طالب قیمت‌های پایین نفت باشند.
چرا؟
سیاست آمریکایی‌ها طی سال‌های اخیر خودکفایی در تولید نفت و گاز بوده است و در این مسیر بهره‌برداری گسترده از منابع غیرمرسوم نفت و گاز را در دستور کار خود قرار داده‌اند و اقتصادی‌شدن منابع غیرمرسوم و توسعه آنها مرهون قیمت‌های بالای نفت بوده است، چون این منابع نسبت به منابع مرسوم پرهزینه هستند. قیمت‌های بالای نفت در آمریکا میلیاردهادلار فرصت سرمایه‌گذاری و میلیون‌ها فرصت شغلی در توسعه این منابع ایجاد کرده و نیز برای آمریکا نسبت به دیگر رقبای اقتصادی‌اش تفوق ایجاد کرده است و به همین دلیل آمریکایی‌ها وضعیت خروج از رکودشان بهتر از رقبا و خصوصا اروپاست. تولید نفت و خصوصا گاز در چندسال گذشته در آمریکا به‌شدت افزایش یافته و واردات این کشور کاهش یافته است و این خود از عوامل عمده سبقت‌گرفتن عرضه از تقاضاست. از سویی خودکفایی آمریکا و بی‌نیازی‌اش از واردات نفت از منطقه خلیج‌فارس اهمیت امنیت خاورمیانه را برای آمریکا کاهش می‌دهد و این می‌تواند برای عربستان هم خطرناک باشد بنابراین، این‌بار این احتمال هم وجود دارد که عربستان بخواهد با کاهش قیمت نفت جلو روند برنامه آمریکا را بگیرد. شواهد زیادی وجود دارد که آمریکایی‌ها بر پیشرفت برنامه خودکفایی و توسعه سرمایه‌گذاری بر منابع غیرمرسوم نفت و گاز که مستلزم قیمت‌های بالای نفت است تاکید دارند و البته ممکن است در اثر پیشرفت‌های تکنولوژیکی و گسترش امکانات بهره‌برداری از منابع غیرمرسوم، هزینه‌های تولید از این منابع پایین آمده باشد که در این صورت به‌تناسب ممکن است قیمت‌های aالبته نه خیلی پایین. در عین حال ممکن است چنین تبانی‌ای که شما اشاره کردید نیز وجود داشته باشد. ولی شاید هنوز قدری برای قضاوت زود باشد.
به نظر شما عربستان تا کی می‌تواند در راستای اهداف آمریکا گام بردارد؟
تمام شواهد نشان می‌دهد سیاست‌های نفتی عربستان معمولا در راستای اهداف آمریکا بوده است و در سال 1986 نیز وزیر وقت عربستان به بهانه سیاست سهم بازار موجب سقوط قیمت جهانی نفت شد و بعدها معلوم شد این در راستای سیاست آمریکا برای فشارآوردن به ایران در جهت پایان‌دادن به جنگ، تسهیل فروپاشی شوروی و ضربه‌زدن به قذافی بوده است و ممکن است چنین همکاری‌ و طرحی مجددا تکرار شود. اما الان هم اوضاع اقتصاد و انرژی دنیا و هم اوضاع ژئوپلیتیکی منطقه بسیار پیچیده‌تر است و عربستان که احساس خطر امنیتی کرده ممکن است واکنش‌های دیگری را نشان دهد به‌هرحال رژیم عربستان حرکت در راستای اهداف آمریکا را برای بقایش می‌خواهد نه برای فنایش. باید دید اوضاع چگونه پیش می‌رود.
خود آمریکا چطور؟ آیا این کشور در کاهش قیمت نفت نقش مستقیم داشته یا غیرمستقیم؟
بله. آمریکا در این زمینه هم نقش مستقیم داشته و هم غیرمستقیم. اخیرا آمریکا با افزایش تولید داخلی‌اش، واردات نفتش را از غرب آفریقا بسیار کم کرده است و این نفت (غرب آفریقا)، به بازارهای دیگر می‌رود و خود آمریکا نیز صادرات نفتی‌اش به کانادا را زیاد کرده و موجب شده کانادا نیز واردات از غرب آفریقا را کم کند. همچنین صادرات میعانات گازی و گازمایع آمریکا افزایش یافته و بحثی هم در آمریکا مطرح است که اصولا قانون ممنوعیت صادرات هیدروکربن‌ها لغو شود که خود طرح این بحث هم در بازار اثر منفی روی قیمت‌ها داشته است. چون در آمریکا از دهه70 صادرات هیدروکربن‌ها (به جز به کانادا) ممنوع بوده است و مواردی هم که اخیرا اتفاق افتاده با مجوز‌های موردی یا به نوعی دورزدن قانون بوده است. در مورد نقش غیرمستقیم هم وقتی آمریکایی‌ها اعلام کردند داعش را تعقیب می‌کنند و آن را در عراق و سوریه مورد حمله هوایی قرار می‌دهند، نگرانی از توسعه و نفوذ داعش به مناطق نفتی عراق در جنوب و در کردستان کمتر شد و این‌هم بر بازار موثر بود.
در کاهش قیمت نفت رد پای چه کشورهای دیگری به جز عربستان و آمریکا مشاهده می‌شود؟
البته به مفهوم رد پا نه؛ اما کاهش نسبی تنش‌ها در لیبی و نیجریه موجب افزایش نسبی تولید این کشورها شده و این هم روی قیمت‌ها بی‌اثر نبوده است.
آینده را چطور ترسیم می‌کنید؛ آینده‌ای با افزایش قیمت نفت یا ادامه روند موجود؟
اگر همین روند ادامه داشته باشد و عربستان‌سعودی هم حاضر به کاهش تولید خود نباشد و اوپک هم تصمیم به کاهش تولید نگیرد و معضل ژئوپلیتیکی جدیدی هم در منطقه و خصوصا بخش‌های نفت‌خیز منطقه رخ ندهد، احتمال کاهش بیشتر قیمت وجود دارد. خصوصا همان‌طور که عرض کردم در سال آینده میلادی نیز اغلب پیش‌بینی‌ها این است که افزایش عرضه غیراوپک بیش از افزایش تقاضای جهان خواهد بود. همچنین اگر مذاکرات هسته‌ای ایران پیشرفت داشته باشد و به‌سمت کاهش تحریم‌ها برود این‌هم به مفهوم امکان افزایش تولید ایران خواهد بود و می‌تواند روند کاهش قیمت نفت را سریع‌تر کند.
آیا نرخ فعلی که حدود 90دلار برای هر بشکه نفت است می‌تواند یک نرخ جدید تلقی شود؟
با توجه به تنوع عوامل تاثیرگذار بر بازار جهانی نفت، پیش‌بینی بسیار دشوار است و همانطور که عرض کردم در چند سال اخیر هم عمدتا تحولات ژئوپلیتیکی به‌خصوص در کشورهای عضو اوپک، موجب بالانس عرضه و تقاضا شده است. یک‌روز تحولات موسوم به بهارعربی و به‌ویژه بحران لیبی، روز دیگر درگیری‌های نیجریه و آثار آن بر کاهش تولید نفت این کشورها، زمانی دیگر تحریم‌های نفتی ایران و در جایی دیگر بحران اوکراین و آثار انتظاری و روانی آن بر احتمال قطع گاز روسیه به اروپا و به‌تازگی کاهش تولید نفت عراق به‌دلیل تحرکات گروه موسوم به داعش، بازار نفت را تحت تاثیر قرار داده؛ در غیراین‌صورت همواره پتانسیل کاهش قیمت جهانی نفت وجود داشته است. بنابراین از این به بعد نیز وضعیت بازار و قیمت نفت، به‌شدت بستگی به عوامل ژئوپلیتیکی دارد و اگر دنیا آرام باشد بله ممکن است قیمت‌ها کاهش بیشتری هم بیابند. البته باید توجه داشت درحالی‌که متوسط قیمت ‌نفت اوپک در سال2008 میلادی حدود 94/5دلار بود در سال2009 به حدود 66دلار کاهش یافت و در 2010 به حدود 77/5دلار در بشکه رسید و از سال 2011بالای صددلار رفت و متوسط سال  2013 (105/87) نیز حدود 3/5دلار کمتر از 2012 (109/45) بوده است. ضمن اینکه در طول این سال‌ها نیز نوسانات زیادی وجود داشته است.
شما چقدر با واکنش سیاسی ایران نسبت به اقدام اخیر عربستان موافقید؟
به‌نظر من هرگونه تشدید چالش در منطقه و بین کشورهای آن نهایتا بازی در زمین دشمن است و دشمنان فرامنطقه‌ای نهایتا از چالش‌های منطقه سود می‌برند. ضمن اینکه اقدامات عربستان را در میزان تولید این کشور باید جست‌وجو کرد و این هم با گذشت زمان مشخص می‌شود. بنابراین باید در این رابطه با یک دیپلماسی فعال برمبنای تحلیل‌های دقیق، اول فهمید که عربستان به‌دنبال چیست؟ به‌هرحال صرف‌نظر از قیمت، عربستان از بحران‌های ژئوپلیتیکی یا تحریم‌ دیگران سود برده است و به‌صورت مرتب تولید خود را زیاد کرده‌ و بازار آنها را گرفته است. بنابراین با بازگشت دیگران به بازار اگر بازار کشش نداشته باشد باید عربستان با کاهش تولید خود برایشان جا باز کند.
آیا ایران می‌تواند مانع کاهش قیمت نفت شود؟ یا بهتر بگویم آیا ایران می‌تواند اقدامی در این رابطه انجام دهد، مثل رایزنی با برخی کشورهای تاثیرگذار بر نفت؟
اول باید دقیق‌تر فهمید که کاهش قیمت نفت فرصت‌ها و تهدیدهایش برای بازیگران مختلف و خود ما چیست، مثلا اگر برنامه‌های توسعه منابع غیرمرسوم را کند یا متوقف کند می‌تواند یک فرصت باشد. اما اگر بنا بر مانع‌شدن باشد، ایران به‌تنهایی نمی‌تواند تاثیر چندانی روی بازار داشته باشد و می‌تواند درخواست اجلاس اضطراری اوپک را بدهد و از طریق اوپک و متحدانش در اوپک این موضوع را پیگیری کند. البته هنوز شاید کمی زود باشد.
با ادامه روند کاهش قیمت نفت اوپک چه عواقب منفی‌ای در انتظار ایران است؟
در شرایط تحریم این مساله تاثیر زیادی بر ما ندارد چون متاسفانه ما به بخش اندکی از درآمد نفت صادراتی‌مان دسترسی پیدا می‌کنیم و به همین دلیل هم اگر هم تبانی میان آمریکا و عربستان در جهت کاهش قیمت نفت وجود داشته باشد، شاید حداقل نتوان گفت علیه ایران است چون در حال حاضر مساله اصلی ایران تحریم‌هاست. بله اگر تحریم‌ها برداشته شده بود و قیمت نفت با چنین تبانی‌ای به سمت سقوط آزاد می‌رفت، می‌توانست از دودوزه‌بازی‌کردن آمریکایی‌ها حکایت کند. البته از منظری کاملا متفاوت اگر آمریکایی‌ها به دلایلی که ذکر شد طالب قیمت پایین نفت نباشند و عربستان هم حاضر به کاهش تولید نفت نباشد، ممکن است فشار بر صادرات نفت ایران برای بالانس‌کردن بازار، تشدید شود البته این درصورت ناکامی مذاکرات ایران و 1+5 خواهد بود. شواهدی مثل لغو تحریم‌های شرکت ملی نفتکش ایران توسط اتحادیه اروپا که همین چندروز پیش اتفاق افتاد عکس این را نشان می‌دهد ولی به‌هرحال باید هوشیار بود.
آیا تاکنون از اقدامات سایر کشورها برای مقابله با آثار منفی کاهش قیمت نفت خبری شده؟
کشورها به تنهایی نمی‌توانند کاری انجام دهند، مگر از طریق همکاری و هماهنگی در اوپک. هنوز شواهدی از تحرک دیده نمی‌شود ضمن اینکه اغلب کشورهای صادرکننده نفت هم‌اکنون درگیر مشکلات زیادی هستند.
آیا وقت آن نرسیده که اوپک جلسه اضطراری تشکیل دهد؟
شاید هنوز قدری زود باشد. این نوسانات همیشه وجود دارد و باید دید تا کجا ادامه می‌یابد. البته از اوپک هم انتظار زیادی نمی‌توان داشت و نباید دچار توهم شد که اوپک می‌تواند معجزه‌کند.
نکته کلیدی که در این آشفته بازار باید مسوولان به آن توجه کنند، چیست؟
اوضاع خیلی پیچیده است و باید مرتبا تحولات را رصد کرد و برای داشتن تحلیل‌های دقیق خیلی چیزها را مورد توجه قرار داد اما در این میان رصدکردن تحولات تولید و هزینه تولید منابع نفت و گاز غیرمرسوم آمریکا خیلی مهم است. برنامه ایالات‌متحده در تداوم توسعه این منابع جدی است و اجازه نمی‌دهد که با کاهش قیمت جهانی نفت به هم بریزد. مگر اینکه هزینه‌های تولید این منابع کاهش یافته باشد و در قیمت‌های پایین‌تر نفت هم بتوانند به کار خود ادامه دهند که با پیشرفت فناوری احتمال این وجود دارد.

آینده را چطور ترسیم می‌کنید؛ آینده‌ای با افزایش قیمت نفت یا ادامه روند موجود؟
اگر همین روند ادامه داشته باشد و عربستان‌سعودی هم حاضر به کاهش تولید خود نباشد و اوپک هم تصمیم به کاهش تولید نگیرد و معضل ژئوپلیتیکی جدیدی هم در منطقه و خصوصا بخش‌های نفت‌خیز منطقه رخ ندهد، احتمال کاهش بیشتر قیمت وجود دارد. خصوصا همان‌طور که عرض کردم در سال آینده میلادی نیز اغلب پیش‌بینی‌ها این است که افزایش عرضه غیراوپک بیش از افزایش تقاضای جهان خواهد بود. همچنین اگر مذاکرات هسته‌ای ایران پیشرفت داشته باشد و به‌سمت کاهش تحریم‌ها برود این‌هم به مفهوم امکان افزایش تولید ایران خواهد بود و می‌تواند روند کاهش قیمت نفت را سریع‌تر کند.
آیا نرخ فعلی که حدود 90دلار برای هر بشکه نفت است می‌تواند یک نرخ جدید تلقی شود؟
با توجه به تنوع عوامل تاثیرگذار بر بازار جهانی نفت، پیش‌بینی بسیار دشوار است و همانطور که عرض کردم در چند سال اخیر هم عمدتا تحولات ژئوپلیتیکی به‌خصوص در کشورهای عضو اوپک، موجب بالانس عرضه و تقاضا شده است. یک‌روز تحولات موسوم به بهارعربی و به‌ویژه بحران لیبی، روز دیگر درگیری‌های نیجریه و آثار آن بر کاهش تولید نفت این کشورها، زمانی دیگر تحریم‌های نفتی ایران و در جایی دیگر بحران اوکراین و آثار انتظاری و روانی آن بر احتمال قطع گاز روسیه به اروپا و به‌تازگی کاهش تولید نفت عراق به‌دلیل تحرکات گروه موسوم به داعش، بازار نفت را تحت تاثیر قرار داده؛ در غیراین‌صورت همواره پتانسیل کاهش قیمت جهانی نفت وجود داشته است. بنابراین از این به بعد نیز وضعیت بازار و قیمت نفت، به‌شدت بستگی به عوامل ژئوپلیتیکی دارد و اگر دنیا آرام باشد بله ممکن است قیمت‌ها کاهش بیشتری هم بیابند. البته باید توجه داشت درحالی‌که متوسط قیمت ‌نفت اوپک در سال2008 میلادی حدود 5/94دلار بود در سال2009 به حدود 66دلار کاهش یافت و در 2010 به حدود 5/77دلار در بشکه رسید و از سال 2011بالای صددلار رفت و متوسط سال  2013 (87/105) نیز حدود 5/3دلار کمتر از 2012 (45/109) بوده است. ضمن اینکه در طول این سال‌ها نیز نوسانات زیادی وجود داشته است.
شما چقدر با واکنش سیاسی ایران نسبت به اقدام اخیر عربستان موافقید؟
به‌نظر من هرگونه تشدید چالش در منطقه و بین کشورهای آن نهایتا بازی در زمین دشمن است و دشمنان فرامنطقه‌ای نهایتا از چالش‌های منطقه سود می‌برند. ضمن اینکه اقدامات عربستان را در میزان تولید این کشور باید جست‌وجو کرد و این هم با گذشت زمان مشخص می‌شود. بنابراین باید در این رابطه با یک دیپلماسی فعال برمبنای تحلیل‌های دقیق، اول فهمید که عربستان به‌دنبال چیست؟ به‌هرحال صرف‌نظر از قیمت، عربستان از بحران‌های ژئوپلیتیکی یا تحریم‌ دیگران سود برده است و به‌صورت مرتب تولید خود را زیاد کرده‌ و بازار آنها را گرفته است. بنابراین با بازگشت دیگران به بازار اگر بازار کشش نداشته باشد باید عربستان با کاهش تولید خود برایشان جا باز کند.
آیا ایران می‌تواند مانع کاهش قیمت نفت شود؟ یا بهتر بگویم آیا ایران می‌تواند اقدامی در این رابطه انجام دهد، مثل رایزنی با برخی کشورهای تاثیرگذار بر نفت؟
اول باید دقیق‌تر فهمید که کاهش قیمت نفت فرصت‌ها و تهدیدهایش برای بازیگران مختلف و خود ما چیست، مثلا اگر برنامه‌های توسعه منابع غیرمرسوم را کند یا متوقف کند می‌تواند یک فرصت باشد. اما اگر بنا بر مانع‌شدن باشد، ایران به‌تنهایی نمی‌تواند تاثیر چندانی روی بازار داشته باشد و می‌تواند درخواست اجلاس اضطراری اوپک را بدهد و از طریق اوپک و متحدانش در اوپک این موضوع را پیگیری کند. البته هنوز شاید کمی زود باشد.
با ادامه روند کاهش قیمت نفت اوپک چه عواقب منفی‌ای در انتظار ایران است؟
در شرایط تحریم این مساله تاثیر زیادی بر ما ندارد چون متاسفانه ما به بخش اندکی از درآمد نفت صادراتی‌مان دسترسی پیدا می‌کنیم و به همین دلیل هم اگر هم تبانی میان آمریکا و عربستان در جهت کاهش قیمت نفت وجود داشته باشد، شاید حداقل نتوان گفت علیه ایران است چون در حال حاضر مساله اصلی ایران تحریم‌هاست. بله اگر تحریم‌ها برداشته شده بود و قیمت نفت با چنین تبانی‌ای به سمت سقوط آزاد می‌رفت، می‌توانست از دودوزه‌بازی‌کردن آمریکایی‌ها حکایت کند. البته از منظری کاملا متفاوت اگر آمریکایی‌ها به دلایلی که ذکر شد طالب قیمت پایین نفت نباشند و عربستان هم حاضر به کاهش تولید نفت نباشد، ممکن است فشار بر صادرات نفت ایران برای بالانس‌کردن بازار، تشدید شود البته این درصورت ناکامی مذاکرات ایران و 1+5 خواهد بود. شواهدی مثل لغو تحریم‌های شرکت ملی نفتکش ایران توسط اتحادیه اروپا که همین چندروز پیش اتفاق افتاد عکس این را نشان می‌دهد ولی به‌هرحال باید هوشیار بود.
آیا تاکنون از اقدامات سایر کشورها برای مقابله با آثار منفی کاهش قیمت نفت خبری شده؟
کشورها به تنهایی نمی‌توانند کاری انجام دهند، مگر از طریق همکاری و هماهنگی در اوپک. هنوز شواهدی از تحرک دیده نمی‌شود ضمن اینکه اغلب کشورهای صادرکننده نفت هم‌اکنون درگیر مشکلات زیادی هستند.
آیا وقت آن نرسیده که اوپک جلسه اضطراری تشکیل دهد؟
شاید هنوز قدری زود باشد. این نوسانات همیشه وجود دارد و باید دید تا کجا ادامه می‌یابد. البته از اوپک هم انتظار زیادی نمی‌توان داشت و نباید دچار توهم شد که اوپک می‌تواند معجزه‌کند.
نکته کلیدی که در این آشفته بازار باید مسوولان به آن توجه کنند، چیست؟
اوضاع خیلی پیچیده است و باید مرتبا تحولات را رصد کرد و برای داشتن تحلیل‌های دقیق خیلی چیزها را مورد توجه قرار داد اما در این میان رصدکردن تحولات تولید و هزینه تولید منابع نفت و گاز غیرمرسوم آمریکا خیلی مهم است. برنامه ایالات‌متحده در تداوم توسعه این منابع جدی است و اجازه نمی‌دهد که با کاهش قیمت جهانی نفت به هم بریزد. مگر اینکه هزینه‌های تولید این منابع کاهش یافته باشد و در قیمت‌های پایین‌تر نفت هم بتوانند به کار خود ادامه دهند که با پیشرفت فناوری احتمال این وجود دارد.
 
 
+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 و ساعت 12:57 |

-          با توجه به ادامه روند كاهشي قيمت‌ها و رسيدن قيمت نفت خام اوپك به نرخ 90 دلار و 33 سنت و رسيدن نفت خام برنت به كمترين قيمت در 27 ماه گذشته چنين وضعي را حاصل چه اتفاق‌هايي مي‌دانيد؟ به نظر شما افزايش عرضه از سمت عربستان يا بازگشت ليبي به بازار تأثير بيشتري بر كاهش قيمت‌ها داشته است يا كندي رشد اقتصاد در چين و ركود در اروپا؟

پاسخ- اصولا از حدود دو سال پیش رشد عرضه نفت از تقاضای آن بیشتر بوده و لذا کاهش نسبی قیمت نفت کاملا قابل انتظار بوده و بنده نیز آن را پیش‌بینی کرده بودم، در دو سال گذشته عمدتا عوامل سیاسی و تحولات ژئوپلتیکی  و قطع و کاهش عرضه نفت‌خام ناشی از این تحولات پی درپی ، علت بالا ماندن قمت نفت بوده است. حالا که مشکلات ژئوپلتیکی قدری کمتر شده قیمت نفت رو به کاهش گذاشته است. با بسیج جهانی علیه داعش نگرانی از گسترش تحرکات داعش به مناطق نفت‌خیز در جنوب و کردستان عراق کمتر شده، با کاهش درگیری‌ها در لیبی تولید این کشور بیشتر شده و در کنار این مشکلات بخش تقاضا که اشاره کردید نیز وجود دارد. البته عربستان‌سعودی در ماه‌ اخیر  افزایش تولید نداشته است، تولید عربستان در ماه جولای گذشته نسبت به ماه‌قبل از آن قدری افزایش داشت اما در ماه اگوست حدود 55 هزار بشکه کاهش داشته است. البته عربستان در یکی دو سال اخیر از  مشکلات ژئوپلتیکی دیگران استفاده کرده و تولیدش را افزایش داده است و معمولا انتظار این است که با برگشت دیگران تولیدش را کاهش دهد.

-           پيش از اين چه زماني بحراني در اين سطح در قيمت‌هاي نفت اتفاق افتاده بود و واكنش سران اوپك به عنوان دارندگان 60 درصد ذخاير نفتي جهان به آن چه بود؟ در دوران بهار عربي تفاهم بيشتري ميان سران اوپك از اكنون وجود داشت؟

پاسخ- قبل از این مهمترین شوک کاهشی قیمت مربوط به سال‌های 1366 و  1367 بوده است که عامل آن عربستان بود و بعدها معلوم شد که با تبانی ایالات‌متحده برای تحقق بعضی از اهداف سیاسی و از جمله فشار به ایران برای پایان دادن جنگ بوده است. یکبار دیگر هم در اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی با تصمیم اشتباه اوپک در اجلاس جاکارتا  قیمت نفت کاهش شدیدی پیدا کرد ولی دوره آن کوتاه بود و در اجلاس بعدی اوپک  اصلاح شد و تولید کنترل شد، آن قصه با رکود شدید اقتصادی در آسیای جنوب شرقی (1997و 1998) همراه بود که تقاضای نفت در آن منطقه به شدت کاهش یافته بود.

-          آيا به نظر شما آن طور كه بسياري از رسانه‌هاي بين‌المللي ادعا مي‌كنند عربستان سعودي به دنبال جنگ قدرت با ايران است و توليد خود را كاهش نخواهد داد يا اين كشور در نهايت به نفع منافع اوپك سهميه توليد خود را كم خواهد كرد؟

پاسخ- پاسخ این سئوال سخت است، چون اوضاع منطقه و جهان بسیار پیچیده شده است ، شواهدی وجود دارد که امریکائی‌ها طالب قیمت‌های پائین نفت نیستند چون برنامه‌های انرژی و تولید نفت و گازشان از منابع غیرمرسوم را بهم می‌ریزد و اگر چنین باشد باید دید که آیا عربستان رو در روی امریکا خواهد ایستاد یا نه؟ چون عربستان برنامه خودکفائی انرژی ایالات‌متحده و قطع وابستگی این کشور از نفت وارداتی از خاورمیانه را برای امنیت خود خطرناک می‌داند. باید دید چه قیمتی مطلوب امریکائی‌ها است. بعضی معتقدند هزینه تولید از نفت‌های شیلی کاهش یافته است و ممکن است در نفت‌خام 80 دلار هم کماکان اقتصادی باشند.

-          اين بحران را تا چه اندازه نقطه عطفي جدي در بازار نفت تلقي مي‌كنيد؟ آيا بحران كنوني به گونه‌اي است كه سال‌هاي سال بعد از آن به عنوان نقطه‌اي كه مسير بازار بعد از آن تغيير كرده است ياد كنند؟

پاسخ- هنوز برای چنین قضاوتی خیلی زود است نوساناتی در این حد در طول سال‌های گذشته وجود داشته است. درسال 2009 متوسط قیمت نفت اوپک به حدود 61 دلار رسید در صورتی که سال قبل از آن 94.5 دلار بود.  مسئله هنوز در حد بحران نیست ولی ممکن است به آن حد برسد.

-          با توجه به هزينه توليد شيل‌هاي نفتي به نظر شما رسيدن قيمت به چه نقطه‌اي اين توليد را غير اقتصادي خواهد كرد؟

پاسخ- پاسخ این سئوال نیاز به اطلاعات زیادی دارد که در اختیار من نیست اما آنچه مسلم است اینها پر هزینه هستند و البته با پیشرفت تکنولوژی و توسعه زیرساخت‌های مربوطه که الان اتفاق افتاده است این هزینه رو به کاهش می‌رود اخیرا واشنگتنپست در مقاله‌ای اعلام کرده بود که در 80 دلار هم ممکن است بهره‌برداری از اینها اقتصادی باشد. ولی به هر حال هرچه باشد به نظر من مرز قیمت نفت را تعیین می‌کند چون امریکائی‌ها بر روی برنامه‌شان مصمم بنظر می‌رسند. مگر اینکه عربستان بخواهد با امریکا مقابله کند یا یک تبانی کوتاه‌مدتی برای تحقق یک سری از اهداف سیاسی مثل فشار به روسیه شکل بگیرد، مانند جریان 1367.

-          اكنون و در وضعيتي كه وابستگي بودجه به نفت زياد است و بسياري مي‌گويند بودجه در كشور بر اساس نفت بشكه‌اي 100 دلار بسته شده است تا چه اندازه نگراني براي كاهش قيمت‌ها جدي خواهد بود؟

پاسخ- بنظر من برای ما نگرانی جدی کماکان تحریم است. وقتی در اثر تحریم‌های اقتصادی و بانکی عملا تنها بخش کمی از پول صادرات نفت در  اختیار کشور قرار می‌گیرد. چه تفاوتی دارد قیمت نفت چه باشد؟ البته قیمت 100 دلار  از قبل قابل پیش‌بینی بود که زیاد است و این تجربه یک بار دیگر نشان می‌دهد که مکانیزم ذخیره ارزی باید خیلی جدی گرفته شود. در  مورد یک عامل مهم برونزای اقتصادی که در کنترل ما نیست و عوامل تاثیرگذار بر آن نیز متعدد و متنوع هستند، همیشه این نوسانات وجود داشته و دارد و تنها با مکانیزم ذخیره ارزی می‌توان آثار منفی‌اش بر اقتصاد را کنترل کرد.

 

+ نوشته شده توسط سيد غلامحسين حسنتاش در شنبه نوزدهم مهر 1393 و ساعت 12:40 |